به گزارش مشرق، مهدی حسن زاده طی یادداشتی در روزنامه قدس نوشت:
۱۰۰ روز از جنگ تحمیلی سوم به ملت بزرگ ایران گذشت و الحق این ملت، بزرگی و عظمت خود را به جهان نشان داد. دشمن نیز پس از ناکامی مجبور به طرح آتشبس شد و اکنون پس از یک دور مذاکرات حضوری در اسلامآباد، شاهد رد و بدل شدن مستمر پیامها برای تعیین مفاد تفاهم بر سر جزئیات آتشبس هستیم.
با این حال واضح است که جنگ «تمام» نشده است. توقف موقت آتش و ابراز اشتیاق ترامپ به توافق با ایران حتماً ناشی از محدودیتهای آمریکا هم در عرصه نبرد و هم در قبال اثرات جنگ بر فضای اقتصادی و سیاسی جهان است. اگر باور ما این باشد که جنگ تمام نشده همچنان که رد و بدل آتش در میدان کم و بیش ادامه دارد و حتی با فرض تفاهم بر سر آتشبس نیز تمام نمیشود و مذاکره را شکلی از جنگ در قالب دیپلماتیک بدانیم، در دوگانه مخرب جنگ/دیپلماسی گیر نمیکنیم، چنان که متأسفانه برخی افراد، برخی برنامههای تلویزیونی و مجازی و برخی تریبونها در این دوگانه افتادهاند و از مذاکرات پیش رو برداشت وادادگی و بیاعتنایی به میدان میکنند.
«مذاکرهکنندگان بیباور به سنتهای الهی» و «مسئولانی که با لبنان همراه نیستند» دو مصداق از اظهارنظرهای شاذ افرادی است که همواره تریبون دارند؛ روزی در صداوسیما و اکنون در فضای مجازی و تجمعات خیابانی. این در حالی است که در رأس مذاکرات فردی قرار دارد که برخلاف این افراد نقزن و همواره میکروفن به دست، در جنگ ۱۲روزه و همین جنگ، دقیقاً وسط میدان و همراه فرماندهان نظامی بود. صحبت از قالیبافی است که به صراحت گفته مذاکره از نظر وی، نوعی مبارزه است. صحبت از فردی است که در همین جنگ اخیر دوش به دوش شهید لاریجانی، با پاسخهای کوبنده خود، پاسخ لافزنیهای ترامپ و مقامات رژیم صهیونیستی را میداد. نقزنها، فردی را غیرهمراه با لبنان تصویر میکنند که مهر سال گذشته وسط بمباران بیروت و در سختترین شرایط لبنان، شجاعانه سکان هواپیما را به دست گرفت و به بیروت رفت تا با شجاعت، حمایت تمامقد جمهوری اسلامی ایران از مقاومت و حزبالله را نشان دهد. مدعیان، فردی را متهم به عدم باور به سنتهای الهی میکنند که وسط این جنگ حضور میدانی داشت و سنتهای الهی را با مغز جان خود درک کرد.
بسیاری از دلسوزان هشدار داده و میدهند که دوگانهسازی و سادهسازی، آفت فعالیتهای سیاسی و رسانهای است. با این حال مردم نشان دادهاند از این سادهسازیها عبور کردهاند اما برخی به همان تریبونهای ثابت و مخاطب حداقلی دل خوش کردهاند. آمار اخیر تلوبیون نیز نشان داد برنامه تلویزیونی «به وقت ایران» که رویکردی غیرشعاری و غیرتخریبی به فضای جنگ و مسئولان کشور دارد، با ثبت بیش از ۹/۱۰میلیون بازدید توانسته جایگاه نخست را در میان برنامههای گفتوگومحور سیاسی تثبیت کند و با فاصلهای بیش از دو تا سه برابر سایر برنامههای سیاسی تلویزیون بیننده داشته باشد. این آمار درس بزرگی است که چرا نباید تریبونهای تضمین شده و مجانی صداوسیما را به دست شعارزدگانی داد که با سادهسازی، تیم مذاکرهکننده و دولت را خائن یا بیعرضه تصویر میکنند.
از این ماجرا درس بزرگتری نیز باید گرفت؛ اگر به آنچه رهبر شهید انقلاب به ویژه در دوره میان دو جنگ اخیر فرمودند و اکنون در بیان رهبر معظم انقلاب، حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای نیز جاری است، نگاه کنیم، دغدغه مهم انسجام ملی و پرهیز از طرح اختلافات حتی موجه را میبینیم. این ملاک و معیار، سنگ ترازوی انقلابی بودن است. اگر فردی مدعی بود که انقلابی است اما در این روزهای حساس؛ اختلافافکنی و طرح ادعاهای تند و موضعگیریهای تخریبی علیه مسئولان رده بالای نظام را ترجیح داد، بدون تردید و با معیار رهبر معظم انقلاب، از مسیر انقلاب منحرف شده است و باید با صراحت مورد تذکر قرار گیرد و حتی لازم است سایر طیفهای انقلابی و معتقد به ولایت فقیه، مرز خود را با تخریبکنندگانی که به توصیههای مؤکد ولی فقیه برای پرهیز از تخریب، دهنکجی میکنند، به طور صریح روشن کنند.