کد خبر 1848437
تاریخ انتشار: ۵ آبان ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۱

گوشی‌ها از کلاس حذف شدند، اما حواس پرتی دانش آموزان باقی ماند.

به گزارش مشرق، جولی جارگون، نویسنده وال‌استریت ژورنال، در گزارشی با بررسی سیاست‌های جدید مدارس آمریکا برای محدود کردن استفاده از تلفن همراه، به این پرسش پرداخته است که آیا ممنوعیت استفاده از گوشی‌های هوشمند در مدارس واقعاً می‌تواند مشکلاتی مانند حواس‌پرتی، افت تحصیلی، قلدری و درگیری میان دانش‌آموزان را کاهش دهد یا اینکه اثرگذاری این سیاست‌ها محدودتر از چیزی است که تصور می‌شود.

بر اساس این گزارش، ممنوعیت استفاده از تلفن همراه در مدارس آمریکا طی سال‌های اخیر با استقبال بیشتری از سوی والدین، مدیران مدارس و سیاست‌گذاران مواجه شده است. بسیاری از خانواده‌ها در ابتدای طرح چنین سیاست‌هایی نسبت به پیامدهای آن نگرانی داشتند و یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های آنان این بود که در صورت بروز یک وضعیت اضطراری، امکان تماس مستقیم با فرزندان خود را نداشته باشند. با این حال، به نوشته جارگون، تغییر نگاه عمومی به پیامدهای استفاده گسترده از شبکه‌های اجتماعی و افزایش نگرانی‌ها درباره آثار این فضا بر کودکان و نوجوانان موجب شده است حمایت از محدودیت‌های مربوط به تلفن همراه افزایش پیدا کند.

این گزارش همچنین به نقش برخی چهره‌های فکری و پژوهشگران در شکل‌گیری نگاه محتاطانه‌تر نسبت به فناوری در میان کودکان و نوجوانان اشاره می‌کند. در این میان، نام جاناتان هایت نیز مطرح شده است؛ چهره‌ای که در بحث‌های مربوط به تأثیر شبکه‌های اجتماعی و فناوری‌های دیجیتال بر نسل جدید، بر ضرورت بازنگری در شیوه مواجهه کودکان و نوجوانان با این ابزارها تأکید کرده است.

جارگون می‌نویسد تا تابستان سال جاری میلادی، بیش از دو سوم ایالت‌های آمریکا قوانینی را تصویب کرده یا سیاست‌هایی را در پیش گرفته‌اند که مدارس را ملزم به محدود کردن استفاده دانش‌آموزان از تلفن همراه می‌کند. گستردگی این سیاست‌ها نشان می‌دهد مسئله تلفن همراه دیگر صرفاً یک موضوع مربوط به نظم داخلی یک مدرسه نیست، بلکه به یکی از مباحث مهم نظام آموزشی آمریکا تبدیل شده است.

در ظاهر، مسئله ساده به نظر می‌رسد: اگر تلفن همراه موجب حواس‌پرتی دانش‌آموزان می‌شود، حذف آن از محیط مدرسه باید بتواند بخشی از مشکلات را برطرف کند. با این حال، گزارش وال‌استریت ژورنال تأکید می‌کند که پاسخ به این پرسش که «آیا ممنوعیت تلفن همراه مؤثر است؟» به این بستگی دارد که معیار سنجش موفقیت چه باشد.

یکی از مهم‌ترین شواهدی که در این زمینه مورد توجه قرار گرفته، مطالعه‌ای از دانشگاه استنفورد است که در مقیاسی گسترده انجام شده است. در این پژوهش، وضعیت نزدیک به پنج هزار مدرسه در سراسر آمریکا مورد بررسی قرار گرفته و یکی از روش‌های مورد استفاده مدارس برای اجرای ممنوعیت، قرار دادن تلفن‌های همراه دانش‌آموزان در کیسه‌های مخصوص موسوم به «یاندِر» بوده است؛ کیسه‌هایی که برای جلوگیری از استفاده دانش‌آموزان از تلفن همراه در طول ساعات مدرسه طراحی شده‌اند.

