پس از ماجرای سس‌پاشیدن به سمت رضا پهلوی در برلین، مشاورین او در تلاش برای راه‌اندازی یک بیزنیس پر درآمد در اروپا هستند!

سرویس سیاست مشرق- پس از حمله تروریستی آمریکا و اسرائیل علیه ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴، دو هفته بعد رضا پهلوی با ذوق‌زدگی از رویای سقوط ایران، در پیامی که روز دوشنبه، ۲۵ اسفند ۱۴۰۴ در شبکه‌های اجتماعی منتشر کرد مدعی شدحکم تأسیس کمیته تدوین مقررات عدالت انتقالی را صادر کرده است. در این پیام که خودسرانه به عنوان یک حکم خیالی پادشاهی صادر شده است؛ ادعا شده این کمیته «مأمور تدوین مقررات یک دادگاه و یک کمیسیون حقیقت‌یاب خواهد بود» و «شماری از برجسته‌ترین حقوقدانان بین‌المللی به عنوان مشاور این کمیته را یاری خواهند داد.».

اما حالا بررسی این کمیته نشان می‌دهد که اعضای آن نه از متخصصان که برگرفته از بلاگرهای سیاسی متواری از ایران است که مرور زندگی آنها سرشار از تناقض‌گویی و کاسبی از جیب مردم ایران بوده است.

به گفته رضا پهلوی، شیرین عبادی، حقوقدان و برنده جایزه نوبل صلح، ریاست این کمیته را برعهده داشته و اعضای کمیته ایرج مصداقی، لیلا بهمنی و افشین الیان هستند؛ کمیته‌ای که بدون هیچ رأی مردمی یا پشتوانه مجلس، خود را صاحب اختیار وضع قوانین دادگاه‌های گذار و نظارت بر اجرای آن می‌داند!

اعضای کمیته تدوین مقررات عدالت انتقالی

لیلا بهمنی

پس از انتشار کتابچه موسوم به «مرحله اضطراری پروژه شکوفایی ایران» از سوی رضا پهلوی، که به دفترچه اضطرار یا بی‌چارگی نیز شهرت پیدا کرد؛ یک نام مستعار به اسم «د ل ب» به عنوان نویسنده حقوقی دفترچه به چشم می‌خورد. حالا مشخص شده او، لیلا بهمنی نویسنده بخش حقوقی و سیاسی همان دفترچه سوریه‌سازی ایران است. او در این سند، جدول زمانی مشخصی برای پس از براندازی طراحی کرده که در ماه چهارم همه‌پرسی، قرار است تعیین نوع حکومت، در ماه ششم انتخابات مجلس مؤسسان و در ماه چهاردهم رفراندوم قانون اساسی برگزار شود.

بهمنی اکنون در کمیته اخیر پهلوی نیز به عنوان عضو کمیته «تدوین مقررات عدالت انتقالی» انتخاب شده است. او پیش از خروج از ایران، لیسانس حقوق گرفته و در مقطعی در قالب وکالت فعالیت داشته است. به گفته برخی کاربران ضدانقلاب که از انتخاب او به در این کمیته ناراضی و مشکوک هستند، بهمنی بدون اقدام برای آزمون وکالت، در سال ۱۳۸۸ و بدون سابقه سیاسی مشخص، ایران را ترک کرد و در کانادا در رشته حقوق تجارت به تحصیل پرداخت. تخصص اصلی او در زمینه حقوق سرمایه‌گذاری و قانون داوری تجاری است، نه حقوق اساسی یا عدالت انتقالی. او در ویدیوهای معرفی خود، حتی فرق میان نهادهای مجریه و قضائیه را اشتباه توصیف می‌کند؛ به همین دلیل هم مخالفان او معتقدند او نه بر پایه شایستگی، بلکه برای ایجاد توازن نمایشی و شاید سهمیه‌بندی به این ترکیب افزوده شده است.

