بررسی محتوای منتشر شده در رسانه‌های برانداز و شبکه‌های اجتماعی وابسته به آنها نیز نشان می‌دهد که سطح توجه و هیجان پیرامون چهره‌های حامی جنگ به شکل محسوسی کاهش یافته است.

سرویس سیاست مشرق - همزمان با انتشار اخبار مربوط به توافق احتمالی میان ایران و آمریکا، نشانه‌های آشکاری از سرخوردگی و ناامیدی در میان رسانه‌های فارسی‌زبان اپوزیسیون و چهره‌های نزدیک به آنها مشاهده می‌شود.

فضایی که تا چند هفته پیش مملو از پیش‌بینی‌های خوش‌بینانه درباره تغییر نظام بود، اکنون جای خود را به انتقاد، گلایه و حتی حمله به سیاست‌های آمریکا و اسرائیل داده است. بسیاری از فعالان اپوزیسیون که طی ماه‌های گذشته فضای مجازی فارسی را به صحنه عملیات روانی گسترده برای عادی‌سازی جنگ علیه ایران تبدیل کرده بودند، اکنون از یک شکست بزرگ سخن می‌گویند.

طی حدود پنج ماه گذشته، بخش مهمی از جریان برانداز تلاش کرد هرگونه تنش نظامی را به عنوان مقدمه‌ای برای سقوط نظام جمهوری اسلامی تحلیل کند. صفحات و کانال‌های وابسته به این جریان، به صورت شبانه‌روزی روایت‌هایی درباره نزدیک بودن لحظه نهایی و بازگشت به ایران منتشر می‌کردند و با بزرگنمایی تحولات منطقه‌ای، افکار عمومی را برای سناریوی درگیری نظامی آماده می‌ساختند. حجم گسترده تولید محتوا در حمایت از حمله نظامی به ایران، نشان می‌داد که این جریان نه تنها مخالف جنگ نیست، بلکه آن را مهم‌ترین فرصت سیاسی خود برای بازگشت به صحنه قدرت تلقی می‌کند.

واکنش محمد رهبر، خبرنگار سابق اینترنشنال

تحرکات چهره‌های شاخص اپوزیسیون نیز به همین خاطر تغییر کرده است. برگزاری نشست‌ها و میتینگ‌های پی‌درپی توسط رضا پهلوی در کشورهای مختلف، سفرهای رسانه‌ای و سیاسی مسیح علینژاد در ایالت‌های مختلف آمریکا، افزایش فعالیت لابی‌های نزدیک به اپوزیسیون در واشنگتن و همچنین احیای برخی پروژه‌های رسانه‌ای مانند بازگشت پررنگ‌تر صدای آمریکا و حضور چهره‌هایی نظیر علی جوانمردی، همگی این تصور را تقویت می‌کرد که بخشی از اپوزیسیون خود را برای ایفای نقش در سناریوی پساجنگ آماده کرده است. در واقع، مجموعه این تحرکات این گزاره را در ذهن هواداران آنها ایجاد کرده بود که ساختارهای سیاسی و رسانه‌ای لازم برای دوران پس از جنگ در حال طراحی و تکمیل است.

با این حال، اقتدار نیروهای مسلح ایران و مسئولان سیاسی کشور، مسیر دیگری را طی کرد. دونالد ترامپ در تازه‌ترین اظهارات خود بار دیگر تأکید کرد که ایالات متحده هیچ برنامه‌ای برای براندازی نظام جمهوری اسلامی ندارد و هدف اصلی واشنگتن محدود به موضوعات امنیتی و هسته‌ای است. این موضع‌گیری در امتداد مجموعه‌ای از اظهارات مشابه مقام‌های آمریکایی قرار می‌گیرد که از آغاز بحرانهای امنیتی بارها بر عدم تمایل به ورود به پروژه تغییر نظام در ایران بارها تاکید کرده‌اند.

صبا بختیاری، خواهر یکی از جانباختگان

بررسی محتوای منتشر شده در رسانه‌های برانداز و شبکه‌های اجتماعی وابسته به آنها نیز نشان می‌دهد که سطح توجه و هیجان پیرامون چهره‌های حامی جنگ به شکل محسوسی کاهش یافته است.

بسیاری از حساب‌هایی که تا چندی پیش روزانه از قریب‌الوقوع بودن تغییر نظام سخن می‌گفتند، اکنون یا سکوت اختیار کرده‌اند یا در حال توجیه شکست پیش‌بینی‌های خود هستند. کاهش بازدیدها، افت مشارکت کاربران و افزایش انتقادهای درون‌جریانی نیز نشانه دیگری از فروریختن انتظاراتی است که طی ماه‌های گذشته در میان بدنه هواداران اپوزیسیون شکل گرفته بود.

همین مسئله موجب افزایش عصبانیت و واکنش‌های تند در میان برخی فعالان اپوزیسیون شده است. بخشی از این جریان اکنون آمریکا را به معامله متهم می‌کند و بخشی دیگر، اسرائیل و کشورهای غربی را به دلیل ناتمام گذاشتن پروژه تغییر نظام، خائن می‌خوانند.

این وضعیت بیش از هر چیز نشان می‌دهد که بخش مهمی از ضدانقلاب خارج‌نشین، سرمایه سیاسی خود را بر وقوع یک سناریوی خارجی و مداخله‌محور بنا کرده بود؛ سناریویی که با حرکت بازیگران اصلی به سمت توافق و کاهش تنش، عملاً با بن‌بست مواجه شده است.

بررسی‌ها نشان می‌دهد که لایه‌ای از جریانات ضدانقلاب نیز در حال عبور از ترامپ و نزدیگی به نتانیاهو به عنوان آخرین برگ بازی خود هستند، از نگاه کارشناسان در آینده این گروهک‌ها همسو با فرم جدید شکل گرفته در موساد اسرائیلی‌تر خواهند شد.