نتایج این بررسی نشان داده است که چنین سیاستی از نظر جلوگیری مستقیم از استفاده دانش‌آموزان از تلفن همراه، اثر قابل توجهی دارد. بر اساس داده‌های این مطالعه، میزان دانش‌آموزانی که در کلاس درس از تلفن همراه خود استفاده می‌کردند، از ۶۱ درصد به ۱۳ درصد کاهش یافته است.

به بیان دیگر، اگر هدف اصلی سیاست ممنوعیت تلفن همراه، خارج کردن گوشی از دست دانش‌آموز در جریان کلاس درس باشد، شواهد ارائه‌شده نشان می‌دهد این سیاست توانسته است به میزان قابل توجهی به هدف خود نزدیک شود. کاهش استفاده از ۶۱ درصد به ۱۳ درصد، نشان‌دهنده تغییر محسوسی در رفتار دانش‌آموزان در محیط مدرسه است.

با این حال، مسئله مهم‌تر از جلوگیری از استفاده از گوشی این است که این تغییر رفتاری آیا به بهبود سایر شاخص‌های آموزشی و اجتماعی منجر شده است یا خیر. همین بخش از ماجراست که نتایج پژوهش دانشگاه استنفورد را پیچیده‌تر می‌کند.به نوشته جارگون، هنوز شواهد روشنی وجود ندارد که نشان دهد حذف تلفن همراه از کلاس درس به شکل خودکار موجب افزایش تمرکز، بهبود عملکرد تحصیلی یا ارتقای نمرات دانش‌آموزان می‌شود. این نکته از آن جهت اهمیت دارد که یکی از مهم‌ترین استدلال‌های مطرح‌شده برای اعمال ممنوعیت‌های گسترده، این تصور است که کاهش دسترسی به گوشی باید مستقیماً به افزایش توجه دانش‌آموزان و در نتیجه بهبود وضعیت تحصیلی آنان منجر شود.

در همین زمینه، گزارش به نظرسنجی سال ۲۰۲۵ مؤسسه پیو اشاره می‌کند بر اساس این نظرسنجی، بیشتر بزرگسالان بر این باور بودند که ممنوعیت تمام‌روزه تلفن همراه می‌تواند پیامدهایی مانند بهبود نمرات، تقویت مهارت‌های اجتماعی و بهتر شدن رفتار دانش‌آموزان در کلاس را به دنبال داشته باشد.

اما داده‌های حاصل از مطالعه دانشگاه استنفورد تصویر متفاوتی ارائه می‌کند. بر اساس این پژوهش، در مدارسی که سه سال از اجرای سیاست ممنوعیت تلفن همراه در آنها گذشته بود، تغییر قابل توجهی در نمرات آزمون‌های دانش‌آموزان مشاهده نشد. این دوره سه‌ساله، طولانی‌ترین دوره‌ای بوده که در چارچوب این بررسی مورد مطالعه قرار گرفته است.

این یافته به این معنا نیست که ممنوعیت تلفن همراه هیچ اثر آموزشی یا رفتاری ندارد، بلکه نشان می‌دهد کاهش استفاده از گوشی و بهبود شاخص‌های تحصیلی الزاماً دو نتیجه یکسان نیستند. ممکن است یک مدرسه بتواند استفاده از تلفن همراه را تقریباً به طور کامل محدود کند، اما این اقدام به تنهایی برای افزایش نمرات دانش‌آموزان کافی نباشد. موضوع تمرکز نیز در این میان اهمیت ویژه‌ای دارد. بر اساس گزارش مورد استناد جارگون، خود دانش‌آموزان نیز از تأثیر محدود ممنوعیت تلفن همراه بر میزان تمرکز در کلاس سخن گفته‌اند. این مسئله یکی از نکات کلیدی پژوهش است؛ زیرا فرض اولیه این است که با حذف تلفن همراه، زمان و توجهی که پیش از آن صرف گوشی می‌شده، در اختیار فعالیت آموزشی قرار می‌گیرد.

