با وجود این که کل رسانه‌های جریان اصلی با پنتاگون هماهنگ هستند، لیکن در همین سطح فعلی گزارش سی ان ان بر واقعیاتی اشعار دارد که دست‌کم، گویای بخشی از شاهکار عملیاتی نیروهای مسلح ما و محور مقاومت است.

به گزارش سرویس جهان مشرق، شبکه خبری CNN روز اول مِی، در یک گزارش تصویری نسبتا مفصل، برای اولین بار به تلفات سنگین به دارایی‌های رزمی و لجیستیک آمریکا و ویرانی گسترده در پایگاه‌های آن در خلیج فارس پرداخت. گرچه، تردیدی نیست که حتی همین گزارش کم‌سابقه‌ی CNN هم در هماهنگی نهایی با پنتاگون منتشر شده تا عمق و گستره‌ی ویرانی دارایی‌های آمریکا را در افکار عمومی آمریکا، به صورت غیرمستقیم مدیریت کند، لیکن در همین سطح فعلی هم این گزارش واجد واقعیت‌هایی است که دست‌کم، بخشی از شاهکار عملیاتی نیروهای مسلح قهرمان ما و محور مقاومت سلحشور را عیان می سازد. برای مثال، در گزارش سی‌ان‌ان، صرفا انهدام یک فروند آواکس نیم میلیارد دلاری در پایگاه الخرج سعودی مورد اشاره قرار گرفته، در صورتی که طبق اطلاعات تکمیلی، در همان حمله، دست‌کم دو فروند آواکس دیگر آسیب‌های جدّی دیدند و حداقل موقتا از سرویس خارج شدند.

به هر حال، این گزارش بر اساس ده‌ها تصویر ماهواره‌ای از پیامدهای حملات و مصاحبه با مقامات آمریکایی و کشورهای حاشیه خلیج فارس تهیه شده است.

دامنه حملات: گستره فرامرزی حملات پهپادی/موشکی ایران

تحقیق CNN نشان می‌دهد که در جنگ اخیر، حداقل ۱۶ پایگاه و تاسیسات نظامی ایالات متحده در هشت کشور منطقه خلیج فارس هدف حملات گسترده ایران و متحدانش قرار گرفته‌اند. دامنه جغرافیایی این حملات بسیار گسترده و شامل کشورهای کویت، بحرین، امارات، عربستان سعودی، اردن، عراق، و قطر بوده است. شواهد حاکی از آن است که این حملات در ۴۸ ساعت ابتدایی جنگ، دست‌کم ۹ تاسیسات را با خسارت سنگین مواجه کرده بود.

ماهیت و نوع خسارات: فراتر از اعداد اعلامی پنتاگون

این حملات از یک عملیات تلافی‌جویانه ساده به یک عملیات هوشمندانه «کورکننده» تبدیل شد که مستقیماً ستون فقرات ارتباطی و دفاع هوایی آمریکا را نشانه گرفت. نکته کلیدی این است که ایران به جای حمله مستقیم به پرسنل، به سراغ گران‌قیمت‌ترین و غیرقابل‌جانشین‌ترین تجهیزات ارزش محور رفته است.

تخریب رادارها (Radars): رادارها به عنوان آسیب‌پذیرترین و در عین حال کلیدی‌ترین دارایی آمریکا در منطقه، به طور سیستماتیک هدف قرار گرفتند. در پایگاه‌های کلیدی، خسارت‌های عمده‌ای مشاهده شده است.

در پایگاه هوایی العدید در قطر، رادار هشدار زودهنگام AN/FPS-۱۳۲ (بخشی از شبکه دفاع موشکی بالستیک آمریکا) که ارزش آن بیش از ۱٫۱ میلیارد دلار تخمین زده می‌شود، آسیب جدی دیده است.

سامانه راداری یک باتری موشکی THAAD آمریکا در اردن و دو سامانه مشابه در امارات منهدم شده‌اند.

نابودی گنبدهای رادار (Radomes): ایران با هدف قرار دادن «گنبدهای رادار» (Radomes) که از دیش‌های ماهواره‌ای حیاتی برای انتقال داده‌ها محافظت می‌کنند، یک ضربه فنی به توانایی فرماندهی و کنترل آمریکا وارد کرد. بر اساس گزارش CNN، در کمتر از یک ماه از شروع جنگ، ایران تنها یک گنبد از مجموع گنبدهای رادار آمریکا را سالم باقی گذاشته و بقیه را منهدم کرد، که این به معنای اختلالی گسترده در ارتباطات امن و فرماندهی در کل منطقه بوده است.

