از زاويه اي ديگر اصلاح طلبان شبکه سازي و گسترش زنجيره هاي بدنه اجتماعي را در راس کار خود قرار داده اند و اصولگرايان مجلس هم به همين دليل با سه گزينه آنها براي وزارتخانه علوم ، آموزش و پرورش و جوانان مخالفت کردند.

به گزارش مشرق به نقل از آریا، سال هاي نخستين دهه نود براي اصلاح طلبان بسيار متفاوت شده است با آنچه بر آنها در دهه 80 گذشته .آنها مي خواهند باز گردند براي اين بازگشت اما به سامان مجدد نياز دارند. همبستگي هاي گذشته از هم پاشيده و نشستشان بر سر يک ميز هنوز هم چندان سهل و آسان نيست.آنچه از 22 خرداد 88 به اين سو پيرامون آنها رخ داد سپهر سياست ايران را بيش از هميشه از حضور رسمي اصلاح طلبان در عرصه قدرت رسمي تهي کرد.

خرداد 92 اما فضاي متفاوتي را پديد آورد. حسن روحاني رييس جمهور شد. او اگر چه يک اصلاح طلب نبود اما به دليل آنچه بر صحنه سياست ايران از زمان آمدن احمدي نژاد گذشته بود در قامت يک چهره منتقد وضع موجود قرار داشت. يعني درست همان پوزيشني که اصلاح طلبان در آن قرار داشتند. حالا روحاني و اصلاح طلبان يک هدف مشترک داشتند. اصلاح طلبان که نامزدشان يعني محمد رضا عارف را فارغ از بدنه و اقبال اجتماعي مي ديدند در يک ائتلاف سياسي و البته تاکتيکي از سر ناچاري  به سمت حسن روحاني رفتند و همه آنچه که در زمان تبليغات انتخاباتي رخ داد موجب شد حسن روحاني جايگزين احمدي نژاد شود؛ منفذ و البته فرصتي جديد براي تنفس سياسي اصلاح طلبان.



در سطح ديگري از تحليل آنچه پيدار شده بود حاصل توافق سياسي هاشمي رفسنجاني و سيد محمد خاتمي بود. آنجا که سيد محمد خاتمي و بدنه اصلاح طلبان به نفع هاشمي و نامزد از عرصه کنار کشيدند . خبري تاييد نشده حکايت از آن دارد که سيد محمد خاتمي در فاصله اي مانده به مشخص شدن نامزدها به حسن روحاني گفته بود :«اگر قرار باشد اصلاح طلبان از فردي در انتخابات حمايت کننند شما در آخر صف ايستاده اي.» حتي مي گويد محمد خاتمي در واکنش به کانديداتوري حسن روحاني گفته بود :«تا زماني که بحث کانديداتوري چهره هايي چون هاشمي رفسنجاني، نجفي، جهانگيري و عارف مطرح است نوبت به طرح بحث حمايت از امثال حسن روحاني نمي رسد. روحاني از جاذبه لازم براي راي آوري برخوردار نيست.»

مخالفان حسن روحاني در ميان اصلاح طلبان معتقد بودند که  به سه دليل عمده نبايد از روحاني حمايت کرد: 1- موضع روحاني درباره جريان اصلاحات هيچ گاه شفاف نبوده و نيست. 2- حسن روحاني عضو جامعه روحانيت و وابسته به طيف اصولگرايان است. بنابراين اين جبهه نمي تواند از کانديدايي که در تشکل هاي اصولگرايي عضويت دارد حمايت کند. 3- وي داراي جاذبه و ادبيات لازم براي جلب آراي مردم نيست.

چنين بود که آنها تا آخرين لحظات با تخريب حسن روحاني نامزد مورد حمايت سيد محمد خاتمي يعني محمد رضا عارف را ترجيح مي دادند؛ نظر سنجي ها اما از جايگاه پايين او در مقايسه با ساير نامزدها خبر مي داد. درباره اينکه در آخرين جلسات ميان هاشمي و خاتمي چه گذشت که عارف با نامه سيد محمد خاتمي کنار کشيد گويا ناگفته هاي فراواني دارد. ناگفته هايي که اگر رسانه اي شود مشخص مي کند که چرا محمد رضا عارف هرگز در نامه اش ننوشت که به نفع روحاني کناره گيري کرده است.
بنياد باران و خاتمي عرصه را به هاشمي واگذار کردند؛ اين ساده ترين تفسير واقعه خرداد ماه است.