لیلا بهمنی

در یکی از اظهارنظرهای ویدیویی، بهمنی صراحتاً گفته که برای پر کردن خلأ قانونی پس از جمهوری اسلامی، قوانین ایدئولوژیک حذف و به «قوانین دوران شاهنشاهی» بازگردانده می‌شود؛ حال آنکه در متن خود دفترچه که او بخشی از آن را نوشته، گزینه بازگردانی قوانین پیش از ۱۳۵۷ رسماً رد شده است!! همین تناقض‌ها نیز به همراه پنهان‌کاری نام او در نسخه اول دفترچه با عنوان «د ل ب» و پرهیز از مناظره با مخالفانی مانند مسعود اسپنتمان، شک و تردید درباره شفافیت و پشتوانه فکری او را تقویت کرده است.

کارشناسان ضدانقلاب سوابق همکاری و نزدیکی فکری لیلا بهمنی با چهره‌هایی چون شیرین عبادی و حضور در نشست‌هایی که خروجی آنها تضعیف نهادهای حاکمیتی ایران را یک هشدار جدی از آینده تصمیمات و اظهارنظر های او به شمار می‌آورند. او در میان تحلیلگران اپوزیسیون، بیش از آنکه دغدغه اعاده نظم ملی داشته باشد، محصول آکادمی‌های غربی توصیف شده که حقوق را در خلأ و دور از واقعیت‌های امنیت ملی تدوین می‌کنند. همچنین اشاره شده که او ارتباطی با مجاهدین (سازمان منافقین) دارد و جهان‌بینی حقوقی‌اش با متون گلوبالیستی شکل گرفته است. منتقدان می‌گویند حضور او در کمیته تدوین مقررات، نوعی نفوذ نرم است که زیر پوشش عدالت ترمیمی، جاده‌صاف‌کن عفو عمومی اعلام‌نشده برای سران میانی رژیم خواهد بود.

لیلا بهمنی از نویسندگان سند دفترچه اضطرار پهلوی، صراحتاً می‌گوید برای پر کردن خلأ قانونی، قوانین ایدئولوژیک را حذف و به «قوانین دوران شاهنشاهی» برمی‌گردیم! اما فاجعه اینجاست که در متن سند (بخش حقوقی، ص ۳، بند ۷) «گزینه بازگردانی قوانین پیش از ۵۷» رسماً رد شده است!

افشین الیان

افشین الیان که با نام علیان نیز شناخته می‌شود، متولد ۸ اسفند ۱۳۴۴ در تهران است. او در دوره انقلاب ۱۳۵۷ از هواداران سازمان فدائیان خلق بوده و پس از آن به حزب توده متمایل شد. در دهه شصت و پس از غیرقانونی اعلام شدن حزب توده، ایران را ترک کرد و ابتدا به پاکستان و سپس به افغانستان گریخت و در کابل به تحصیل در رشته پزشکی پرداخت. در سال ۱۳۶۸ به عنوان پناهنده سیاسی به هلند مهاجرت کرد و در نهایت در سال ۲۰۰۳ دکترای خود را در رشته حقوق از دانشگاه تیلبورگ دریافت نمود. او اکنون استاد حقوق یا فقه در دانشگاه لیدن هلند است و در زمینه حقوق جنایی بین‌الملل تخصص دارد.

افشین الیان

الیان در سال ۲۰۱۵ به خاطر اظهارات و دیدگاه‌های بی‌پروا و توهین‌آمیز علیه اسلام، برنده جایزه پیم فورتین در هلند شد. او همچنین از اعضای شورای مرکزی «جبهه هفت آبان» و عضو کمیته «ایران آزاد هلند» است. الیان به دلیل تهدیدهای مسلمانان، زیر محافظت شدید پلیس نیز قرار دارد. او در اسفند ۱۴۰۴ از سوی رضا پهلوی به عضویت «کمیته تدوین مقررات عدالت انتقالی»، به ریاست شیرین عبادی منصوب شد.

