سرویس جهان مشرق - پس از بی عملی ترکیه و پاکستان در مواجه حملات انصارالله یمن به رژیم سعودی، ارزش و قابلیت اجرایی شدن پیمان دفاعی مکه در منطقه و جهان به شدت زیر سوال رفته است.
وبسایت صهیونیستی معاریو به اشاره به چندپارگی و اختلافات گسترده میان کشورهای عربی منطقه از دهههای گذشته، به این مسئله اشاره میکند که پیمانهای دفاعی و نظامی میان کشورهای عربی منطقه، صرفا روی کاغذ است و در عمل هیچ جنبهای اجرایی نداشته و ندارد.
لازم به ذکر است که مشرق صرفاً جهت اطلاع نخبگان و تصمیمگیران عرصه سیاسی کشور از رویکردها و دیدگاههای محافل رسانهای-اندیشکدهای بینالمللی این گزارش را منتشر میکند و دیدگاهها، ادعاها و القائات این گزارش لزوماً مورد تأیید مشرق نیست
وب سایت صهیونیستی معاریو در رابطه با بی اثر بودن پیمان دفاعی مکه نوشت:
پیمان دفاعی میان پاکستان، ترکیه و عربستان سعودی که در اوت امضا شد، در اسرائیل نگرانی برانگیخت. یک ماه بعد، حملات یمنیها به عربستان سعودی آغاز شد و برای بار چندم نشان داد که در منطقه ما میان اعلامیههای استراتژیک نمایشی و اجرای آنها در میدان، شکافی عظیم وجود دارد. عربستان سعودی بارها هدف حمله قرار گرفت، تلفات سنگین و خسارتهای جدی متحمل شد — و شرکای آن در این پیمان حتی انگشت خود را هم تکان ندادند.
تاریخ جهان عرب سرشار از توافقها، پیمانها و اتحادهایی میان کشورهاست که با شکوه و جلال نوشته شدند اما در لحظههای مورد نیاز فروپاشیدند. پس از جنگ استقلال (اشغال فلسطین و نخستین جنگ صهیونیستها با اعراب)، اعضای اتحادیه عرب پیمان دفاعی مشترکی امضا کردند که مقرر میکرد حمله به یک کشور، حمله به همه آنها تلقی میشود. در عملیات سینا، هنگامی که بریتانیا، فرانسه و اسرائیل به مصر حمله کردند، هیچ کشور عربی به کمک مصر نیامد.
معاریو در ادامه نوشت:
پیش از جنگ ششروزه، مصر پیمانهای دفاعی با سوریه و اردن امضا کرد. در عمل، هماهنگی وجود نداشت، فرماندهی متحد در عرض چند ساعت فروپاشید، و آن سه کشور هر یک جداگانه در جنگ با اسرائیل ضربهای کاری خوردند. شورای همکاری عرب در سال ۱۹۸۹ بهعنوان اتحادی میان عراق، مصر، اردن و یمن تأسیس شد. این اتحاد یک سال پس از تأسیس فروپاشید، زمانی که صدام حسین به کویت حمله کرد و مصر به ائتلاف علیه او پیوست.
در لبنان، «میثاق ملی» در سال ۱۹۴۳ میان مسیحیان مارونی و مسلمانان سنی امضا شد. این پیمان با آغاز جنگ داخلی در سال ۱۹۷۵ فروپاشید. ورود سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) به لبنان و تغییرات جمعیتی باعث شد مسلمانان خواهان تقسیم مجدد قدرت شوند، در حالی که مارونیها به امتیازات خود چنگ میزدند؛ امری که به فروپاشی توافق و درگیری خونین انجامید.
جنبش شیعی امل و سازمانهای فلسطینی سنی در آغاز جنگ داخلی در کنار یکدیگر علیه اردوگاه مسیحی میجنگیدند، اما این اتحاد در «جنگ اردوگاهها» (۱۹۸۵–۱۹۸۸) به دشمنیای ژرف تبدیل شد، هنگامی که امل ساکنان اردوگاههای پناهندگان فلسطینی در بیروت را پراکنده کرد تا مانع شود ساف دوباره کنترل جنوب لبنان را به دست گیرد.
در شورش عراق در سال ۱۹۲۰، شیعیان و سنیها در برابر استعمارگران بریتانیاییها جنگیدند؛ چیزی که آغاز ملیگرایی عراقی به شمار میرود. اما این اتحاد زیر سلطه اقلیت سنی محو شد و در سال ۲۰۰۶ به پایان رسید، زمانی که گروههای شیعه و سنی دست به درگیری باهم زدند. و در سوریه، نیروهای دموکراتیک سوریه بهعنوان اتحادی نظامی میان کردها و قبایل عربی در منطقه فرات برای جنگ با داعش تشکیل شد. اما با عقب راندن داعش، درگیریهای خشونتآمیز و شورشهای قبایل عربی علیه کنترل کردها بروز کرد.
این وبسایت صهیونیستی در پایان افزود:
و این اتفاقات درباره توافقهایی که پیشتر امضا شده و شاید بهزودی میان اسرائیل و همسایگانش امضا شود، چه میگوید؟ کافی است اعتبار توافقنامههای امضا شده توسط کشورهای عربی و گروههای قومی مختلف ساکن در آنها را با یکدیگر بررسی کنیم تا بفهمیم که چگونه عبارت «احترام و سوءظن همزمان» در مورد چنین توافقنامهای صدق میکند.