چشم باراني ها به کابينه ماند

«روحاني يادت باشه ،عارف بايد باشه» شعاري که باراني ها بيش از همه طرفدارش بودند . آنها پروژه معاون اولي عارف را دنبال مي کردند. حرف و سخنشان اين بود که آنها موجبات پيروزي حسن روحاني را پديد آورده اند وحسن روحاني بايد سهمشان را با معاونت اولي عارف بدهد. تحرکات رسانه اي ، فشارهاي سياسي و لابي هاي پشت پرده ؛ همه و همه از تلاش هاي گسترده تندروها براي معاونت اولي عارف حکايت داشت. بازگشت به پاستور از بابي که گويا قرار بود محمد رضا عارف براي آنها باز کند.


فهرست کابينه و ساير پست ها از جمله معاوني اولي که منتشر شد باراني ها کمترين سهم را داشتند. تکنوکرات ها اکثر صندلي هاي پاستور را به دست آوردند. نه عارف جايي در ليست داشت و نه مسجد جامعي که اصلي ترين گزينه خاتمي بود به ارشاد رسيد. 3 چهره که به خاتمي نزديک تر بودند و در کابينه قرار داشتند هم نتوانستند از بهارستان مجوز ورود به دولت را پيدا کنند. اين يعني اينکه باز هم هاشمي و مديرانش نسبت به خاتمي دست بالا را در پاستور داشتند. گويا حسن روحاني ديني نسبت به خاتمي براي خود احساس نمي کرد. هر چه باشد حالا اوست که در ابتداي صف قرار دارد.

بهشت هم باراني نشد

ماجراهاي کابينه که به پايان رسيد حالا باراني ها نگاهشان به بهشت دوخته شد .آنجا که محمد باقر قاليباف به عنوان شهردار حضور داشت و قرار بود در انتخابي ديگر شانسش را براي ماندن در بهشت بيازمايد .اصلاح طلبان مي توانستند گزينه دهند. آنها قريب 15 راي در شورا داشتند. بار ديگر مجالي پديد آمد براي اينکه هاشمي و خاتمي مقابل يکديگر قرار گيرند . خاتمي 3 گزينه داشت ؛ ابتکار ، مهرعليزاده و صفدر حسيني و اکبر هاشمي تنها يک گزينه ؛ محسن هاشمي.
رايزني ها و لابي ها تا آخرين لحظه ادامه داشت اما اين بار هم نه باران به بهشت رسيد و نه خاتمي به مقصودش . 3 نفر به خاطر يک نفر کناره گيري کردند . يک خبر تاييد نشده حکايت از آن دارد که خاتمي پس از انتخاب محسن هاشمي به عنوان گزينه نهايي اصلاح طلبان به آنها گفت که نمي گذارند محسن هاشمي شهردار شود و شما هم بهتر است کس ديگري را انتخاب کنيد.هر چه بود فرجام جلسه شوراي شهر براي انتخاب شهردار ماندن مجدد محمد باقر قاليباف در بهشت بود.



بازگشت با عارف؟

واقعيت اين است که اصلاح طلبان پيرامون خاتمي که قالبا در حزب مشارکت و سازمان مجاهدين قرار دارند نمي توانند با همان تابلوي گذشته و حتي همان افراد قديمي به عرصه سياست رسمي بازگردند . حزب آنها منحل شده است.اگر چه همچنان حرف و حديث ها درباره انحلال اين دو حزب ادامه دارد اما سخنگوي قوه قضائيه مهرماه 89 با قاطعيت از انحلال جبهه مشاركت ايران اسلامي و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي با حكم دادگاه خبر داد.

حجت‌الاسلام محسني‌اژه‌اي در نشست خبري خود و در پاسخ به سئوال يک خبرگزاري اصلاح طلب در خصوص صحت خبر انحلال حزب مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي با حكم دادگاه گفت: «بله، كميسيون ماده 10 احزاب پروانه فعاليت اين دو حزب را متوقف كرده و اعلام كرده كه آنها حق فعاليت سياسي ندارن وبا مستنداتي كه ارائه كرد از دادگاه تقاضاي انحلال دو حزب را داشت كه پرونده آنها به دادگاه رفت، دادگاه نيز مستقلا تصميم گرفت، هر دو حزب را منحل كرد و هم‌اكنون حق فعاليت ندارند.»

