به گزارش مشرق، رضا کریمی صالح فعال رسانه در تلگرام نوشت:
واگرایی چین با آمریکا در قبال ایران ریشه در چهار عامل راهبردی دارد که هر یک مستقیماً امنیت ملی و منافع درازمدت پکن را تحت تأثیر قرار میدهد.
نخست، امنیت انرژی و شریان اقتصادی: ایران یکی از تأمینکنندگان اصلی نفت و گاز چین است و ثبات عرضه انرژی، برگ حیاتی اقتصاد صنعتی پکن محسوب میشود. هرگونه بیثباتی در ایران یا تسلط آمریکا بر تنگه هرمز، شریان انرژی چین را تهدید میکند. به همین دلیل، چین نهتنها از فروپاشی یا تضعیف شدید ایران سود نمیبرد، بلکه موجودیت یک ایران باثبات و متحد برایش ضروری است.
دوم، مهار یکجانبهگرایی آمریکا و پیشبرد چندقطبیسازی: چین خود هدف نهایی راهبرد «مهار» آمریکاست و ایران را خط مقدم این جبهه میداند. با حمایت سیاسی و اقتصادی از ایران، پکن توان آمریکا را در خاورمیانه فرسایش میدهد و همزمان از شکلگیری نظمی کاملاً تحت سلطه واشنگتن جلوگیری میکند. این واگرایی، عملاً بخشی از رقابت بزرگ دو قدرت بر سر شکلدهی به نظام بینالملل است.
سوم، ابتکار کمربند و جاده و موقعیت ترانزیتی ایران: ایران حلقه کلیدی در کریدورهای زمینی و دریایی «ابتکار کمربند و جاده» است که چین را از مسیر آسیای مرکزی به خاورمیانه و اروپا متصل میکند. تحریم یا حمله به ایران، نهتنها این مسیر را قطع میکند، بلکه سرمایهگذاریهای عظیم چین را در معرض خطر قرار میدهد. ایران به عنوان دروازه غربی این ابتکار عظیم، نقشی بیبدیل در موفقیت پروژه یک کمربند-یک جاده ایفا میکند.
چهارم، اصل حاکمیت و خطمشی ضدتحریمی: چین همواره با تحریمهای یکجانبه و اقدامات فراسرزمینی آمریکا مخالف بوده، زیرا همین ابزارها فردا علیه خود پکن (در مسئله تایوان، دریای جنوبی یا اویغورها) به کار گرفته میشود. حمایت از حق ایران برای توسعه هستهای صلحآمیز و مخالفت با محاصره اقتصادی، در واقع دفاع پیشدستانه از حق حاکمیتی چین در برابر مداخلات آتی آمریکاست. پکن به خوبی آگاه است که تسلیم شدن در برابر فشارهای واشنگتن در قبال ایران، سقف مقاومت خودش را در برابر زیادهخواهیهای آینده آمریکا پایین میآورد.
در نتیجه، چین با ایران بر مبنای محاسبه دقیق منافع راهبردی خود همراهی میکند: تضمین انرژی، جلوگیری از تکقطبی شدن جهان، حفظ کریدورهای تجاری و مصونسازی خود در برابر فشارهای آمریکا. این همراهی نه از روی احساس، بلکه برآمده از عقلانیت ژئوپلیتیکی پکن است. ایران نیز به نوبه خود باید این واقعیت را درک کند که استحکام روابط تهران-پکن، علاوه بر دیپلماسی فعال و همکاریهای چندجانبه، به توانایی ایران در حفظ ثبات داخلی و نقشآفرینی مثبت در معادلات منطقهای بستگی دارد. اتحاد راهبردی ایران و چین، اگرچه بر پایه منافع مشترک استوار است، اما میتواند به الگویی برای نظم نوین جهانی مبتنی بر احترام متقابل و مخالفت با یکجانبهگرایی تبدیل شود.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.