به گزارش مشرق، کانال تلگرامی فرهنگ و پیشرفت ایران نوشت:
با خاموششدن صدای جنگافزارها و ورود به فاز دیپلماسی، عرصه نبرد پایان نمییابد، بلکه «جنگ روایتها» با شدتی مضاعف آغاز میشود. در وضعیتی که جامعه پس از مقاومتهای سخت (نظیر ایستادگی٤٧ روزه در جنگ تحمیلی رمضان) نیازمند آرامش روانی و شفافیت است، سکوت مطلق تیم مذاکرهکننده و نهادهای عالی تصمیمگیر، خلا ارتباطی خطرناکی ایجاد کرده است. در شرایطی که مستعد دودستگیهای سیاسی در داخل است، این خلا فورا توسط ماشین عملیات روانی دشمن و عوامل داخلی آنها پر میشود؛ تا جایی که مقامات بیگانه با برگزاری نشستهای خبری متعدد، به تنها راویان و منابع خبری مردم تبدیل شده و ذهنیت جامعه را بمباران میکنند.
تحلیل ازمنظر حکمرانی فرهنگی و ارتباطی
حکمرانی ارتباطی کارآمد ایجاب میکند که تصویرسازی از واقعیت پشت پرده سیاست و مذاکرات، پیش از تثبیت روایت تحریفشده دشمن، توسط مسئولان خودی انجام پذیرد. متاسفانه بهرغم حضور تیمهای رسانهای در هیئتهای دیپلماتیک، رویه روایتسازی دچار اختلال جدی است و روایت مفیدی به جامعه ارائه نمیشود. انتشار پیامهای دیپلماتیک به زبان انگلیسی در شبکههای اجتماعی پیش از گفتوگوی شفاف با مردم کشور به زبان فارسی، نهتنها افکار عمومی را اقناع نمیکند، بلکه نوعی بیاحترامی به مردمی تلقی میشود که در خیابانها و در سختترین شرایط پایکار بودهاند. در عرصه حکمرانی فرهنگی، رهاکردن ذهن جامعه دربرابر این بمباران شناختی، موجب فرسایش سرمایه اجتماعی و ایجاد شکاف میان مردم و حاکمیت میشود. وقتی مقامات دربرابر شبهات طرحشده سکوت میکنند و حداقل واکنشی برای تکذیب یا ایضاح نشان نمیدهند، مفاهمه با افکار عمومی مسدود میشود. زمان طلایی برای سخنگفتن بسیار محدود است؛ اگر مسئولان در لحظه درست سخن نگویند، دیگران فضا را در دست گرفته و پس از آن، صدای رسمی دیگر شنیده نخواهد شد.
توصیههای سیاستی
برای برونرفت از وضعیت آسیبزای «بیکلامی و انتظار تبعیت بدون پرسش»، الزامات زیر باید در دستور کار نهادهای ارتباطی و سیاسی قرار گیرد:
١) تعیین سخنگوی مذاکرات:
پیش از این در زمان عملیاتهای وعده صادق ١ تا ٣ فقدان سخنگوی جنگ به شدت در فضای روایت رسانهای از دستاوردهای عملیات خود را نشان می داد تا اینکه با آمدن سخنگوی قرارگاه خاتم تا حد زیادی این خلا جبران شد. ضرورت دارد این تجربه در مذاکرات نیز تکرار شود و این خلا سریعا پر شود؛
٢) تبیین دلیل سکوت (توضیحندادن):
افکار عمومی به مقتضیات امنیتی آگاه است و انتظار افشای اسرار مگو را ندارد. اما اگر انتشار جزئیات به مصلحت نیست، باید صراحتا «دلیل این پرهیز از شفافسازی» برای مردم تبیین شود تا خله روایی باعث سردرگمی و پناه بردن به اخبار جعلی نشود؛
٣) واکنش سریع و ایضاح فعالانه:
دستگاه دیپلماسی و پیوست رسانهای آن موظفاند دربرابر ادعاهای مقامات خارجی، انفعال را کنار گذاشته و با تکذیب یا روشنگری بههنگام، مانع از تثبیت شبهات در جامعه هدف شوند؛
٤) گفتوگوی مستقیم و محترمانه با مردم:
اقناع افکار عمومی نیازمند چیزی فراتر از جملات کوتاه در فضای مجازی است. مسئولان باید با حضور در رسانهها، با ادبیاتی همدلانه دستاوردها و خطوط قرمز را تشریح کنند و اجازه ندهند احساس تنهایی و بیپناهی دربرابر جنگ روانی دشمن در مردم شکل بگیرد.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.