به گزارش مشرق، حنیف غفاری فعال رسانه در تلگرام نوشت:
طی روزهای اخیر مواضع ضد و نقیضی از سوی مقامات ارشد اتحادیه اروپا در قبال جمهوری اسلامی ایران و جنگ رمضان شنیده میشود! از یک سو افرادی نظیر مکرون و مرتس نارضایتی خود را بابت آغاز این جنگ از سوی واشنگتن ابزار نموده و آن را مصداق خبط محاسباتی و راهبردی کاخ سفید تلقی میکنند. اما از سوی دیگر، در حالی که اروپاییان تحت تاثیر بحرانهای اقتصادی و تجاری ناشی از تحولات اخیر در تنگه هرمز قرار گرفتهاند، فن در لاین رئیس کمسیون اروپا خواستار گنجانده شدن موضوع توان موشکی ایران در مذاکرات احتمالی میان تهران و واشنگتن شده است! مسئلهای که حتی آمریکا نیز نسبت به آن ناامید است! به راستی چه اتفاقی در اروپای واحد در حال رخ دادن است؟ مواضع اخیر سران اروپایی در قبال تهران و تحولات ناشی از جنگ اخیر در چه فرامتن و بستری قابل تحلیل است؟
از سکوت اولیه تا اعتراض!
درست در بحبوجه جنگ رمضان، شاهد اتخاذ مواضع سلبی اعضای ارشد اتحادیه اروپا در قبال حماقت راهبردی آمریکا و رژیم صهیونیستی در قبال ایران بودیم. اکثر این مواضع، حدود یک هفته پس از آغاز جنگ رمضان از سوی مقامات فرانسوی و آلمانی اتخاذ شد. به عبارتی گویاتر، بازیگران اروپایی پس از اثبات ناتوانی و ناکامی ترامپ در رسیدن به اهداف اعلامی اولیه خود از جمله تغییر نظام جمهوری اسلامی، تسلط بر سواحل جنوبی ایران، خروج اورانیوم غنی شده از ایران و... تبدیل به منتقدان جنگ علیه کشورمان شدند. فردریش مرتس صدراعظم آلمان که در جریان جنگ ۱۲ روزه، وقیحانه از رژیم صهیونیستی و آمریکا بابت انجام "اقدامات کثیف" علیه ایران تقدیر کرده بود، این بار شدیدا ترامپ را بابت حمله به ایران و بسته شدن تنگه هرمز مورد عتاب قرار داد! امانوئل مکرون رئیسجمهور فرانسه نیز اظهارات مشابهی را در انتقاد از جنگ رمضان بیان نموده و حتی تاسف خود را در خصوص هزینههای راهبردی و اقتصادی ناشی از وابستگی اروپا به آمریکا اعلام کرده است.
وزن راهبردی اروپا چقدر است؟
واقعیت امر این است که جنگ رمضان علاوه بر آنکه تبدیل به صحنه شکست تمام عیار واشنگتن و تلآویو در تقابل مطلق با نظام و ملت ایران شد، بلکه بار دیگر وزن راهبردی-امنیتی اندک اتحادیه اروپا در نظام بینالملل را به اثبات رساند. بهترین تعبیر را در این خصوص، پایگاه "میدل ایست آی" به کار برده است، جایی که ضمن تاکید بر سقوط جایگاه اروپا در جهان امروز مینویسد:
"اروپا بار دیگر ثابت کرد که در عرصه جهانی هیچکاره است. اتحادیه اروپا، برخلاف اصولی که از زمان تأسیس خود به آنها پایبند بوده است، عملاً تسلیم سیستم بینالمللی شده است که در آن سیاست و دیپلماسی تحتالشعاع استفاده از زور قرار گرفته است."
