به گزارش مشرق، کانال تلگرامی رصد جنگ نوشت:
جنوب لبنان، منطقهای که رودخانه لیتانی و تپههای مرتفع آن نظارهگر تاریخِ تلخ اشغال و مقاومت بوده، امروز بار دیگر به تیتر یک معادلات امنیتی غرب آسیا تبدیل شده است. «خط زرد» یادآور زخم کهنه اشغالگری و غیاب حاکمیت کامل لبنان بر تمامی خاک خود است. دیگر «خط زرد» تنها یک مرز فیزیکی و منطقه حائل نیست؛ بلکه نقطه تماس میان دو منطق متضاد است: از یک سو منطق «امنیت مطلقِ مبتنی بر برتری نظامی و فناوری» از سوی رژیم صهیونی و منطق «بازدارندگی فعال و جنگ نامتقارنِ شبکهای» از سوی حزب الله است.
رژیم صهیونی اهداف چندلایه را در جنوب لبنان دنبال میکند که فراتر از امنیت فوری، به دنبال تغییر بنیادین نظم امنیتی شمال سرزمینهای اشغالی، ایجاد واقعیتی جدید در میدان و تثبیت منافع استراتژیک بلندمدت است. این راهبرد که با نام «خط زرد» یا «منطقه دفاعی پیشرو» عملیاتی شده، از ۵ سطح و لایه اصلی و محوری به شرح ذیل تشکیل شده است.
سطح هدف اصلی مکانیسم اجرایی
نظامی و امنیتی: ایجاد منطقه حائل دائمی اجرای "خط زرد" تا عمق ۱۰ کیلومتر با استقرار ۵ لشکر با تخریب سیستماتیک زیرساختها و ممانعت از بازگشت ساکنان.
سیاسی-دیپلماتیک: خلع سلاح حزبالله و تغییر موازنه قدرت در لبنان فشار از طریق مذاکرات واشنگتن و ضربالاجل ۱۷ میاقتصادی-انرژی تأمین مالی حضور نظامی و مهار منابع استراتژیک لبنان الحاق بلوک گازی قانا در نقشه دریایی خط زرد ژئوپلیتیک تغییر بنیادین معادلات امنیتی در مرز شمالی و کاهش نفوذ ایران تضعیف حزب الله با ایجاد واقعیت جدید مشابه مدل غزه
راهبردی: تحقق خلع سلاح حزبالله و عادی سازی رابطه با لبنان استفاده از این حضور نظامی به عنوان اهرم فشار دیپلماتیک در مذاکرات واشنگتن
تاکتیکهای مهم عملیاتی حزب الله در تقابل با ارتش تکنولوژی محور رژیم عبارتند از:
عملیات نامتمرکز چریکی: واحدهای حزبالله در قالب گروههای کوچک عملیات میکنند و از روشهایی مانند تکتیراندازی و کمینهای ضدتانک بهره میبرند. آنها استفاده از تجهیزات ارتباطی که احتمال رهگیری یا نفوذ در آنها میرود را کنار گذاشتهاند.
استقرار "یگانهای شهادت": منابع نزدیک به حزبالله از استقرار نیروهای زبده با عنوان "رزمندگان شهادت" خبر میدهند. برخلاف عملیاتهای انتحاری دهه ۱۹۸۰، این واحدها برای درگیریهای مستقیم و نزدیک با نیروهای اسرائیلی آموزش دیدهاند؛ نبردهایی که احتمال بازگشت از آنها بسیار کم است و هدف آنها وارد آوردن تلفات و جلوگیری از تثبیت موقعیت نیروهای اسرائیلی است.
حملات روزانه با پهپادهای انتحاری: استفاده گسترده و تقریباً روزانه از پهپادهای تهاجمی (که اغلب به "پهپادهای شهادت" جدید تشبیه میشوند) علیه تجمعات نیروهای پیاده و مواضع اسرائیل. این تاکتیک به عنوان یک "فرسایش مستمر" علیه نیروهای دشمن توصیف شده است. برخی تحلیلها حاکی از نگرانی جدی رژیم از این تاکتیک و اثربخشی آن در نفوذ به سیستمهای دفاعی است.