انهدام هواپیماهای استراتژیک: بمباران هوشمند ایران منجر به انهدام تجهیزات هوایی بسیار گران‌قیمت و استراتژیک شد.

یک فروند هواپیمای بوئینگ E-۳ سنتری (Boeing E۳ Sentry) که ارزش آن نزدیک به ۵۰۰ میلیون دلار بود و نقش کلیدی در نظارت هوایی بر خلیج فارس داشت، هدف قرار گرفت.

تصاویر ماهواره‌ای همچنین انهدام یک فروند بالگرد CH-۴۷ شینوک (CH-۴۷ Chinook) در کمپ بوهرینگ کویت و آسیب به یک فروند بالگرد CH-۵۳ سی استالیون (CH-۵۳ Sea Stallion) در پایگاه هوایی علی السالم را نشان می‌دهد.

تأثیر بر توان عملیاتی: اختلال در فرماندهی و کنترل

این حملات ترکیبی و هدفمند، توان عملیاتی آمریکا را به شدت تحت تأثیر قرار داد.

مرکز فرماندهی سنتکام (CENTCOM) در قطر: مرکز فرماندهی و کنترل عملیات هوایی آمریکا در ۲۱ کشور، یعنی اتاق جنگ پایگاه العدید قطر، دو بار مورد اصابت قرار گرفت و خسارات قابل توجهی دید.

یک منبع آگاه به CNN گفت که برخی از پایگاه‌ها آن‌قدر آسیب دیده‌اند که در عمل «بلااستفاده» شده‌اند. در کمپ بوهرینگ کویت، که زمانی یک شهر نظامی شلوغ آمریکایی بود، پس از هفته‌ها حملات موشکی و پهپادی، اکنون تقریباً خالی از جمعیت است.

بازتاب استراتژیک: پیامدها برای قدرت آمریکا

فراتر از خسارت‌های مالی و تجهیزاتی، این حملات یک زلزله سیاسی و استراتژیک در منطقه به وجود آورد.

شکست هیمنه پدافندی: این جنگ نشان داد که حتی پیشرفته‌ترین تجهیزات پدافندی آمریکا در برابر موج ترکیبی موشک‌های بالستیک و پهپادهای ارزان‌قیمت، به شدت آسیب‌پذیر هستند.

بحران اعتماد متحدان: یک منبع سعودی به CNN گفت: «جنگ به عربستان سعودی (طولانی‌ترین متحد عرب آمریکا) نشان داد که اتحاد با آمریکا نمی‌تواند انحصاری باشد و نفوذناپذیر نیست.» این جمله نشان‌دهنده زلزله‌ای در روابط راهبردی آمریکا با متحدان سنتی خود در خلیج فارس است.

نشانه‌های جنگ اطلاعاتی: در هفته‌های ابتدایی جنگ، انتشار تصاویر ماهواره‌ای از خسارت‌ها برای دو هفته به تأخیر افتاد و سپس به طور نامحدود متوقف شد. یک شرکت تصویربرداری ماهواره‌ای اذعان کرد که این کار به درخواست مستقیم دولت آمریکا و برای جلوگیری از «سوءاستفاده دشمن» از تصاویر خسارت‌ها انجام شده است. این موضوع خود نشان‌دهنده عمق فاجعه‌بار خسارت‌هاست.

تلفات انسانی: گزارش‌های متفاوت و اعداد پنهان

شاید جنجالی‌ترین بخش داستان، آمار تلفات باشد. گزارش CNN مستقیماً یک عدد واحد برای مجموع تلفات آمریکا منتشر نکرده، اما ارقام قابل توجهی از منابع دیگر به دست آمده است.

اعتراف تدریجی پنتاگون: وزارت دفاع آمریکا ابتدا آمار تلفات خود را تنها ۸ زخمی اعلام کرد. سپس در یک بازبینی، رسماً پذیرفت که حدود ۱۴۰ سرباز آمریکایی در حملات اولیه زخمی شده‌اند. از این میان، ۸ نفر در وضعیت وخیم (Seriously Wounded) و ۱۰۸ نفر به وظیفه بازگشته‌اند.

