گروه‌های مسلمان در سومالی چند ماه قبل به تعدادی از مواضع ارتش آمریکا حمله کردند، ازسوی‌دیگر شرایط برای مقاومت علیه دشمن در این کشور به دلایلی تسهیل شده است.

به گزارش مشرق، آمریکا می‌خواهد خرج قمارهای باخته خود را با قمارهای بعدی دربیاورد. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا که دومین سال حضور خود در کاخ سفید را می‌گذراند، تاکنون در همین مدت دو جنگ علیه ایران راه انداخته و یک جنگ را به یمن تحمیل کرده است. اتمام ظرفیت فشار تحریم‌ها برای ملزم ساختن ایران به تغییر رفتار یا فروپاشی نظام، ترامپ را به سمت ابزار سخت‌تر نظامی سوق داد. مخاطرات استفاده از این ابزار و ظرفیت زمانی محدود آن باعث شد تا واشنگتن فعلاً گامی میانی انتخاب کرده و وارد سیاست محاصره دریایی شود.

این سیاست از تحریم جلوتر ولی از حمله نظامی عقب‌تر است. مزیت آن برای دشمن وجود ظرفیت فشار برخلاف تحریم‌های حقوقی - مالی و امکان اجرای آن در زمانی طولانی‌تر از جنگ است. محاصره دریایی معایبی دارد؛ مانند تحریم می‌توان آن را دور زد، گرچه می‌توان آن را طولانی‌تر از جنگ نظامی ادامه داد، اما فرصت در آن به دلیل استهلاک تجهیزات دریایی نامحدود نیست و هم‌زمان ضربه‌پذیری ناوگان آمریکا را به دلیل نزدیک‌شدن به سواحل ایران افزایش می‌دهد. مهم‌تر آنکه اگر چه ترکیبی از این عوامل و استفاده از سخت‌ترین سناریو در قالب حمله نظامی در برابر ایران بی‌نتیجه مانده است؛ اما نمی‌توان با قاطعیت پیش‌بینی کرد و این احتمال می‌رود که دشمن بخواهد بار دیگر نبرد ترکیبی خود را با اتصال میان محاصره دریایی با حمله نظامی پیگیری کند.

دشمن تاکنون دو بار حمله کرده که میان آن‌ها شباهت‌ها و تفاوت‌هایی وجود دارد. در صورت مبادرت مجدد دشمن به جنگ، این نبرد چه ویژگی‌هایی خواهد داشت و ایران چگونه می‌تواند به آن پاسخ دهد؟ اگر بعضی معادلات پیش از جنگ شکل گیرند و به همه طرف‌ها اثبات شود که واردآوردن ضربات بیشتر به ایران چه تبعاتی برای آن‌ها دارد، می‌توان امیدوار بود دشمن مجبور به عقب‌نشینی شود؛ در غیر این صورت میدان تعیین‌کننده بوده و معادله ترسیمی باید در حین جنگ تثبیت شود.

تفاوت‌های دو جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه رمضان

اگر جنگ سومی از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران تحمیل شود، تفاوت‌هایی با جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه خواهد داشت. محور مقاومت کارت‌هایی دارد که تاکنون از آن‌ها استفاده نکرده است. عدم بهره‌گیری از کارت‌ها لزوماً ارزش نیست و نمی‌توان آن را در تمام اوقات کارآمد دانست، زیرا فرصت استفاده از کارت تنگه هرمز قدرتی بی‌بدیل در منطقه و جهان به ایران بخشید. هرچند میزان و بازه استفاده از این اهرم ظرافت‌هایی دارد، اما به‌عنوان یک دارایی برای تهران اثبات شده است؛ حرکت بعدی ایران در این زمینه باید تثبیت مواضع و معادلات در تنگه هرمز باشد. آشکار است ایران در هر دور جنگ، مشروعیت و فضایی برای بالفعل‌سازی کارت‌های مؤثر و بعضاً بلندمدت خود می‌یابد. این مسئله را می‌توان از تفاوت میان این دو جنگ دریافت.