الیان در یادداشتی در روزنامه جروزالم پست با عنوان «چرا از رضا پهلوی حمایت می‌کنم» نوشته است که از او دفاع می‌کند زیرا معتقد است این شاید آخرین فرصت برای براندازی در ایران باشد. او در مصاحبه با شبکه اینترنشنال گفته که تز دکترای خود را در سال ۲۰۰۳ درباره تحلیل تطبیقی گذار آفریقای جنوبی به دموکراسی بر مبنای کمیسیون حقیقت و آشتی دفاع کرده است و قرار است در این کمیته از همین تز بهره‌برداری کند. الیان الگوی «کمیسیون حقیقت و آشتی» آفریقای جنوبی را برای ایران پیش می‌نهد؛ در حالی که منتقدان درون اپوزیسیونی این سنجش را نادرست و توهین‌آمیز می‌دانند، زیرا ساختار قدرت در آفریقای جنوبی با جمهوری اسلامی قابل قیاس نیست و به باور آنان راه را برای براندازی و شورش بدتر می‌کند.

الیان همچنین به عنوان کارشناس از سوی کمیسیون امور خارجه مجلس بلژیک نیز دعوت شده بود تا علیه سپاه پاسداران سیاهنمایی بکند. از جمله تفکرات انحرافی او در حوزه‌های اجتماعی و سیاسی این است که در همایش مونیخ در حضور رضا پهلوی گفته بود: «بزرگترین متحد ملت ایران، اسرائیل است».

البته تناقضات و انحرافات الیان به خودش محدود نیست و پسرش اولیس الیان، با مسیح علینژاد، دشمن شماره یک پهلوی همکاری دارد. افشین الیان در گذشته نیز تلاش کرده با مطرح کردن ادعای بدون سند درباره تهدید به مرگ برای پسرش، برای او و علینژاد تبلیغات کند. بدنه سلطنت‌طلبان پس از انتخاب او در کمیته عدالت پهلوب، به شدت او را ترد کرده‌اند زیرا وی پیش از انقلاب از هواداران فدائیان خلق و سپس متمایل به حزب توده بوده؛ دو گروهی که با پهلوی دشمنی تاریخی داشته‌اند.

ایرج مصداقی

ایرج مصداقی از فعالان سیاسی اپوزیسیون و از اعضای به ظاهر جداشده سازمان منافقین است که فعالیت‌هایش در سال‌های اخیر عمدتاً در حوزه سیاسی و حقوق بشری متمرکز بوده است. او اکنون با وجود انتخاب در تیم کمیته عدالت سلطنت‌طلبان، به بلاگری و تحلیل در یوتیوب نیز سرگرم شده است. او پس از جدایی ظاهری از سازمان تروریستی رجوی، وظایف خود را در خارج از پوشش منافقین ادامه داده و به‌عنوان یکی از چهره‌های مطرح در طرح و پیگیری موضوعاتی مانند اعدام‌ اعضای منافقین در دهه ۶۰ و پرونده‌های مرتبط با آن در آن سال‌ها به شمار می‌آید.

ایرج مصداقی

مصداقی در جریان پرونده حمید نوری نقش فعالی ایفا کرده و از جمله افرادی بوده که در شناسایی شهود، جمع‌آوری روایت‌ها و پیگیری روند قضایی این پرونده مشارکت داشته است. فعالیت او در این حوزه باعث شده نامش در کنار برخی نهادهای حقوق بشری و فعالان این حوزه مطرح شود و به‌عنوان یکی از چهره‌های پیگیر این پرونده شناخته شود.

او همچنین به دلیل جابه‌جایی متعدد در بین احزاب ضدانقلاب، به‌عنوان فردی پرحضور در فضای رسانه‌ای اپوزیسیون شناخته می‌شود و مواضع تندی هم علیه چهره‌ها و جریان‌های مخالف جمهوری اسلامی ایران اتخاذ کرده است. از جمله اظهارنظرهایش می‌توان به انتقاد از افرادی مانند مصی علینژاد، علیرضا آخوندی، امیرعباس فخرآور و برخی رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور اشاره کرد؛ انتقاداتی که اغلب با ادبیاتی تند و همراه با اتهاماتی درباره سوءاستفاده مالی، فریبکاری یا نداشتن پایگاه اجتماعی مطرح شده‌اند.

جالب این است که او حتی از منتقدین تند اطرافیان رضا پهلوی تا پیش از مسئولین گرفتن نیز بوده است. او زمانی نزدیک ترین و اصلی‌ترین مشاورین رضا پهلوی نظیر قاسمی نژاد و امیر اعتمادی را باند بی‌سواد خوانده بود و اکنون خود به عضویت تیم عدالت این فرقه درآمده است.