شهادت‌های اولیه: گزارش‌های غیررسمی در هفته اول جنگ از کشته شدن دست‌کم ۶ سرباز آمریکایی در حمله به یک مرکز عملیاتی در کویت خبر داده بودند.

عدم تطابق با ادعاهای اولیه: لازم به ذکر است که برنامه‌های روایت‌پردازی که در فضای مجازی منتشر می‌شوند، گاهی آمار تلفات را تا ۵۶۰ نفر هم اعلام کرده‌اند که با اعداد رسمی CNN و پنتاگون همخوانی ندارد و ممکن است ناشی از برداشت‌های اغراق‌آمیز از گزارش‌های اولیه باشد.

خلاصه: تصویر بزرگ‌تر

به طور خلاصه، آنچه در رسانه‌ها با عنوان "گزارش تصویری CNN منتشر شد" در حقیقت بازتاب گسترده یک گزارش تحقیقی معتبر از شبکه CNN بود. این گزارش یک "داستان جعلی" نیست؛ بلکه یک واقعیت تلخ برای استراتژی نظامی آمریکا در منطقه خلیج فارس است.

تحقیق CNN فاش کرد که جنگ اخیر از چند جهت یک نقطه عطف تاریخی محسوب می‌شود:

شکست‌ناپذیری: پایگاه‌های مستحکم و ابرقدرت آمریکا برای اولین بار به اهداف ثابت و آسیب‌پذیر تبدیل شدند.

برتری فنی: ایران با استفاده از فناوری‌های پیشرفته (مانند پهپادها و موشک‌های بالستیک) و به لطف تصاویر ماهواره‌ای با دقت بالا (مانند ماهواره TEE-۰۱B چین)، به نقاط کور دفاعی آمریکا ضربه زد.

هزینه‌ها: خسارت مالی مستقیم و هزینه بازسازی به مراتب بیشتر از ۴۰ تا ۵۰ میلیارد دلار برآورد شده، در حالی که پنتاگون رقم رسمی ۲۵ میلیارد دلار را اعلام کرده بود.

بخش اول: واقعیت یک «اختلاف عمیق» در آمار تلفات انسانی

پذیرش تناقض بین خسارت گسترده زیرساختی و آمار پایین «اعلامی» تلفات جانی از سوی مقامات آمریکایی، برای هر تحلیلگری سنگین است:

برآوردهای مستقل از کم‌شمارش گسترده: وبگاه تحقیقی The Intercept در گزارشی با عنوان "Casualty Cover-Up" (پنهان‌کاری تلفات) ابعاد این کم‌شماری را فاش کرد. این وبگاه با استناد به دو مقام دولتی و تحلیل‌های خود، تخمین زده که از اکتبر ۲۰۲۳ (۸ ماه پیش از شروع جنگ گسترده اخیر) تا زمان انتشار گزارش، نزدیک به ۷۵۰ سرباز آمریکایی در منطقه خاورمیانه کشته یا زخمی شده‌اند. فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) به جای شفاف‌سازی، به ارائه اظهارنامه‌های قدیمی و دستکاری‌شده پرداخته و یک مقام دفاعی این روند را «پنهان‌کاری تلفات» خوانده است.

دستکاری‌های عددی در تلفات: نه تنها کم‌شمارش شده، بلکه آمار به صورت مرموزی تغییر می‌کند. بر اساس گزارشی دیگر، پنتاگون رکوردهای خود را به گونه‌ای تغییر داده که ۱۵ سرباز زخمی را بدون هیچ توضیحی از آمار رسمی حذف کرده است. در یک بازه دو روزه، تعداد زخمی‌ها ابتدا به ۴۲۸ نفر رسید و روز بعد، ۱۵ نفر از آن‌ها ناپدید شدند تا عدد به ۴۱۳ برسد. این الگوهای آماری به هیچ وجه تصادفی نیستند.

واقعیت میدانی در برابر روایت رسمی: روزنامه دست‌راستی و طرفدار ترامپ، نیویورک پست (New York Post) به نقل از تحلیل بنیاد امریکن انترپرایز (AEI) گزارش داده که خسارت‌های وارد شده به پایگاه‌های آمریکا بسیار فراتر از آن چیزی بوده که رسماً اعلام شده است. این تحلیل نشان می‌دهد که ایران بیش از ۱۰۰ هدف را در ۱۱ پایگاه آمریکا مورد اصابت قرار داده و خسارت مالی آن میلیاردها دلار برآورد می‌شود. برخی تحلیلگران این خسارت‌ها را با حملات پرل هاربر{حمله‌ی هوایی سنگین ژاپن به مقر نیروی دریایی ایالات متحده در جنگ دوم جهانی که ورود رسمی آمریکا به آن جنگ را رقم زد} مقایسه کرده‌اند.