۱- جغرافیای منطقه‌ای جنگ

ایران در آستانه جنگ ۴۰ روزه، اعلام کرد نبرد تبدیل به جنگ فراگیر- حمله ایران به اهداف آمریکا در سراسر منطقه- و جنگ منطقه‌ای- ورود متحدان ایران به جنگ- خواهد شد. هر دو این اتفاقات رخ دادند که خود دو مرحله ارتقا نسبت به جنگ قبلی بود.

۲- افزودن دریا به عرصه

در جنگ اول عرصه نبرد هوا بود اما در جنگ دوم، دریا به آن افزوده شد. فعالیت نیروی دریایی سپاه در وهله اول برای انسداد تنگه هرمز و در وهله دوم، حمله به پایگاه‌های آمریکا در خطوط ساحلی منطقه بود. دریایی شدن نبردها وجوهی اقتصادی به جنگ بخشید.

۳- سرکوب شورشیان در داخل و پیرامون

از نظر زمانی مماس بر آغاز جنگ و در حین آن شورشیان در داخل و در پیرامون مرزهای ایران به‌شدت سرکوب شدند. این سرکوب در دوره آتش‌بس ادامه یافته است.

۴- تأثیرات جهانی

حملات به تأسیسات انرژی باعث ابعاد جهانی جنگ شد. در جنگ ۱۲ روزه صرفاً به پالایشگاه حیفا حمله شد که اثراتش به سرزمین‌های اشغالی محدود می‌شد.

تفاوت‌های جنگ محتمل بعدی

نبرد بعدی برای آمریکا دشوارتر از چیزی است که در جنگ رمضان تجربه کرد؛ این نبرد می‌تواند ضرباتی سنگین به استقرار جهانی آمریکا وارد سازد.

۱- افزودن زمین به عرصه

محور مقاومت با تحرک بر روی زمین به اهداف دشمن حمله کرده، ضمن تسلط، تأسیسات و افراد را در گروی خود نگاه خواهد داشت.

۲- جنگ فرامنطقه‌ای

جنگ ۱۲ روزه به فلسطین اشغالی و جنگ ۴۰ روزه به غرب آسیا محدود ماند. در جنگ بعدی جغرافیاهای فرامنطقه‌ای وارد درگیری می‌شوند. آفریقا و آسیای میانه گزینه‌های گسترش جنگند.

۳- گسترش مسدودسازی تنگه‌ها

ایران تنگه هرمز را مسدود کرد، اما احتمال دارد تنگه باب‌المندب توسط یمن و مسیرهای آبی شرق مدیترانه توسط لبنان مسدود شوند.

۴- ارتقای نبرد دریایی به نبرد اقیانوسی

نبرد دریایی ایران به مسدودسازی تنگه هرمز و تهدید به بستن تنگه باب‌المندب محدود بود. یک عرصه مهم که پیش‌ازاین تجربه شده، حملات دوربرد پهپادی به شناورهای دشمن در شمال اقیانوس هند است.

۵- کشیده‌شدن رسمی جنگ به جغرافیای سرزمینی آمریکا

ضربات خاموش به تأسیسات موجود در آمریکا در قالب خرابکاری و حملات سایبری احتمالاً صورت گرفته‌اند. تبدیل ضربات خاموش و کم‌تعداد به حملات نیمه‌رسمی و پرتعداد یکی از احتمالات جنگ آتی است، حتی اگر آمریکا در جنگ بعدی قصد حمایت از رژیم و بیرون ماندن را داشته باشد، احتمالاً از گزند تهاجمات منطقه‌ای، فرامنطقه‌ای و داخلی ایمن نمی‌ماند.

۶- ورود گروه‌های جدید به معادله

جنگ با نیروهای مسلح ایران یا گروه‌های مقاومت شناخته‌شده، چیزی است که دشمن تجربه کرد. زمین این نبردها قابل‌تشخیص بوده و دشمن پیش‌ازاین با گروه‌های مقاومت جنگیده بود. ورود گروه‌ها و مجموعه‌های جدید به جنگ که دشمن گمان نمی‌برد در کدام جغرافیا فعال خواهند شد و چه ویژگی‌هایی دارند، شوک قابل‌توجهی به آمریکا وارد می‌کند.

