به گزارش مشرق، رفتار ضد و نقیض ترامپ که سوژه بسیاری از رسانهها و محل تحلیل بسیاری از ناظران سیاسی جهان شده، همچنان تمامی ندارد. با وجود ادعاهای تکراری مبنی بر تضعیف توان نظامی و ضربه به مراکز و پایگاههای نظامی ایران، اما او اخیراً اعتراف کرده که اگر با ایران توافق نمیکرد، تنگه هرمز هرگز باز نمیشد. وی در جایی دیگر با برجسته کردن نقش بسته بودن تنگه هرمز در اقتصاد امریکا گفته که در صورت تداوم بمباران ایران، تنگه هرمز باز نخواهد بود. ماهها نفت نخواهیم داشت. تا وقتی که بمب میریزی، آن تنگه به طور خودکار بسته میشود.
اظهارات ترامپ، افزون بر اعتراف به حفظ توانایی نظامی ایران در بستن تنگه هرمز، نشاندهنده بقای تمامی توانمندیهای کلی نظامی کشور است و این موضوع را میتوان به کل ایران تعمیم داد. از طرف دیگر او به صراحت اذعان میکند که بسته شدن تنگه هرمز همچنان ابزار غیرقابل نفوذ برای ایران است و حتی امریکا هم نمیتواند آن را از دسترس ایران خارج کند. بهعبارتی بازدارندگی نظامی ایران، بهرغم ادعاهای امریکا، هم در تنگه هرمز و هم در سطح کشور همچنان پابرجاست.
اذعان به قدرت نظامی ایران
مقامات امریکایی از جمله ترامپ، پیشتر بارها با ادعاهایی نظیر نابودی کامل نیروی دریایی ایران سعی در القای چهرهای پیروزمندانه از خود داشتند. با این حال، نیروی دریایی سپاه با بهرهگیری از تواناییهای نامتقارن خود همچون شناورهای تندرو در تنگه هرمز و سواحل جنوبی، عملیات موفقیتآمیزی را برای توقیف و برخورد با کشتیهای متخلف انجام میدهد که نهایتاً این اقدامات بازدارنده، به بسته شدن عملی تنگه هرمز انجامیده است.
بر همین اساس، ایران توانسته با عملی کردن تهدیداتش در این آبراه، همه کشتیها را ملزم به رعایت موازین ایران کنید و از آن علیه تخطی امریکا از تعهداتش استفاده کند. در آخرین اقدام، قرارگاه مرکزی حضرت خاتمالانبیا در واکنش به جنایات فزاینده رژیم اسرائیل در لبنان طی اطلاعیهای اعلام کرد: «نظر به بدعهدی و پیمانشکنی آشکار امریکا نسبت به عدم اجرای بند اول تفاهمنامه پایان جنگ، تنگه هرمز مجدداً به روی تردد شناورها بسته خواهد شد.»
نیویورک تایمز در این رابطه میگوید، ایران بدون شک قابلیتهای دریایی و منابع لجستیکی نظامی خود را حفظ کرده که به آن اجازه میدهد تنگه هرمز را کامل ببندد و حتی نیروی دریایی امریکا را در منطقه فلج کند. این حفظ قابلیتها به رغم جنگ، بازدارندگی ایران را تقویت کرده است. پس از آنکه امریکا جنگ علیه ایران را آغاز کرد، ایران نیز همراه با حملات فزاینده به پایگاههای امریکایی و بستن تنگه هرمز که حدود ۲۰درصد از نفت جهان از آن عبور میکند، پاسخ داد. این واکنش غیرمنتظره به افزایش شدید قیمت نفت، بروز بحران انرژی در سطح جهانی و تشدید فشارهای سیاسی داخلی و بینالمللی بر ترامپ انجامید.
رابطه بسته ماندن هرمز با اقتصاد داخلی امریکا
جهش قیمت نفت فشار بسیاری بر مصرفکنندگان امریکایی و اقتصاد جهانی وارد کرد. ترامپ از متحدانی نظیر ناتو و چین و حتی کشور عمان درخواست کمک کرد، اما حمایت محدودی دریافت نمود. علاوه بر آن، هم اسلاف ترامپ و جناح حاکم امریکا همچنان از فاجعه اقتصادی ناشی از بسته شدن تنگه هرمز و افزایش سرسامآور قیمت نفت در آستانه انتخابات میاندورهای وحشت داشتهاند، چراکه تداوم این وضعیت و افزایش نارضایتیهای داخلی، موقعیت سیاسی آنها را با مخاطره جدی روبهرو میکند. ترامپ بارها برای فرار از موقعیت سرزنش کارگزاران کاخ سفید و برای اینکه اثبات کند پیروز جنگ شده، تلاش کرد که با شیوه تهاجم امریکایی و با استفاده از ظرفیتهای نظامی پیشرفته این تنگه را باز نماید.