اما پژوهشگران دانشگاه استنفورد احتمال دیگری را مطرح کرده‌اند. به نوشته وال‌استریت ژورنال، دانش‌آموزان ممکن است توجه و زمانی را که پیش‌تر صرف تلفن همراه می‌کردند، به فعالیت‌های دیگری اختصاص دهند؛ از جمله گفت‌وگو و تعامل با دوستان، خیال‌پردازی یا استفاده از لپ‌تاپ‌های مدرسه برای تماشای یوتیوب.از این منظر، مسئله فقط حضور یا نبود تلفن همراه نیست، بلکه نحوه استفاده دانش‌آموز از زمان و فناوری است. اگر دانش‌آموز از گوشی جدا شود اما همچنان بتواند با وسیله‌ای دیگر از جریان درس فاصله بگیرد، حذف گوشی لزوماً به معنای بازگشت کامل تمرکز به فرایند آموزشی نخواهد بود.

این موضوع همچنین نشان می‌دهد که تلفن هوشمند ممکن است تنها یکی از ابزارهایی باشد که توجه دانش‌آموزان را از کلاس منحرف می‌کند. بنابراین، ممنوعیت تلفن همراه می‌تواند دسترسی به یک عامل حواس‌پرتی را محدود کند، اما الزاماً تمام عوامل مؤثر بر تمرکز دانش‌آموز را از بین نمی‌برد.

گزارش جارگون در عین حال به پیوند میان تلفن‌های هوشمند و شبکه‌های اجتماعی نیز توجه دارد. تلفن همراه برای بسیاری از نوجوانان صرفاً وسیله‌ای برای برقراری تماس یا ارسال پیام نیست، بلکه دروازه‌ای به شبکه‌های اجتماعی و محیط‌های دیجیتال است. به همین دلیل، نگرانی درباره استفاده از گوشی در مدارس تا حد زیادی به نگرانی گسترده‌تر درباره حضور شبکه‌های اجتماعی در زندگی کودکان و نوجوانان ارتباط پیدا کرده است.

در این چارچوب، مشکلاتی همچون قلدری، درگیری میان دانش‌آموزان و افت عملکرد تحصیلی در بحث‌های مربوط به تلفن همراه و شبکه‌های اجتماعی مورد توجه قرار گرفته‌اند. با این حال، گزارش تأکید می‌کند که نمی‌توان صرفاً با مشاهده همزمانی این مسائل با استفاده از تلفن همراه، نتیجه گرفت که ممنوعیت گوشی به تنهایی می‌تواند همه این مشکلات را حل کند.

مسئله اصلی در واقع به تفاوت میان «کاهش استفاده» و «حل مشکل» بازمی‌گردد. داده‌های پژوهش دانشگاه استنفورد نشان می‌دهد ممنوعیت می‌تواند استفاده از تلفن همراه را در کلاس به میزان زیادی کاهش دهد. اما وقتی معیار سنجش، نمرات آزمون یا میزان تمرکز دانش‌آموزان باشد، نتایج به همان اندازه روشن نیست.

این تفاوت می‌تواند برای سیاست‌گذاران آموزشی نیز اهمیت داشته باشد. اگر هدف از تصویب قوانین محدودکننده صرفاً ایجاد محیطی باشد که در آن دانش‌آموزان هنگام تدریس تلفن همراه در دست نداشته باشند، داده‌های موجود از اثربخشی این رویکرد حمایت می‌کند. اما اگر هدف، افزایش مستقیم عملکرد تحصیلی یا ایجاد تغییر گسترده در رفتار و تعاملات اجتماعی دانش‌آموزان باشد، شواهد موجود برای نتیجه‌گیری قطعی کافی نیست.

از سوی دیگر، واکنش والدین به این سیاست‌ها نیز نشان می‌دهد مسئله تنها به محیط کلاس درس محدود نمی‌شود. نگرانی اولیه بسیاری از خانواده‌ها درباره امکان دسترسی به فرزندانشان در شرایط اضطراری، نشان‌دهنده تعارضی میان دو نیاز است؛ از یک سو مدارس به دنبال ایجاد محیطی با حواس‌پرتی کمتر هستند و از سوی دیگر والدین می‌خواهند در صورت ضرورت بتوانند با فرزندان خود ارتباط برقرار کنند.