تغییر مواضع و جابه‌جایی در ائتلاف‌های اپوزیسیون نیز از ویژگی‌های برجسته او به‌شمار می‌رود و این موضوع نقل محافل کاربران شبکه‌های اجتماعی ضدانقلاب نیز هست. او که در مقاطعی منتقد برخی جریان‌های اپوزیسیون بوده، در دوره‌های بعدی به برخی از همان جریان‌ها، از جمله حامیان رضا پهلوی، نزدیک شده و در کنار آنان قرار گرفته است. بیش از آنکه از مصداقی سخنرانی‌های حمایتی از پهلوی به گوش رسیده باشد، روایت‌هایی بر جای مانده که ساختار و مناسبات داخلی سازمان منافقین، به‌ویژه در حوزه‌هایی مانند نحوه برخورد با اعضا، روابط درون‌تشکیلاتی و مسائل مربوط به زنان، را مطرح کرده و از تجربه حضور خود در این سازمان برای بیان این مسائل انشا نویسی کرده است.

شیرین عبادی

شیرین عبادی یکی از وکلای سابق دادگستری است که در دوره پیش و پس از انقلاب اسلامی در دستگاه قضایی ایران مسئولیت داشته است. او در سال ۱۳۸۱ جایزه صلح نوبل را با لابی آمریکایی‌ها دریافت کرد؛ جایزه‌ای که بیش از آنکه ارج نهادن به تلاش‌های صلح‌طلبانه باشد، ابزاری سیاسی برای مصونیت‌سازی و فراهم‌سازی پشتوانه مالی و رسانه‌ای برای پروژه‌های بعدی او علیه ایران بوده است.

پس از دریافت نوبل، عبادی طرحی موسوم به «ارتقاء نهادهای اجتماعی و اصناف» را با حمایت لابیگران نزدیک به دولت وقت آمریکا کلید زد که در قالب کارگاه‌های توانمندسازی در استان‌هایی مانند سیستان و بلوچستان اجرا شد. این طرح زمینه‌ساز رشد تبلیغاتی گروهک تروریستی جندالله گردید و در مواردی، رابط‌های آموزش‌دیده در این کارگاه‌ها بعداً با هسته‌های مرتبط با جندالله ارتباط پیدا کردند.

شیرین عبادی

در یکی از این کارگاه‌ها که در زاهدان برگزار شد، زنی با سابقه خانوادگی وابسته به گروهک منافقین، مسئولیت اجرای برنامه را برعهده گرفت. او با عنوان فعالیت‌های فکری زنان بلوچ، به‌صورت مخفیانه با هسته‌های مختلف ارتباط برقرار کرد و در نهایت با یعقوب مهرنهاد، مدیر انجمن «صدای عدالت» در زاهدان – که پوششی برای فعالیت‌های جندالله بود – مرتبط شد.

بیشتر بخوانید:

نقش ویژه شیرین عبادی در رشد یک گروهک تروریستی+ فیلم

عبادی در سال ۱۳۸۸ و پس از انتخابات، ایران را به مقصد لندن ترک کرد و از آن زمان فعالیت‌های رسانه‌ای و سیاسی خود را در چارچوب اهداف اتاق‌های فکر غربی ادامه داد. او بارها از براندازی حمایت کرد و در آشوب‌های ۱۴۰۱ مردم را به خروج پول از بانک‌ها دعوت کرد؛ اقدامی که با مشاوره امنیتی رژیم صهیونیستی برای ورشکستگی بانک‌ها و افزایش تورم هماهنگ بود. همچنین بارها در گفت‌وگو با رسانه‌های اروپایی از دخالت نظامی علیه ایران حمایت کرده و در کنار سایر چهره‌های ضدانقلاب، خواستار بمباران و عملیات نظامی شده است.