چنين است که تنها راه بازگشت کم هزينه استفاده از عناصر معتدل تر اصلاح طلب است . چهره هايي که تابلوي جريان اصلاح طلبي شوند و در ذيل آنها اين چهره هاي تندور بتوانند بازگشت به عرصه قدرت را بار ديگر تجربه کنند. چه اينکه خط و خطوط روحاني تا کنون موجب شده آنها از پاستور دور بمانند.

«شايد بهتر باشد اصلاح‌طلبان درون حاکميت نباشند تا بتوانند خود را احياء کنند. بهتر است وارد مسائل اجرايي نشوند، اما اگر آقاي روحاني بخواهد، او را کمک کنند و از کمک کردن سر باز نزنند.» اين سخنان محمد علي ابطحي است. در واکنش به همين اظهارات بود که روزنامه جمهوري اسلامي که رسانه نزديک به هاشمي رفسنجاني است در تحليلي نوشت :« اظهارات، اشارات و تحليل‌هاي سران جناح اصلاح‌طلب، اين روزها نشان مي‌دهد آنها دولت دکتر حسن روحاني را به منزله پلي براي عبور از شرايط کنوني جهت رسيدن به قدرت مي‌دانند.»


اين روزنامه مي‌افزايد: سران جناح اصلاحات در تشريح وضعيت دولت روحاني مي‌گويند: «شايد بهتر باشد اصلاح‌طلبان، درون حاکميت نباشند تا بتوانند خود را احيا کنند.» روزنامه متمايل به هاشمي رفسنجاني نوشت:« به نظر مي‌رسد با توجه به شرايط دشوار اقتصادي کشور، اصلاح‌طلبان ترجيح مي‌دهند خود را با مشکلات اين مرحله درگير نکنند و با اين تحليل که دولت دکتر روحاني نمي‌تواند توفيق چنداني به دست آورد، خود را براي در دست گرفتن قدرت در انتخابات رياست‌جمهوري سال 1396 آماده کنند.»

اما تئورسين ها و نسخه پيچان اصلاح طلب راه بازگشت و ترميم همبستگي هاي آسيب ديده ميان اصلاح طلبان را چگونه طراحي کرده اند؟

گفتگوي آريا با حميدرضا ترقي درباره سناريوي اصلاح طلبان براي بازگشت به قدرت؛

چرا تندروها به دنبال حمايت از عارف هستند؟

اصلاح طلبان مي خواهند دوران دولت يازدهم را به عنوان دوران گذار از اصولگرايي به اصلاح طلبي در نظر بگيرند.

حميدرضا ترقي،عضو شوراي مرکزي حزب موتلفه اسلامي در گفتگو با آريا درباره احتمال توافق هاشمي و خاتمي براي ورود به انتخابات مجلس دهم و رياست محمدرضا عارف بر قوه مقننه گفت:به نظر مي رسد با توجه به فتنه سال 88و رويگرداني بخش قابل توجهي از مردم نسبت به مجريان اصلاح طلب در اين فتنه ،عناصر تند و راديکال اين جريان نمي توانند موقعيت مناسبي براي انتخاب شدن در بين مردم داشته باشند بنابراين آنها درصددند اصلاحات را در ايران به صورت نرم و احتمالي پيش ببرند .

وي افزود:توريسين هاي اصلاح طلب بر اصلاحات نرم و حرکت در چارچوب نظام تاکيد دارند و معتقدند اين روش بهتر جواب مي دهد و مي تواند راه هموارتري براي حرکت در عرصه سياسي باشد.

اين فعال سياسي اظهار داشت:اصلاح طلبان با تجربه اي که در انتخابات رياست جمهوري يازدهم به دست آوردند تلاش خواهند کرد بيشتر از عناصر معتدل براي بازگشت به قدرت و جذب کردن افکار عمومي مردم استفاده کنند البته اينکه آيا آقاي عارف قادر خواهد بود که چنين حرکتي را انجام دهد به تشخيص مردم بستگي دارد .

