به گزارش مشرق، کانال تلگرامی اندیشکده تمدنی ایران نوشت:
گذار از دورههای تنشزا بهسمت آرامش و کاهش منازعات، چرخهای حساس و سرشار از فرصت و درعینحال خطر را برای ساختارهای اجتماعی و سیاسی جوامع رقم میزند. این دوره، که مشخصه آن «شکنندگی هنجاری» و «حساسیت بالای افکار عمومی» است، مستلزم بازتعریف و تقویت سازوکارهای حفظ انسجام ملی و سرمایه اجتماعی است. این یادداشت سیاستی با اتکای به مفاهیم جامعهشناسی سیاسی، نظریههای حکمرانی، روانشناسی اجتماعی و مدیریت بحران، چارچوبی راهبردی برای نهادهای سیاستگذار ارائه میدهد تا از پتانسیل دوران گذار برای تثبیت بلندمدت ثبات اجتماعی بهرهبرداری کنند. تمرکز اصلی بر حفظ و ارتقای الگوهای همبستگی، معناسازی تمدنی، مدیریت شکافهای اجتماعی و اولویتبخشی به سیاستهای اعتمادساز است.
دریافت این واقعیت که آتشبس یا کاهش تنش چه در سطوح داخلی و چه بینالمللی یک وضعیت ثابت و پایدار نیست، بلکه یک «فاز گذار» شکننده محسوب میشود، اولین گام در تدوین راهبردهای موثر حکمرانی اجتماعی است.
این دوران، که ممکن است با تداوم نااطمینانیها، فعالشدن حاشیهها و بازتعریف مواضع بازیگران اجتماعی همراه باشد، نیازمند رویکردی فعالانه برای «حفظ و تثبیت فضای اجتماعی» و «تبدیل نیروهای اجتماعی بسیجشده در دوران تنش» به عوامل پایدارکننده ثبات است.
جامعهای که در دوران بحران توانسته است سطحی از همبستگی و انسجام را تجربه کند، در این فاز گذار با دو چالش اصلی روبهروست:
➖ جلوگیری از بازگشت به پراکندگی؛
➖ تثبیت دستاوردهای انسجامی بهمثابه یک سرمایه اجتماعی ماندگار.
۱. سازوکارهای حفظ و ارتقای انسجام اجتماعی در دوران پساتنش
۱-۱) تثبیت فضای اجتماعی و جلوگیری از اضمحلال سرمایه جمعی:
بسیج اجتماعی و همبستگی که در دوران تنش به سطوح قابل توجهی میرسد، در فاز کاهش تنش در معرض خطر اضمحلال قرار دارد.
نهادهای حکمرانی باید با استفاده فعال از ظرفیتهای شبکههای مدنی، گروههای مرجع و رسانههای جمعی روایت «ثبات و همبستگی ملی» را بازتولید و تقویت کنند. تثبیت شبکههای حمایتی و داوطلبانه شکلگرفته در دوران بحران، به عنوان ستون فقرات اجتماعی، از اهمیت بالایی برخوردار است.
۱-۲) یکپارچهسازی گفتمانی و اقناعسازی لایههای اجتماعی:
مقاومتهای ذهنی و رفتاری دربرابر «کاهش تنش»، بهویژه در میان گروههایی که از وضعیت پیشین منتفع بودهاند یا به آن خو گرفتهاند، امری قابل پیشبینی است.
راهبرد حکمرانی در این زمینه، باید بر «اقناعسازی مستمر و چندوجهی» لایههای مختلف اجتماعی خصوصا لایههای مخالف یا مردد متمرکز باشد.
این اقناعسازی باید مبتنی بر شفافیت اطلاعاتی، تحلیلهای منطقی از مزایای ثبات و کاهش ریسکهای اجتماعی و اقتصادی، و بازتولید «ساخت معنایی واحد» درباره ضرورت و مطلوبیت گذار بهسمت آرامش باشد.
۲. بازسازی روایتهای هویتی و معنای تمدنی
در مواجهه با فشارهای تاریخی، اجتماعی یا سیاسی که منجر به فرسایش هویت ملی شده است، «معناسازی تمدنی» نقشی حیاتی ایفا میکند.
نهادهای فکری و فرهنگی باید مسئولیت بازسازی روایتهای انسجامبخش، مبتنیبر میراث مشترک، ارزشهای ماندگار و چشماندازهای آیندهنگرانه را بر عهده گیرند.
تمرکز بر «شبکهسازیهای تمدنی» به معنای ایجاد و تقویت حلقههای فکری، فرهنگی و اجتماعی که حول محور هویت مشترک شکل گرفتهاند میتواند به مقابله با «فروپاشی ساختارهای تمدنی» و تقویت تابآوری هویتی جامعه کمک کند.
این رویکرد، با برجستهسازی تهدیدات خارجی یا داخلی علیه ساختار تمدنی، میتواند همبستگی درونی را افزایش دهد.
۳. اولویتبخشی به حکمرانی اعتمادساز و اجتناب از سیاستهای تنشزا
دستگاه حکمرانی در دوران گذار، باید رویکردی «ریسکگریز» در قبال سیاستگذاری اجتماعی اتخاذ کند. هر عاملی که منجر به «نارضایتی اجتماعی» شود، حتی اگر اندک باشد و یا هر سیاستی که «حتی موجب ناخرسندی اقلیت شود» باید با حساسیت بالا مورد بازبینی قرار گرفته و در صورت لزوم کنار گذاشته شود.
این دوره، زمان اجرای سیاستهای بلندپروازانه، پرهزینه یا بحثبرانگیز نیست؛ بلکه فرصتی برای «اعتمادسازی» و «کاهش اصطکاکهای داخلی» است. بنابراین، ارزیابی دقیق تاثیرات اجتماعی تصمیمات و اولویتبخشی به سیاستهای رفاهی، حمایتی و تضمینکننده حقوق شهروندی، از ضروریات این مرحله است.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.