به گزارش مشرق، کانال تلگرامی اندیشکده تهران با انتشار گزارشی نوشت:
اگرچه عراق دهه ۱۹۹۰ و ایران امروز از جهات متعددی متفاوت هستند، اما الگوی رفتاری آمریکا در قبال هر دو، شباهتهای زیادی دارد. کارشناسان بنیاد دفاع از دموکراسیها در اکتبر ۲۰۲۵ نیز تأکید کردند که عراق آخرین نمونه کشوری بود که پس از شکست در جنگ متعارف، با سطح سختگیرانهای از محدودیتهای تسلیحاتی و قطعنامههای شورای امنیت مواجه شد و باید از تجربه عراق برای مواجهه با ایران درس گرفت.
شباهتهای سیاستی
نخستین شباهت، تغییر هدف از خلع سلاح به تغییر رژیم است. در مورد عراق، واشنگتن ابتدا تحریمها را به خلع سلاح مرتبط کرد، اما در نهایت کنگره با تصویب قانون آزادسازی عراق در سال ۱۹۹۸، تغییر رژیم را به هدف رسمی سیاست خارجی تبدیل کرد.
دومین شباهت، استفاده از مذاکره همزمان با تشدید فشار است. در سال ۱۹۹۸، پس از قطع همکاری عراق با بازرسان UNSCOM، آمریکا عملیات «روباه صحرا» را اجرا کرد. در مورد ایران نیز در ژوئن ۲۰۲۵، در حالی که مذاکرات در جریان بود، اسرائیل حمله خود را آغاز کرد.
سومین شباهت، تخریب زیرساختها به عنوان ابزار فشار است. در سال ۱۹۹۱، جیمز بیکر، وزیر خارجه وقت آمریکا، به عراق هشدار داد که کشور را به دوران پیش از انقلاب صنعتی بازمیگرداند و در ادامه، زیرساختهای این کشور، هدف حملات قرار گرفتند. در مورد ایران نیز در سال ۲۰۲۶ تهدیدهایی درباره هدف قرار دادن زیرساختها و بازگرداندن ایران به «عصر حجر» مطرح شد.
چهارمین شباهت، تداوم حملات و تبدیل فشار نظامی به یک روند دائمی است. آمریکا و بریتانیا در فاصله سالهای ۱۹۹۲ تا ۲۰۰۲ تقریبا هر سال حملات هوایی علیه عراق انجام دادند؛ از حملات سال ۱۹۹۳ و ۱۹۹۶ تا عملیات چهارروزه «روباه صحرا» در سال ۱۹۹۸. در مورد ایران نیز حملات آمریکا و اسرائیل به شکل مستمر ادامه یافته و فشار نظامی به بخشی از روند تقابل تبدیل شده است.
تحریمهای مالی
در عراق، تحریمها از اوت ۱۹۹۰ آغاز شد و داراییهای دولت عراق در آمریکا مسدود شد. هدف اصلی، قطع دسترسی به درآمدهای نفتی بود. بعدها درآمد حاصل از فروش نفت در چارچوب حسابهای تحت نظارت بینالمللی قرار گرفت؛ بنابراین نظام تحریم عراق، کاملا نهادینهشده بود.
در مورد ایران، آمریکا در سال ۲۰۲۶ فشار بر شبکههای مالی مرتبط با ایران را افزایش داد و نهادهایی را به اتهام ارتباط با شبکه بانکداری سایه تحریم کرد. با این حال، برخلاف عراق، ایران همچنان از مسیرهای غیرمستقیم برای دسترسی به منابع مالی استفاده میکند.
تحریم هوایی
در عراق، تحریم هوایی بر اساس قطعنامه ۶۷۰ شورای امنیت در سال ۱۹۹۰ شکل گرفت و پروازهای به مقصد یا از مبدأ عراق، جز در موارد بشردوستانه، محدود شد.
در مورد ایران، در سپتامبر ۲۰۲۶ آمریکا شرکتهای هواپیمایی ایرانی و شرکتهای خارجی مرتبط با آن را تحریم کرد. این اقدامات، فشار بر شبکه حملونقل هوایی ایران را افزایش داد، اما برخلاف عراق، تحریم هوایی ایران در چارچوب یک محاصره کامل توسط شورای امنیت قرار ندارد.
تحریم زمینی و تجاری
در عراق، محاصره تجاری تقریبا کامل بود؛ واردات و صادرات محدود و داراییهای دولت مسدود شد و حتی محمولههای دریایی عراق امکان بازرسی داشتند. برنامه «نفت در برابر غذا» نیز نتوانست بحران انسانی ناشی از تحریمها را حل کند.
در ایران، تحریمهای تجاری عمدتا صنایع کلیدی را هدف گرفتهاند. با این حال، ایران از طریق شبکههای غیررسمی، بخشی از نیازهای خود را تأمین میکند.
تفاوتهای کلیدی
مهمترین تفاوت، نوع واکنش طرف مقابل است. عراق پس از سال ۱۹۹۱ عملا توان حمله مؤثر خود را از دست داده بود؛ اما ایران در سال ۲۰۲۶ با حملات موشکی و پهپادی به مواضع آمریکا در منطقه پاسخ داد. بنابراین سطح بازدارندگی متقابل در ایران و آمریکا با عراق دهه ۱۹۹۰ متفاوت است.
دومین تفاوت، عمق شبکه متحدان منطقهای است. عراق در سال ۱۹۹۱ تقریبا تنها بود، اما ایران شبکهای از متحدان منطقهای دارد که در جریان درگیریها فعال شدهاند و حتی بر امنیت کشتیرانی در دریای سرخ تأثیر گذاشتهاند.
سومین تفاوت، هزینه و پیچیدگی جنگ برای آمریکا است. جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ با تهاجم زمینی و اشغال طولانیمدت همراه شد، در حالی که مقامات آمریکایی درباره ایران از اعزام نیروی زمینی سخن نگفته و تمرکز بر حملات هوایی و دریایی بوده است.
چهارمین تفاوت، رقابت قدرتهای بزرگ است. در دهه ۱۹۹۰، شوروی فروپاشیده بود و آمریکا عملا قدرت مسلط جهانی محسوب میشد. امروز اما چین رقیب اصلی آمریکا و روسیه نیز در تقابل با واشنگتن قرار دارد. این رقابت در مواضع قدرتهای شرقی و غربی درباره قطعنامهها نیز بازتاب یافته است.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.