استتار و جنگ روانی: با توجه به پیشرفتهای فناوری نظارتی اسرائیل، امکان اختفا در محیطهای غیرنظامی تقریباً از بین رفته است. با این حال، حزبالله با استفاده از پوشش گیاهی، ساختمانها و تونلها استتار میکند و همزمان با انتشار فیلمهای عملیات و ادعاهای روزانه مسئولیت حملات، یک جنگ روانی تمام عیار را با هدف تأثیرگذاری بر افکار عمومی رژِم و لبنان پیش میبرد.
استفاده از شبکه تونلهای زیرزمینی: حزب الله شبکهای گسترده از تونلهای زیرزمینی را طی دههها در جنوب لبنان احداث کرده است
فرماندهی غیرمتمرکز: برای هر فرمانده، چهار معاون تعیین شده تا با حذف فرمانده، خللی در تداوم عملیات ایجاد نشود.
ارزیابی راهبردی و مهم از وضعیت عملیاتی حزب الله در میدان:
برخلاف پروپاگاندای رسانهای، مقاومت لبنان از جهت میدانی و سازمانی در شرایط بسیار مطلوبتری نسبت به جنگ ۶۶ روزه بهسر میبرد. به طور مشخص، عملکرد میدانی حزبالله در رویارویی اخیر نشاندهنده نوعی بازتنظیم درونسازمانی و عبور از برخی الگوهای پیشین (فراتر از سطح تجهیزات یا تاکتیکهای جزئی) است.
در حوزه کنترل و فرماندهی، زنجیره فرماندهی توانسته انسجام خود را حفظ کرده و مانع از فروپاشی سازمان رزم شود. در وضعیت جدید منطق جایگزینی نیروها، نه صرفاً پر کردن خلأ عددی، بلکه حفظ سطح تعریفشدهای از کارایی رزمی است. یکی از اصلیترین دلایل این موفقیت، سیاست دبیرکل جدید در متمرکزسازی فرماندهی نظامی و میداندادن به فرماندهان جوان و باانگیزه است.
در سطح سازمان رزم، نشانههایی از حرکت بهسوی ساختارهای منعطفتر و افزایش آزادی عمل واحدهای میدانی دیده میشود.
ترجیح نیروی ویژه و سلاح کیفی و موثر بر سیاهیلشکر و آتش انبوه؛ تمرکز بر اِعداد به جای تعداد.
فاصله گرفتن از الگوی "دفاع از زمین به هر قیمت" و محوریتبخشی به "تحمیل هزینه به دشمن به هر روش". این رویکرد، که بر فرسایش تدریجی و افزایش تلفات دشمن متمرکز است، نشاندهنده نوعی بازتعریف از مفهوم موفقیت و پیروزی در میدان نبرد است. در این معنا ممانعت از تثبیت، مهمتر از ممانعت از اشغال زمین خواهد بود.
چالش و تهدید اصلی حزبالله در این مقطع نه لزوماً در میدان، بلکه در تحولات محیط داخلی لبنان است. بحران پناهندگان و پیامدهای اقتصادی و اجتماعی ناشی از آن و همچنین تلاش برخی بازیگران داخلی برای تشدید تنشهای سیاسی و طائفهای، عواملی هستند که میتوانند بر عملکرد مقاومت در میدان تأثیر منفی بگذارند. در نتیجه با وجود نشانههای آشکار از بهبود کارایی و سازگاری در میدان نبرد، اما تداوم این وضعیت بیتاثیر از نحوه مدیریت چالشهای داخلی لبنان نخواهد بود.
به طور کلی، تاکتیکهای کنونی حزب الله تلفیقی هوشمندانه از درسهای گذشته و فناوریهای نوین است. به یک استراتژی "جنگ چریکی با شدت بالا" روی آورده که بر ترکیبی از نیروی انسانی فداکار و دفاع عاشورایی و فناوریهای دقیق و نسبتاً ارزانقیمت متکی است.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.