به گزارش مشرق، حیدر زارع فعال رسانه در تلگرام نوشت:
خبر کوتاه بود: یوتیوب کانال Explosive Media را به دلیل «نقض سیاستهای اسپم و رفتار فریبنده» حذف کرد. اما این اقدام سادهٔ پلتفرمی، پرده از حقیقتی راهبردی برداشت: یک تیم کوچک تولید محتوا در ایران، با زبان نسل Z و زیبایی شناسی لگو، توانسته بود چنان در روایت رسمی آمریکا اختلال ایجاد کند که بزرگترین سکوی اشتراک ویدیوی جهان، به جای مناظره، سانسور را برگزیند.
۱. چالش از نوع «نرم، اما مرگبار»
نکته اصلی، محتوای حذف شده نیست، بلکه «مخاطبِ» این محتواست. انیمیشنهای Explosive Media کاری را کردند که موشکهای بالستیک از آن عاجزند: ورود به سپهر روانی مخاطب غربی و تضعیف هیبت رهبرانش. وقتی ترامپ و نتانیاهو در قالب عروسکهای لِگویی مضطرب، دستپاچه و در حال توطئههای کودکانه به تصویر کشیده میشوند، فرآیند «تقدسزدایی» از قدرت غرب کامل میشود. غرب همیشه دشمن خود را «تهدیدی سهمگین و غیرعقلانی» روایت کرده؛ حالا همین دشمن با انگشتان هوش مصنوعی، آنها را به شخصیتهای یک کمدی سیاه بدل کرده است.
۲. تناقض لیبرالیسم دیجیتال
یوتیوب استدلال فنی آورد، اما زمانبندی حذف و واکنش خشمگین وزارت خارجه ایران، نشان داد که مسئله فراتر از تخطی از قوانین اسپم است. اینجا تناقض ذاتی «آزادی بیان» لیبرال آشکار میشود: پلتفرمها تا زمانی میزبان بیطرفاند که روایت مسلط را تهدید نکنند. وقتی یک گروه ایرانی از خودِ ابزارهای غربی (هوش مصنوعی، تکنیکهای سینمایی، زبان لگو) برای خلق یک «روایت معکوس» استفاده میکند، ساختار دفاعی سیستم وارد عمل میشود. حذف کانال، اعترافی عملیاتی بود که جنگِ روایتها را غرب نه در میدان گفتوگو، که با کلیدواژههای فنی «اسپم» و «تقلب» مدیریت میکند.
۳. ظهور بازیگری از شرق با شناسنامه نسل Z
نسل Z ایرانی در این پروژه نشان داد که نه مصرف کنندهٔ منفعل محصولات غربی است، و نه آرمانگرای ایدئولوژیک دهههای قبل. او یک «رمیکسگر» (Remixer) ماهر است: زبان، تکنولوژی و ژانر غربی را برمیدارد، اما محتوایی با سوگیری شرقی _ آسیایی و اسلامی _ ایرانی در آن میدمد. این الگو برای نظم رسانهای غرب نگرانکنندهتر از یک شبکه خبری رسمی است، زیرا غیرقابل پیش بینی، چابک، ذاتاً ویروسی و مهمتر از همه، «معتبر» به نظر میرسد.
آینده از آنِ لگوهاست، نه هیولای هفت سر رسانهای غرب
حذف کانال، پایان کار نیست، نشانهٔ موفقیت است. وقتی قدرت سخت با موشک پاسخ میگیرد و قدرت نرم با سانسور، به این معناست که جبهه جدیدی در تقابل تمدنی گشوده شده: جبههٔ «پیکسل در برابر موشک». در این نبرد، غرب نه از بمب اتم که از خلاقیت آتش به اختیار، شوخیهای برانداز و ژست معصومانهٔ لگوهای سخنگو هراس دارد.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.