شکاف میان آمار رسمی پنتاگون: حتی در آمار رسمی پنتاگون نیز تناقض‌های قابل توجهی وجود دارد. آمارهای مصادف با زمان جنگ نشان می‌دهد که در یک مقطع، تعداد زخمی‌ها ۱۴۰ نفر اعلام شد، ماه بعد این رقم به ۲۹۰ نفر در گزارش سی‌ان‌ان، سپس به ۳۶۵ نفر و نهایتاً به ۴۰۰ نفر که روزنامه وال‌استریت ژورنال به نقل از پنتاگون گزارش کرده، افزایش یافته است. این روند صعودی، حکایت از یک حقیقت در حال بزرگ‌تر شدن دارد.

بخش دوم: ریشه‌های اصلی تضاد میان خسارت و تلفات

اما چرا با وجود تخریب‌های گسترده، آمار تلفات پایین مانده است؟ شماری از کارشناسان نسبتا مستقل در خود آمریکا بر این بارو هستند که پاسخ در یک تغییر راهبردی عمدی از سوی تهران نهفته است.

راهبرد «کور کردن» به جای «کشتن»: چندین گزارش معتبر تأیید می‌کنند که ایران عمداً از کشتار جمعی سربازان آمریکایی خودداری کرده است. یک گزارش NBC News به نقل از مقامات آمریکایی می‌نویسد: «ایران به دنبال کشتن آمریکایی‌ها نبود، بلکه قصد داشت آنها را کور کند، روی زمین بنشاند و سوختشان را قطع کند این یک «کمپین تخریب دقیق»precision degradation campaign بوده است.

تأکید بر زیرساخت‌های کلیدی: تقریباً تمام حملات ایران معطوف به دارایی‌های غیرقابل جایگزین و حیاتی بوده است:

سیستم‌های ارتباط ماهواره‌ای: منهدم کردن گنبدهای رادار (Radomes) و ایستگاه‌های دیش ماهواره‌ای در انهدام ۱۱ پایگاه باعث اختلال در فرماندهی و کنترل آمریکا در کل منطقه شده است.

رادارهای استراتژیک: تخریب رادار هشدار زودهنگام AN/FPS-۱۳۲ در پایگاه العدید قطر به ارزش بیش از ۱.۱ میلیارد دلار یا رادارهای سامانه THAAD در اردن و امارات.

تجهیزات هوایی گران‌قیمت: انهدام هواپیمای بوئینگ E-۳ سنتری (به ارزش ۵۰۰ میلیون دلار) و بالگردهای شینوک و سی استالیون که در تصاویر ماهواره‌ای قابل مشاهده است.

سیاست اعلام‌نکردن تلفات از سوی ایران: برخی تحلیل‌ها معتقدند ایران عمداً از اعلام عملیات‌هایی که تلفات انسانی بالایی داشته، خودداری کرده تا جنگ را مدیریت کرده و از گسترش آن جلوگیری کند. این موضوع نیز به پایین نگه داشته شدن آمار تلفات رسمی کمک کرده است. طبق این دعوی، ایران با هدف جلوگیری از شکل‌گیری هر نوع «وحدت» در آمریکا، حول تصویرسازی از سربازان کشته‌شده آمریکایی در حملات ایرانی و افزایش روحیه ملی‌گرایی، هوشمندانه حتی روی ماجرای اسیرشدن شماری از نیروهای آمریکایی در یک عملیات نفوذ از غرب ایران(که شهید لاریجانی هم چند روز قبل از شهادت تلویحا آن را تایید کرده بود) چندان مانور نداد.