در نتیجه، سیاست ممنوعیت تلفن همراه در مدارس را نمی‌توان صرفاً در قالب یک دوگانه ساده «مفید یا بی‌فایده» بررسی کرد. شواهد مطرح‌شده در گزارش وال‌استریت ژورنال نشان می‌دهد این سیاست در یک زمینه مشخص، یعنی کاهش استفاده از تلفن همراه در کلاس، اثر محسوسی دارد؛ اما درباره اینکه این کاهش چگونه و تا چه اندازه به تغییرات گسترده‌تر در وضعیت تحصیلی و تمرکز دانش‌آموزان منجر می‌شود، پرسش‌های بیشتری باقی مانده است.

بررسی دانشگاه استنفورد همچنین اهمیت مدت زمان اجرای این سیاست‌ها را برجسته می‌کند. حتی پس از گذشت سه سال از اجرای ممنوعیت، تغییر محسوسی در نمرات آزمون‌ها مشاهده نشده است. این یافته نشان می‌دهد انتظار برای اینکه یک سیاست محدودکننده به تنهایی بتواند شاخص‌های پیچیده‌ای مانند عملکرد تحصیلی را تغییر دهد، ممکن است با واقعیت‌های نظام آموزشی فاصله داشته باشد.

از سوی دیگر، تجربه مدارس نشان می‌دهد فناوری صرفاً از طریق تلفن همراه وارد زندگی آموزشی دانش‌آموزان نشده است. رایانه‌ها و لپ‌تاپ‌های مورد استفاده در مدارس نیز می‌توانند به محیط‌هایی برای فعالیت‌های خارج از چارچوب درس تبدیل شوند. بنابراین، مسئله مدیریت فناوری در مدرسه، فراتر از جمع‌آوری تلفن‌های همراه است و به شیوه استفاده دانش‌آموزان از ابزارهای دیجیتال به طور کلی مربوط می‌شود.

بر همین اساس، گزارش جولی جارگون در وال‌استریت ژورنال بیش از آنکه پاسخی قطعی درباره موفقیت یا شکست ممنوعیت تلفن همراه ارائه کند، تفاوت میان اهداف مختلف این سیاست را برجسته می‌کند. اگر هدف کاهش استفاده از گوشی باشد، داده‌های موجود کاهش چشمگیری را نشان می‌دهند؛ اما اگر هدف افزایش نمرات، تمرکز یا بهبود همه‌جانبه رفتار دانش‌آموزان باشد، نتایج موجود پیچیده‌تر است.

در نهایت، تجربه مدارس آمریکا نشان می‌دهد حذف یک ابزار دیجیتال از محیط آموزشی الزاماً به معنای حذف حواس‌پرتی یا ایجاد تغییر فوری در عملکرد دانش‌آموزان نیست. تلفن همراه می‌تواند یکی از عوامل مؤثر بر رفتار و توجه دانش‌آموزان باشد، اما نتایج پژوهش مورد استناد نشان می‌دهد رابطه میان ممنوعیت گوشی و پیامدهای آموزشی، مستقیم و ساده نیست.

به نوشته جارگون، پرسش اساسی بنابراین نباید فقط این باشد که آیا مدارس باید تلفن همراه را ممنوع کنند یا خیر، بلکه باید روشن شود که هر سیاست محدودکننده دقیقاً چه هدفی را دنبال می‌کند و موفقیت آن با چه معیاری سنجیده می‌شود. کاهش استفاده از گوشی، بهبود تمرکز، ارتقای نمرات، افزایش تعامل اجتماعی و تغییر رفتار دانش‌آموزان شاخص‌های متفاوتی هستند و ممکن است یک سیاست در یکی از این حوزه‌ها موفق‌تر از حوزه دیگر باشد.

از این منظر، ممنوعیت تلفن همراه را می‌توان بخشی از تلاش گسترده‌تر مدارس برای مدیریت حضور فناوری در زندگی دانش‌آموزان دانست؛ تلاشی که بر اساس داده‌های مطرح‌شده در گزارش وال‌استریت ژورنال، دست‌کم در کاهش استفاده از گوشی در کلاس نتیجه مشخصی داشته است، اما درباره پیامدهای بلندمدت آموزشی و رفتاری آن همچنان نیاز به بررسی و پژوهش بیشتر وجود دارد.