ایران و چین با بهره‌مندی از ظرفیت‌های مکمل خود، می‌توانند شراکتی راهبردی برای تأمین امنیت و منافع پایدار خود در برابر تهدیدات مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی در آسیای مرکزی ایجاد کنند.

به گزارش مشرق، روابط ایران و چین پیشینه‌ای بیش از دو هزار ساله دارد؛ روابطی که از دوران باستان و عمدتاً از مسیرهای تجاری، به‌ویژه جاده ابریشم، میان دو تمدن شکل گرفت و در گذر زمان استمرار یافت. این پیوند تاریخی، برخلاف بسیاری از روابط میان قدرت‌های بزرگ، با سابقه‌ای از همکاری، تعامل و احترام متقابل همراه بوده و در تاریخ دو کشور، خصومت پایدار و رویارویی مستقیم سابقه‌ای نداشته است. با وجود دگرگونی‌های بنیادین در ساختار نظام بین‌الملل و تحول ماهیت روابط اقتصادی، این ارتباط تاریخی همچنان تداوم یافته و در شرایط امروز، بر پایه نیازها و ظرفیت‌های مشترکی همچون ژئوپلیتیک و امنیت، ابعاد تازه‌ای پیدا کرده است.

چین در منطقه آسیای مرکزی به عنوان عقبه امنیتی خود با تهدیدی حیاتی یعنی خفگی جغرافیایی از سوی آمریکا روبرو است. آمریکا در سال‌های اخیر با هدف مهار چین، حضور و نفوذ خود در آسیای مرکزی را تقویت کرده و سرمایه‌گذاری‌های اقتصادی متعددی به‌ویژه در حوزه معدن انجام داده است. این کشور از اجرای راهبرد ترکستان بزرگ توسط ترکیه که تا سین کیانگ چین امتداد دارد و اتصال آسیای مرکزی به قفقاز و ترکیه و سپس اروپا را توسعه می‌دهد، حمایت می‌کند.

از سوی دیگر شاخه میانی کریدور شرق-غرب چین از آسیای مرکزی و قفقاز عبور می‌کند و پس از جنگ اوکراین و انسداد مسیر ترنس‌سیبری رونق یافته است. در این شرایط، آمریکا با طرح مسیر ترامپ در منطقه قفقاز جنوبی و در مجاورت مرزهای ایران عملاً می‌خواهد این مسیر تجارت چین با اروپا را نیز تحت کنترل خود درآورد. این طرح ضمن محدودسازی حضور و نفوذ چین در کشورهای آسیای مرکزی و تجارت با اروپا از طریق کریدور شرق به غرب، چالش‌های سیاسی و امنیتی نیز برای آنان به همراه دارد. همچنین آمریکا با افزودن کشورهای آسیای مرکزی به پیمان ابراهیم در تلاش برای توسعه نفوذ رژیم صهیونیستی در این منطقه است تا بتواند پروژه‌های امنیتی به ویژه ایجاد و توسعه هسته‌های تروریستی علیه چین را جلو ببرد.

دیدار رئیس رژیم صهیونیستی با رئیس جمهور قزاقستان

با این حال، حضور جمهوری اسلامی ایران در همسایگی دو کانون خطرپذیر منطقه یعنی غرب آسیا، ترکیه و قفقاز به‌عنوان سپری دفاعی جلوی سرایت بحران‌های این دو کانون به نزدیکی چین را گرفته است. ایران اسلامی با رویکردی ضدآمریکایی و ضدتروریستی تاکنون مانع از بروز تاثیرات اقدامات مختلف آمریکا با هدف خفگی کامل جغرافیایی چین بوده است. براین اساس حضور جمهوری اسلامی ایران با نظام سیاسی باثبات فعلی در این موقعیت جغرافیایی امتیازی راهبردی برای چین است. امتیازی که تاکنون چین هزینه‌ای راهبردی برای آن نپرداخته است.

این در شرایطی است که ایران و چین مجموعه‌ای از نیازها و ظرفیت‌های مکمل دارند؛ یعنی اگر چین محدودیت ژئوپلیتیک دارد، ایران می‌تواند این نیاز را برطرف سازد. از سوی دیگر، اگر ایران نیاز به فناوری‌های پیشرفته یا همکاری‌های سیاسی و امنیتی دارد، چین نیز می‌تواند این امر را محقق سازد.

با عنایت به تلاش‌های رژیم صهیونیستی و آمریکا برای توسعه نفوذ در منطقه آسیای مرکزی ضروری است چین با همکاری و تعامل با ایران، رویکردی واحد در زمینه مقابله با نفوذ آمریکا، رژیم صهیونیستی و ترکیه درپیش بگیرد. بنابراین توجه به نیازها و ظرفیت‌های مکمل از سوی ایران و چین در وهله اول سبب حل چالش‌های این دو کشور می‌شود و در مرحله بعدی شراکتی راهبردی را می‌سازد که می‌تواند تا سال‌ها ادامه داشته باشد. ‌