وي افزود:به نظر مي رسد اصلاح طلبان مي خواهند دوران دولت يازدهم را به عنوان دوران گذار از اصولگرايي به اصلاح طلبي در نظر بگيرند بنابراين اينها تلاش مي کنند اعتدال را به سمت اصلاحات سوق دهند تا زمينه روي کار آمدن اصلاحات در دوره رياست جمهوري دوازدهم فراهم شود.

ترقي ورود عارف به انتخابات مجلس به وسيله بنياد باران را منوط به شرايط دانست و تاکيد کرد:اين موضوع بستگي به اجازه آقاي روحاني دارد که اصلاح طلبان چگونه از بستر دولت يازدهم براي بازگشت به عرصه سياسي استفاده کنند طبيعتا اگر شرايط به گونه اي باشد که نتوانند با آن نام فعاليت کنند احتمالا به سمت استفاده از تابلوهاي ديگر و معتدل تر خواهند رفت.

حزبي که هنوز حزب نيست

پس از اينکه عارف از دولت بازماند يک خبر در فضاي سياسي پيچيد . گفتند او مي خواهد حزب تاسيس کند. خودش هم اين خبر را تاييد کرد. اوايل تيرماه يک سايت خبري ناگفته هايي از تلاش ها براي تشکيل اين حزب را مطرح کرد. اخبار محرمانه نوشت :«در محافل سياسي گفته مي شود به دليل نزديکي بيشتر عارف به ديدگاه هاي جبهه مشارکت در مقايسه با روحاني در محافل مشارکتي تلاش هايي براي وادار کردن روحاني براي پذيرش عارف به عنوان معاون اول صورت گرفت وطيف رسانه اي فعال مشارکت در اين فضا سازي اقداماتي گسترده را انجام داد و حتي روحاني صراحتا اعلام کرد اگر معاون اولي به او پيشنهاد شود در مورد آن فکر مي کند(يعني مي پذيرد).اما پس از عدم دريافت سيگنال هاي مثبت از سوي روحاني تلاش هايي اوليه براي شکل دهي به حزب فراگير از سوي عارف و تيم او به گوش مي رسد.

در محافل مشارکتي و مجاهدين انقلاب گفته مي شود که عارف فاقد ظرفيت لازم براي تشکيل و رهبري حزب فراگير اصلاحات است ولي تحت پوشش حزب او مي توان حزب مشارکت و نشست هاي آن را احيا کرد و از فشار نيروهاي امنيتي خارج نمود.هنوز معلوم نيست که عارف بدون کمک مجاهدين انقلاب و مشارکتي ها آنهم به موازات خاتمي چگونه مي تواند حزب فراگير اصلاح طلب پديد آورد؟»

زمان اما هر چه مي گذشت سرعت تشکيل اين حزب کند تر و کند تر مي شد . چنانکه سيدحسن رسولي مشاور سياسي"محمدرضا عارف" گفت: «نامگذاري و تاسيس يک حزب اصلاح‌طلب از سوي "محمدرضا عارف" در مرحله ايده پردازي قرار دارد. به جاي ايجاد يک حزب، از طريق همکاري و تعامل با ساير احزاب و انجمن‌هاي اصلاح‌طلب با کمک "محمدرضا عارف" بايد شرايطي فراهم شود که ميزان کارايي و اثربخشي اين احزاب افزايش يابد.»

خاتمي يکبار ديگر استارت زد

حالا در شهريور ماه باران به بهشت و پاستور نرسيده است. خاتمي مانده است و يک انتخابات ديگر. مجلس به ميانه راه رسيده و از چندي ديگر فعاليت هاي ستادي براي پارلمان آغاز مي شود. جنس اين انتخابات بسيار متفاوت است. قريب 300 کرسي در سراسر کشور محل رقابت خواهد بود. خاتمي دو راه پيش رو دارد يا بايد باز بر سر ميز مذاکره با هاشمي و روحاني بنشيند يا اينکه اين بار خود ميدان دارد ماجرا شود. در سال 92 هر بار که او با هاشمي نشسته ، دست بالا را هاشمي داشته و شايد تجربه همين نشست ها باشد که او را به فکري ديگر انداخته .

