کد خبر 1812387
تاریخ انتشار: ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۱:۵۵

کریدور لجستیک جدید میان شارجه و عمان که قرار بود جایگزینی امن برای تنگه هرمز باشد، در عمل به مسیری پر از معطلی برای تأمین غذای اماراتی‌ها تبدیل شده است.

به گزارش مشرق؛‌ کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس که در ماه‌های اخیر با واقعیت غیرقابل اطمینان شدن تنگه هرمز مواجه شده‌اند، تصمیم گرفته‌اند یک کریدور زمینی‑دریایی بین امارات و عمان راه‌اندازی کنند.

اما بررسی جزئیات فنی و ظرفیت این مسیر نشان می‌دهد که این پروژه بیشتر یک حرکت نمادین و اضطراری است تا یک جایگزین راهبردی. در عمل، کشورهای عربی همچنان در برابر تنگه هرمز خلع سلاح شده‌اند.

این پروژه ترکیبی از حمل دریایی و زمینی است. کشتی‌ها کالاها را به بنادر عمان می‌رسانند. از آنجا، کامیون‌ها محموله‌ها را از طریق گذرگاه‌های زمینی داخل امارات، به بنادر شارقه (یکی از هفت امارت امارات) منتقل می‌کنند.

اولین محموله آزمایشی از بندر «خالد» در شارقه به سمت بندر «صحار» در عمان حرکت کرده و از گذرگاه مرزی «خطمه ملاحة» عبور کرده است. در سمت عمان، بنادر صحار، الدقم و صلاله به این شبکه متصل شده‌اند. در سمت امارات نیز بنادر «خالد»، «الحمریه» و «خورفکان» در این کریدور قرار دارند.

اما اولین و مهمترین ضعف این کریدور، ظرفیت محدود آن است. بر اساس برآوردهای رسانه انگلیسی «سی‌ترید ماریتایم» (متخصص در حمل و نقل دریایی)، این مسیر صرفاً برای جابه‌جایی کالاهای مصرفی، مواد غذایی، داروها و تجهیزات صنعتی طراحی شده است.

اما جریان اصلی تجارت در خلیج فارس یعنی نفت و گاز، هیچ جایگاهی در این کریدور ندارد. در مقابل، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و یک‌پنجم گاز مایع جهان از تنگه هرمز عبور می‌کند. مقایسه این دو عدد نشان می‌دهد کریدور شارجه‑عمان در برابر هرمز «یک قطره در مقابل سیل» است.

گران‌تر و کندتر از مسیر دریایی

همچنین حمل و نقل زمینی با کامیون ذاتاً از حمل دریایی گران‌تر و کندتر است. یک کشتی بزرگ می‌تواند هزاران کانتینر را در یک سفر جابه‌جا کند، در حالی که یک کامیون تنها چند ده کانتینر حمل می‌کند.

حتی اگر هماهنگی گمرکی خوبی هم انجام شده باشد، تردد کامیون‌ها از دو گذرگاه زمینی (خطمه ملاحة و المدام) هرگز نمی‌تواند با حجم تردد کشتی‌ها از یک آبراه بین‌المللی رقابت کند. این یعنی برای کشورهای عربی، استفاده از این کریدور به معنای پذیرش هزینه بالاتر و زمان بیشتر برای جابه‌جایی کالاهاست.

این کریدور برای کار کردن، نیازمند ثبات کامل داخلی در هر دو کشور امارات و عمان است. هرگونه تنش داخلی یا خارجی می‌تواند این مسیر را مختل کند.

در مقابل، تنگه هرمز یک آبراه طبیعی است که نه به جاده، نه به گذرگاه مرزی و نه به ثبات سیاسی دو کشور خاص وابسته نیست. کشورهای عربی با انتخاب این کریدور، در واقع یک مسیر بین‌المللی و نسبتاً پایدار را با دو مسیر زمینی شکننده و داخلی عوض کرده‌است.

همچنین کالاهایی که از این کریدور عبور می‌کنند، باید حداقل دو بار جابه‌جا شوند: یک بار از کشتی به کامیون در بندر عمان، و یک بار دیگر از کامیون به کشتی در بندر شارقه. هر بار جابه‌جایی، هزینه اضافی، زمان تلف شده و ریسک آسیب به کالا را به همراه دارد.

در عبور از تنگه هرمز، یک کشتی مستقیماً بدون هیچ گونه ترانسشیپمنتی از خلیج فارس به دریای عمان یا برعکس حرکت می‌کند. این مزیت ذاتی مسیر دریایی است که هیچ کریدور زمینی نمی‌تواند آن را داشته باشد.

هرچند مسئولان این کریدور ادعای کاهش زمان ترخیص دارند، اما واقعیت این است که عبور از دو مرز گمرکی (ورود به امارات و خروج از عمان) و دو عملیات بارگیری و تخلیه، زمان سفر را به طور قابل توجهی افزایش می‌دهد.

این موضوع برای کالاهای فاسدشدنی مانند مواد غذایی تازه، داروهای حساس به دما و محموله‌های اضطراری یک مشکل جدی است. در مسیر هرمز، یک کشتی یخچال‌دار می‌تواند مستقیماً و بدون توقف به مقصد برسد.

«خلفان الطوقی»، کارشناس اقتصادی عمان، در گفت‌وگو با رسانه «العربی الجدید» تأکید کرده این توافق یک «شروع» است نه «پایان». به گفته او، بنادر عمان خارج از هرمز قرار دارند و این یک فرصت است، اما برای تبدیل آن به جایگزین واقعی، کشورهای منطقه باید روی خطوط لوله نفتی و کریدورهای ریلی سرمایه‌گذاری عظیم کنند. الطوقی صراحتاً گفته این پروژه به تنهایی کافی نیست و از امارات، قطر و عربستان خواسته برای ساخت زیرساخت‌های جایگزین سرمایه جذب کنند.

«سیریل ویدرشوفن»، کارشناس ژئوپلیتیک، در پلتفرم «اویل پرایس» گفته بحران هرمز مدل تجارت «جاست این تایم» (تحویل به موقع) را برای همیشه شکسته است.

به گفته او، شرکت‌های بیمه ریسک هرمز را به عنوان یک تهدید دائمی محاسبه می‌کنند و هزینه بیمه آنقدر بالا رفته که بسیاری از مسیرها غیراقتصادی شده‌اند. او تأکید کرده: «در عمل، نبود قابلیت اطمینان مساوی با بسته شدن کامل است.»

ویدرشوفن هشدار داده وضعیت فعلی به ایجاد «دو بازار نفتی جداگانه» منجر می‌شود: یک بازار امن برای کشورهایی مثل چین که با ایران توافق دارند، و یک بازار پرریسک و گران برای کشورهای غربی و عربی. در چنین شرایطی، کریدور شارجه‑عمان یک عقب‌نشینی اجباری است.

کشورهای عربی می‌دانند نمی‌توانند در هرمز با ایران رقابت کنند، بنابراین سعی کرده‌اند حداقل تجارت کالاهای غیرنفتی خود را نجات دهند، اما برای نفت خود هنوز هیچ جایگزینی ندارد.