به گزارش مشرق، کانال تلگرامی خیابان انقلاب نوشت:
پترائوس، رئیس سابق سنتکام و سازمان سیا تفسیر خوبی از سیاست ترامپ دارد. او میگوید «گاهی اوقات ترامپ چیزهایی که انتظار دارد طرف مقابل بپذیرد را از زبان آنها میگوید؛ این تکنیک اوست». این نقل قول پنجرهای است برای فهم راهبرد سیاست خارجی ترامپ.
مکتب کپنهاگ و بهویژه شخص بری بوزان از یک اصل در فضای امنیت بینالملل پرده برمیدارند و آن کنش گفتاری (speech act) است. آنها تحت تاثیر ادبیات سازهانگارانه، وضعیت بینالاذهانی را ساخته و پرداخته افکار عمومی میدانند تا عینیت میدانی. طبیعتا صرف کثرت گفتار حتما میتواند به واقعیتها شکل دهد و آنها را بسازد.
در رویکردی دیگر «بازی زبانی» (Language Game) مفهومی بنیادی در فلسفۀ متأخر لودویگ ویتگنشتاین است. او معتقد است معناها در بازیهای صرفا زبانی ساخته میشوند و لزومی ندارد در بیرون مستند به یک واقعیت و یا منطق عینی باشد.
حال دوباره به نقل قول پترائوس مراجعه میکنیم. ترامپ عامدانه و هوشمندانه از این راهبرد بهره میگیرد. گفتار وی بیشتر به ذهن خود او ارجاع دارد تا دنیای واقع و عینیت میدانی. اون در صدد آن است تا دنیای ذهنی خود را در بیرون پیادهسازی کند. عملا چنین شخصیتی ریشه در نوعی نارسیسم درونی و اختلال سایکوپدیک دارد لکن اوضاع آنجا بغرنج میشود که وی رئیسجمهور آمریکا است و معادلات جهانی را رقم میزند.
دستیابی به نفت خاورمیانه از آرزوهای جوانی ترامپ است و مطمئنا هیچ مانع بیرونی اعم از نهادها، قوانین و یا ملاحظات میدانی او را از پیادهسازی ذهنیتش دور نمیکند. او در این راستا به واسطه کنشی گفتاری بیوقفه، یک بازی راه انداخته که بتواند واقعیتها را شکل دهد. باید گفت ترامپ خود یک رسانه است.
ترامپ اگر میگوید ایران تسلیم شده، نباید به دنبال علل واقعی و میدانی آن گشت بلکه باید آن را به منطق زبانی وی ارجاع دارد. ترامپ اگر از نداشتن سلاح هستهای ایران حرف میزند، اصلا جزئیات فنی معیار او نیست. فقط زمانی راضی خواهد شد که فکر کند اذهان عمومی این گزاره را پذیرفتهاند. عملکرد کوشنر و ویتکاف در مذاکرات نیز دقیقا متاثر از این قضیه است. زیرا اصلا وارد مسائل تخصصی و فنی نمیشوند. اگر بگوید به ایران هیچ پولی نمیدهیم، اصلا حجم پول مطرح نیست بلکه باید در منطق ترامپ برجسته شود که ایران پولی نگرفته است.
ادبیات دیپلماتیک، گفتار حقوقی، پاسخهای منطقی و دغدغه مواضع تدافعی که در مجموعه سیاست خارجی ایران تکرار میشوند، متاسفانه به هیچ عنوان قابلیت مقابله با بازی زبانی ترامپ را ندارد. در ایران، شهیدان لاریجانی و شمخانی توانایی بالایی در کنش گفتاری داشتند و میتوانستند بازیهای زبانی منحصربفردی را خلق کنند، لکن اکنون این ظرفیت به یک گمشده و کمبود تبدیل شده است.
یک راهکار استفاده حرفهای از ظرفیت رسانهای شخصیتهای کمتر دیپلماتیک یا حتی نظامی-امنیتی با ظرفیت کنش گفتاری خلاقانه، جریانساز و چالشبرانگیز در عرصه سیاستخارجی ایران است.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.