واقعیت امر این است که بازیگران اروپایی علیرغم ادعای مکرر خود مبنی بر استقلال راهبردی از آمریکا، تبدیل به مهرههای بازی و کاتالیزوری برای تکمیل پازلهای استراتژیک و تاکتیکی ترسیم شده از سوی واشنگتن و تلآویو شدهاند. در چنین شرایطی خشم و عصبانیت اروپاییان از حماقت ترامپ و نتانیاهو در جنگ با ایران را نباید به مثابه تغییر ماهیت اتحادیه اروپا تلقی کرد! آنچه منجر به تغییر گفتار و لحن مقاماتی مانند مکرون و مرتس شده، آسیبهای ناشی از شکست آمریکا بر معادلات انرژی، تجارت و انرژی در کشورهایشان و متعاقبا، تشدید نارضایتیهای داخلی از این سیاستمداران وابسته است. به نظر میرسد پیشبینیهایی که بارها در خصوص اضمحلال اتحادیه اروپا و حوزه یورو از سوی اقتصاددانان و استراتژیستهای غربی مطرح شده، در حال تعبیر است. قطعا مقصر این سقوط و تباهی، کسانی جز سیاستمداران اروپایی، اعم از محافظهکاران و سوسیال دموکراتها نیستند! بنیانهای خطرناک و نادرستی که این سیاستمداران اروپایی بنا نهادند، زمینههای وابستگی آنها به آمریکا و رژیم صهیونیستی را تشدید نمود و در مقابل، منجر به تقویت شکاف دولت-ملت در اروپا شد. خروج از این بنبست خودساخته دیگر از عهده تصمیمسازان این مجموعه خارج خواهد بود.
نظرسنجیها در اروپا چه میگوید؟
تازهترین نظرسنجی مرکز مدیریت بحران، انجام گرفته از شهروندان در تمام ۲۷ کشور عضو اتحادیه اروپا، نشان میدهد که اکثر اروپاییها دیگر ایالات متحده را به عنوان یک شریک قابل اعتماد نمیبینند. نتایج این نظرسنجی نشان میدهد که ۵۸ درصد از شهروندان اتحادیه اروپا که در این نظرسنجی شرکت کردند، ایالات متحده را شریک قابل اعتمادی ندانستند. تنها ۳۱ درصد از پاسخدهندگان، ایالات متحده را «مهمترین شریک» اتحادیه اروپا میدانند. در نظرسنجی انجام شده در سپتامبر ۲۰۲۴، این رقم ۵۱ درصد بود - به معنای کاهش قابل توجه ۲۰ درصدی در یک دوره کوتاه. ۷۳ درصد از پاسخدهندگان معتقدند که پس از دههها روابط نزدیک با ایالات متحده، اروپا اکنون باید «راه خود را برود». در مورد حمایت از ناتو نیز اکثریت قریب به اتفاق پاسخدهندگان (۶۳ ٪) هنوز آن را به عنوان "ستون اصلی" سیستم امنیتی اروپا میدانند. به عبارت بهتر، حتی ایده "ناتوی منهای آمریکا" در ذهن شهروندان اروپایی تقویت شده است. قدرمتیقن این نظرسنجی مشخص است: دولتهای اروپایی مشغول استناد به راهبردها و استراتژیهایی هستند که از سوی افکار عمومی آنها به چالش کشیده شده است.
ساختار کلانی که باید تغییر کند
وقوع تحولات سالهای اخیر از جمله، جنگ اوکراین، جنگ غزه و جنگ رمضان در شکلگیری انگارهها و گزارههای جدید در ذهن شهروندان اروپایی بسیار موثر بوده و همانگونه که اشاره شد، منجر به تشدید شکاف دولت-ملت در سرتاسر اروپا گردیده است. در این میان دو کشور آلمان و فرانسه بیش از دیگر کشورهای اروپایی متهم هستند. این دو بازیگر اصلی اتحادیه اروپا و حوزه یورو که معمولا در ناتو نیز تلاش میکنند مواضع دیگر کشورهای اروپایی را با خود همراه سازند، از یک سو کماکان به بازی خود در زمین واشنگتن و تلآویو ادامه داده و از سوی دیگر، نگران تشدید نگاه سلبی شهروندان نسبت به خود و حتی ساختار کلان تصمیمسازی در اروپای واحد هستند. نکته حائز اهمیت اینکه بسیاری از شهروندان اروپایی یکی از پیششرطهای گذار از وضعیت موجود و ایجاد نظم نوین در قاره سبز را معلول اضمحلال اتحادیه اروپا و ساختار حکمرانی موجود در این مجموعه میدانند.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.