تفاوت‌های تسلیحاتی

ایران در نبرد با دشمن انواع جدیدی از سلاح‌ها را رونمایی می‌کند. در جنگ رمضان ایران سلاح‌هایی مانند موشک بالستیک خرمشهر-۴و پهپاد جت حدید را به کار گرفت. بااین‌وجود تهران همچنان از طیف وسیعی از تسلیحات استفاده نکرده است؛ موشک بالستیک تاکتیکی قاسم بصیر که حاصل ارتقای کلاهک‌های پیشین با تجهیزات اپتیکی است، به همراه طیف متنوعی از پهپادها مانند امید، اخگر و شاهد-۱۳۶بی جزو این دسته هستند. ورود آن‌ها یک تشدید عمده در جنگ خواهد بود.

به‌عنوان نمونه پهپاد شاهد-۱۳۶بی در حدود ۴ هزار کیلومتر برد دارد که ۲ تا ۲.۵ برابر بیشتر از برد پهپادهایی است که تاکنون به سمت دشمن پرتاب شده‌اند. در این میان باید به وجود گزینه غرق‌کردن ناوهای آمریکا اشاره کرد. قابلیت بزرگ دیگر، حملات سایبری مؤثر و یا عظیم به دشمن است.

ورود بازیگران ضدغربی

تمام بازیگران ضدغربی توسط ایران کنترل نمی‌شوند و برخی از آن‌ها شاید روابط خوبی نیز با تهران نداشته باشند. بااین‌حال ورود مستقیم آمریکا به جنگ با ایران و تهاجمات مستمر رژیم صهیونیستی به کشورهای مسلمان باعث انگیزه یافتن آن‌ها شده است. گروه‌های مسلمان در سومالی یک زاویه از این تحولند. آن‌ها چند ماه قبل به تعدادی از مواضع ارتش آمریکا حمله کردند، ازسوی‌دیگر شرایط برای مقاومت علیه دشمن در این کشور به دلایلی تسهیل شده است.

رژیم صهیونیستی اقدام به شناسایی منطقه جدایی‌طلب «سومالی لند» درون کشور سومالی کرده و این حرکت خشم دولت مرکزی را برانگیخته است. دولت سومالی یک هفته قبل باب‌المندب و خطوط ساحلی خود را برای عبور و مرور کشتی‌های رژیم صهیونیستی مسدود اعلام کرد و طی همین مدت یک کشتی تجاری با ارتباطات نامشخص توقیف شده است. این تحولات نشان می‌دهد دشمن صرفاً با محور مقاومت روبه‌رو نیست. ای

ران و یمن برای توقیف شناورهای دشمن و حمله به آن‌ها دارای توانمندی‌های هوایی هستند، اما دولت مرکزی سومالی و گروه‌های حاضر در آن چنین توانمندی‌هایی ندارند. بااین‌حال انگیزه و اراده برای انسداد خطوط ساحلی و ژئوپلیتیک خاص سومالی باعث هراس دشمن شده است؛ سومالی ۳ هزار کیلومتر خطوط ساحلی مشرف بر مسیرهای تجاری دارد و در اواخر دهه ۲۰۰۰، دزدان دریایی که مناطق محدودی را تحت کنترل خود داشتند با حمله به نزدیک ۴۰۰ کشتی، بحرانی جهانی آفریدند. قطعاً توانمندی دولت سومالی و گروه‌های مسلمان آن بیشتر از دزدان دریایی است.

اگر یمن از شرق باب‌المندب و سومالی در غرب آن فعال شوند و هم‌زمان لبنان شرق مدیترانه را زیر آتش بگیرد و گروه‌های مرتبط با محور مقاومت تنگه جبل‌الطارق را مسدود کنند، واشنگتن احتمالاً با حملات گروه‌های چپ‌گرا به کانال پاناما، تأسیسات انرژی در خلیج مکزیک و خرابکاری آن‌ها در خطوط ریلی متصل‌کننده شرق به غرب آمریکا روبه‌رو خواهد شد؛ جهنمی کامل و بی‌نقص برای نابودی تمام اندیشه‌های ترامپ.

منبع: روزنامه فرهیختگان

برچسب‌ها