بخش سوم: چرا آمار رسمی ۱۳ کشته «تغییرناپذیر» مانده است؟

اما جدای از این «گمانه‌زنی»های شماری از کارشناسان غربی، دلیل این «تغییرناپذیری» ریشه در سیاست‌های هماهنگ شده و محدودیت‌های اطلاع‌رسانی نیز دارد:

سیاست شدید سانسور و اعمال محدودیت بر رسانه‌ها: پنتاگون تحت مدیریت جدید (با شخصیت‌هایی مانند پیت هگزت) محدودیت‌های بی‌سابقه‌ای بر رسانه‌ها اعمال کرده است. در اقدامی که بی‌سابقه خوانده شد، سی‌ان‌ان، ان‌بی‌سی، سی‌بی‌اس، ای‌بی‌سی و فاکس نیوز در بیانیه‌ای مشترک از پذیرش قوانین جدید پنتاگون سر باز زدند و آن را «تهدید آزادی مطبوعات» خواندند. طبق این قوانین، خبرنگاران از دریافت هرگونه اطلاعاتی که پنتاگون رسماً ارائه ندهد، منع می‌شوند.

جنگ اطلاعاتی و محو تصاویر ماهواره‌ای: شرکت «پِلَنِت لبز» (Planet Labs) انتشار تصاویر ماهواره‌ای از مناطق آسیب‌دیده را دو هفته به تأخیر انداخت و سپس انتشار آن را به طور نامحدود متوقف کرد. این شرکت اذعان کرد که این تصمیم به درخواست مستقیم دولت آمریکا و برای جلوگیری از «بهره‌برداری دشمن» گرفته شده است.

فشار سیاسی برای پایین نگه داشتن آمار: دولت ترامپ که ادعای «پیروزی قاطع» در جنگ با ایران را داشت، به شدت از نشت اخباری که نشان می‌داد حملات آنها "بی‌اثر" بوده، خشمگین بود. در واکنش به یک گزارش محرمانه پنتاگون که به سی‌ان‌ان درز کرده بود و نشان می‌داد حملات آمریکا تنها چند ماه برنامه هسته‌ای ایران را به تأخیر انداخته است، سخنگوی دولت این گزارش را "۱۰۰٪ اشتباه" خواند و فرد نشت‌کننده را یک "بازنده کم‌مرتبه" در جامعه اطلاعاتی توصیف کرد.

جمع‌بندی: حقیقت تغییرناپذیر در پشت پرده

اگر منطق صِرف نظامی را در نظر بگیریم، آمار ۱۳ کشته در برابر صدها حمله و تخریب ۱۱ پایگاه، قطعاً «احمقانه» و غیرقابل باور به نظر می‌رسد.

  1. لایه اول (دستکاری عمدی): پنتاگون و سنتکام به طور سیستماتیک و طبق اسناد متعدد (The Intercept, NBC News, Wall Street Journal) آمار تلفات را دستکاری، کم‌شمارش و در برخی موارد پنهان کرده‌اند.
  2. لایه دوم (خودسانسوری تاکتیکی): ایران نیز به دلایل راهبردی (جلوگیری از گسترش جنگ و فشار افکار عمومی غرب) تمرکز خود را بر «فلج کردن» قابلیت‌های نظامی آمریکا قرار داده و کمتر به دنبال به حداکثر رساندن تلفات جانی بوده است.
  3. لایه سوم (نقش سی‌ان‌ان): در این میان، سی‌ان‌ان خود قربانی محدودیت‌های شدید دولت ترامپ بوده و در عین حال، رسانه‌ای است که به صورت نسبی، گزارش‌های کلیدی و فاش‌کننده درباره عمق خسارت‌ها (بر اساس تصاویر ماهواره‌ای و مصاحبه با مقامات) و ناکارآمدی حملات آمریکا منتشر کرده است.

بنابراین، گزارش CNN نه یک گزارش «کاملا» هماهنگ برای "تعدیل" آمار تلفات، که تلاشی برای مستندسازی «هزینه واقعی جنگ» فراتر از آمار دستکاری‌شده پنتاگون بوده است،که البته با تعدیل مدیریت‌شده{به ویژه در بحث تلفات جانی سربازان تروریست آمریکایی}، شاید نخواسته خشم ترامپ را هم بیش از پیش متوجه خود کند. پایداری آمار ۱۳ کشته، حاصل یک «پرده یکپارچه اطلاعاتی» است که در آن یک طرف (دولت آمریکا) به شدت در حال سانسور و طرف دیگر (ایران) اهداف خود را دنبال می‌کند. پرونده «پنهان‌کاری تلفات» پنتاگون یکی از بزرگ‌ترین رسوایی‌های اطلاعاتی این جنگ خواهد بود.

برچسب‌ها