خط محاصره دریایی یکی از شیوههای جایگزینی بود که ترامپ برای جبران عدم بازگشایی تنگه هرمز ایجاد کرد و از آن به عنوان بالاترین ابزار فشار خود بر ایران نام برد، اما ناتوانی وی برای بازگشایی تنگه هرمز از نظر سختافزاری و حملات حساب شده به مراکز کنترل و نظارت در خط جنوبی کشور و حتی ناکارآمدی محاصره دریایی نشان داد که ایران قابلیت کنترل را برای همیشه حفظ کرده و توانسته بهترین اهرم فشار دائمی را بر امریکا ایجاد کند. بستن تنگه هرمز در مقاطع بحرانی و تخطی امریکا از تعهداتش، نشان میدهد که ایران همچنان توان اختلال در یکی از حیاتیترین گلوگاههای انرژی جهان را حفظ کرده و از آن به عنوان اهرم فشار اقتصادی، سیاسی علیه امریکا استفاده میکند.
قدرت نهفته ایران که پس از جنگ رمضان رونمایی شد
در این میان، ناتوانی در محاسبات و پیشبینی رفتار ایران در جنگ، فارغ از نتایج آن، پیامدهای بسیاری را به امریکا وارد کرد. به گفته سیانان، تیم امنیت ملی رئیسجمهور امریکا نتوانست بهطور کامل پیامدهای احتمالی آنچه برخی از مقامات آن را بدترین سناریوی ممکن برای دولت فعلی توصیف کردهاند، محاسبه کند. برخی تحلیلگران این وضعیت را آزمون آمادگی ایالات متحده و نشانهای از دستکم گرفتن توانمندیهای ایران ارزیابی میکنند.
ایران ثابت کرده که میتواند با اختلال محدود بر بازار انرژی، هزینه جنگ را به امریکا تحمیل کند. تحلیلگران امریکایی معتقدند که اگر امریکا نتواند قابلیت و اعتبار لازم را برای مدیریت این تهدید ایجاد کند، این اختلال به ویژگی پایدار نظام انرژی جهانی تبدیل شده و هزینههای بلندمدت جنگ و صلح را افزایش خواهد داد. گرچه طبق توافق موجود مقرر شده تنگه هرمز بازگشایی شود، اما ایران در گامهای بعدی تلاش دارد که مدیریت این تنگه را طبق قوانین و همچنین فرمایش رهبر انقلاب اسلامی تثبیت کند.
نقش کلیدی هرمز در راهبرد بازدارندگی ایران
در حال حاضر، کنترل تنگه هرمز، یک راهبرد بازدارنده ایران محسوب میشود و در جنگ و در میانه تهدیدات متجاوزان نقش کلیدی در جلوگیری از پیروزی کامل دشمن و کنترل رفتار متجاوزان داشته است. تهدیدات مکرر تهران به انسداد این شاهراه حیاتی، بازدارندگی معتبر ایجاد کرده است.
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه امریکا، در ماه آوریل از تنگه هرمز به عنوان سلاح هستهای اقتصادی ایران یاد کرد، زیرا اکنون این تصور در سطح جهانی شکل گرفته که هرگونه حمله به ایران میتواند با بسته شدن این گذرگاه حیاتی و اختلال در بازارهای انرژی جهان همراه شود. به همین منظور، برخی تحلیلگران داخلی اکنون معتقدند که ایران برای ممانعت از تداوم حملات جنایتکارانه اسرائیل به لبنان و همچنین هر گونه سرپیچی از شروط توافق میتواند با بستن هرمز پاسخ دهد.
این اقدام که در چارچوب مصوبه شورای عالی امنیت ملی قابل طرح است، راهکاری مؤثر برای واداشتن امریکا به مهار اسرائیل و انجام وظایف تعیین شده در توافق ارزیابی میشود. به ویژه که اسرائیل با چراغ سبز امریکا و ارادهای هماهنگ شده، حملات خود به لبنان را آغاز میکند. در غیر این صورت، تداوم نقض تفاهمنامه، هزینههای آن را متوجه طرف مقابل خواهد کرد.
منبع: جوان