از نظر مالی، بنیاد شیرین عبادی که نزدیک به ۱۸ سال غیرفعال بود، پس از آغاز ناآرامی‌های ۱۴۰۱ ناگهان از دولت آمریکا بودجه دریافت کرد. اسناد مالی نشان می‌داد که این بنیاد در سال ۲۰۲۲ حدود ۳۵۰ هزار دلار و در سال ۲۰۲۳ حدود ۴۵۴ هزار دلار - جمعاً نزدیک به ۸۰۰ هزار دلار - فاند گرفته است، آن هم بدون داشتن کارمند رسمی یا گزارش قابل راستی‌آزمایی از دستاوردها. همین بودجه‌ها با افزایش تحرکات فمینیستی و رسانه‌ای او همراه شد؛ از جمله راه‌اندازی کمپین «پایان آپارتاید جنسیتی» با همکاری ملاله یوسف‌زی و نرگس محمدی.

بیشتر بخوانید:

پشت‌پرده بودجه ۸۰۰ هزار دلاری به شیرین عبادی و نرگس محمدی/ شبکه براندازی حقوق‌بشری‌ها فاند خود را از کجا دریافت می‌کنند؟ + اسناد

ترازنامه سال ۲۰۲۲ بنیاد شیرینی عبادی

ترازنامه سال ۲۰۲۳ بنیاد شیرینی عبادی

عبادی با گروهک تروریستی منافقین نیز ارتباط داشت. او از جمله چهره‌های پشت پرده اکانت «کانون حقوق بشر ایران» است که پس از تازه‌ترین بروزرسانی پلتفرم توئیتر افشا شد که از آلبانی اداره می‌شود و در سال‌های اخیر با انتشار اخبار کذب و سناریوهای احساسی درباره زندانیان، خوراک رسانه‌ای برای شبکه‌های معاند فراهم کرده است.

همچنین در پروژه «ایران آکادمیا»، شبکه نفوذ نرم وابسته به سرویس‌های غربی و هلندی، عبادی به عنوان یکی از مدرسان و عناصر اصلی شکل‌دهنده فعالیت داشته است. او همچنین از چهره‌های فعال در کنفرانس‌های تجزیه‌طلبانه در اروپا بوده و با سران گروهک‌هایی مانند کومله هم‌طریق شده است. عبادی از اواسط دهه ۱۳۸۰ به یکی از چهره‌های اصلی شبکه «کاسبان حقوق بشر» تبدیل شده که هدف آن ساختن روایت‌های سیاه از ایران، تحریک احساسات و فراهم‌کردن مستندات برای فشارهای سیاسی و اقتصادی علیه مردم ایران است که این مسیر در سال ۱۴۰۴ منجر به بمباران ایران شد.

کاسبی از ایران و نهادهای حقوق بشری غربی این بار به نام کمیته عدالت دوران گذار

پس از ماجرای سس‌پاشیدن به سمت رضا پهلوی در برلین، مشاورین متخصص و نخبه اطراف رضا پهلوی تصمیم گرفتند در وبسایت کارزار «ایران را پس میگیریم»، صفحه‌ای برای گلریزان طرفداران پهلوی جهت افزایش کیفیت حفاظت از او راه‌اندازی کنند. سلطنت‌طلبان باید با پرداخت مبالغی به یورو و دلار، در افزایش اعضای تیم حفاظت از پهلوی، سهیم بوده و فاندهای خود را به جیب خانواده شاه مخلوع ایران بریزند. این وب‌سایت پیشتر در جمع‌آوری امضا نیز تقلب کرده و در مدت کمی مدعی حمایت میلیون نفری ایرانیان خارج از کشور از رضا پهلوی شده بود.

اخیرا هم شنیده‌ها حاکی از آن است که این تیم نخبه در دومین تصمیم خود درباره سس‌پاشی در برلین، تصمیم گرفته کارت هواداری در چهار طرح برنزی، نقره‌ای، طلایی و الماس به ترتیب با قیمت‌های ۱۵۰۰، ۲۵۰۰، ۵۰۰۰ و ۱۰۰۰۰ یورو برای رضا پهلوی صادر کرده و فقط دارندگان کارت حق شرکت در تجمعات پهلوی و گرفتن عکس یادگاری با او و خانواده‌اش را داشته باشند!