 دکتر امير محبيان چندي پيش در سرمقاله روزنامه رسالت نوشته بود :« اصلاح طلبان فعلا به اتحادي از سر ناچاري با روحاني دست زده اند؛آنها براي انتخابات مجلس برنامه داشته و در صورت کسب موقعيت بهتر ديگر با زبان فعلي با روحاني سخن نخواهند گفت.در آن صورت موازنه منفي فعلي در دوجناح که فضاي تنفس براي روحاني ايجاد کرده است در بدترين حالت سريعا به موازنه فشار دو سويه به روحاني تغيير جهت خواهد داد » اينگونه است که مي گويند :«خاتمي به پارلمان مي انديشد.»

سايت اخبار محرمانه هفته گذشته درخبري که نوشته بود : «خاتمي به عارف پيشنهاد کرده است بجاي گرفتن مقام در پي راه اندازي حزب خودش باشد. عارف اخيرا ديداري با هاشمي رفسنجاني داشته و مذاکراتي را براي گرفتن مسئوليت مرکز مطالعات استرتژيک مجمع تشخيص داشته است وي در آن جلسه از مخالفت خاتمي براي گرفتن اين مقام خبر داده و گفته خاتمي به او توصيه کرده است که حزبش را راه انداخته و براي رياست مجلس دهم فعاليت کند.»

اين خبر را برخي منابع ديگر هم به آريا داده اند. اما آيا اصلاح طلبان محمد رضا عارف را خواهند پذيرفت ؟ آيا از ديدگاه قديمي خود که مي گفتند او يک اصلاح طلب بدلي است منصرف شده اند؟ خاتمي عارف را انتخاب کرده اما او قطعا مخالفاني هم خواهد داشت . مخالفاني از جنس موسوي خوئيني ها که رسما و شفاف پيش ار انتخابات 92 گفته بود :« در ميان اصلاح طلبان، کانديدا بايد داراي يک جاذبه ملي و عمومي باشد تا بقيه او را حمايت کنند. نبايد خيال شود که هر چوب خشکي که به مردم معرفي کنيم، چون اصلاح طلبان از او حمايت مي‌کنند مردم هم حمايت خواهند کرد. پايگاه مردمي اصلاحات از اين جنس نيست که چشم و گوش بسته حرف ما را قبول کنند. اگر ببينند شما حرف حسابي مي‌زنيد از شما حمايت مي‌کنند و اگر ببينند که کانديدايي آورده‌ايد که خودتان هم باور نداريد که مي‌تواند رئيس جمهوري در طراز اصلاح طلبان باشد و مي‌خواهيد به بهانه معرفي يک فرد، حرف‌هايتان را بزنيد اين را مي‌فهمند و پشت سرتان نخواهند آمد و در آن صورت است که حذف مي‌شويد. » سخناني که برخي آن را به معناي مخالفت با حمايت از عارف برداشت کردند.

چنين است که مي گويند عارف نمي تواند پرچمدار حضور اصلاح طلبان در انتخابات مجلس باشد . برخي ديگر هم معتقدند عارف ممکن است يک دست خاتمي براي انتخابات مجلس باشد . چه اينکه در زمان انتخابات رياست جمهوري هم چهره هاي متعددي از اصلاح طلبان مي گفتند تاييده خاتمي را براي حضور در انتخابات دارند. به بيان ديگر گويا خاتمي مي خواهد بنياد باران اين بار دست بالا را داشته باشد . اما آيا او مي تواند در اين راه به نتيجه برسد ؟ در همين رابطه محسن کوهکن در گفتگو با آريا بنياد باران را فاقد مقبوليت دانسته و ميگويد:بنياد باران وزني ندارد که بتواند بدنه مجلس دهم را در اختيار بگيرد لذا بنده توصيه مي کنم اگر اصلاح طلبان مي خواهند پايدار بمانند بايد به سمت نوشتن منشور پيش روند و واگن هاي خود را روي ريل هاي پوسيده مشارکت نگذارند.

از زاويه اي ديگر اصلاح طلبان شبکه سازي و گسترش زنجيره هاي بدنه اجتماعي را در راس کار خود قرار داده اند و اصولگرايان مجلس هم به همين دليل با سه گزينه آنها براي وزارتخانه علوم ، آموزش و پرورش و جوانان مخالفت کردند.

آنها اما گويا تاکتيک ديگري در سر دارند. ممکن است که آنها از استراتژي يک گام به پس ، دو گام به پيش بهره جويند . استارت براي انتخابات مجلس شايد تلاشي براي اين تاکتيک باشد.آيا بهارستان باراني خواهد شد ؟