مایکل لِدین، نئوکان یهودی، یک بار در دهه ۱۹۹۰ اعلام کرد: "هر ده سال یا بیشتر، آمریکا نیاز دارد یک کشور کوچک و بی‌مصرف را بردارد و به دیوار بکوبد، فقط برای نشان دادن به جهان که ما جدی هستیم. "

به گزارش سرویس جهان مشرق، یوناس ای. اَلِکسیس، نویسنده و تحلیل‌گر ضدصهیونیست آمریکایی، در مقاله‌ای(۱۲ آوریل) در وبگاه وترنز تودی، اغواگری نتانیاهو در فروختن ایده‌ی «تسلیم ساده‌ی ایران» به ترامپ و مشاورانی چون ویتکاف و کوشنر، و البته وجود نقاط تاریک در گذشته‌ی ترامپ(که او را به طعمه‌ای برای باج‌گیری رژیم اسراییل تبدیل کرد) را شاکله‌ی طرح حمله تروریستی به ایران معرفی می کند، طرحی که به گفته‌ی او، ضربه‌ای بازگشت‌ناپذیر به حیثیت و ابهت ایالات متحده و امپراتوری صهیون وارد کرد.

ضربه‌ای که به باور او، دیگر قابل جبران نیست و دیگر کشورها به آن چشم پیش از جنگ به این دو نگاه نمی کنند.

اگر فکر می‌کنید حملات اسرائیل به ایران نتیجه‌ای معکوس نسبت به آن‌چه دولت اسرائیل انتظار داشت داشته، نگاهی به مقاله اخیر نیویورک تایمز بیندازید که تایمز اسرائیل نیز آن را بازتاب داده. به این توجه کنید:

«این گزارش که جزئیات چگونگی تصمیم ترامپ برای شروع جنگ در ۲۸ فوریه را شرح می‌دهد، می‌گوید نتانیاهو به ترامپ گفته بود که برنامه موشک‌های بالستیک ایران ظرف چند هفته نابود می‌شود؛ تهران با حملات آمریکا و اسرائیل چنان تضعیف می‌شود که قادر به مسدود کردن ترافیک دریایی در تنگه هرمز نخواهد بود؛ احتمالاً نمی‌تواند به دارایی‌های آمریکا در کشورهای همسایه حمله کند؛ و رژیم ایران به لطف کمک جنگجویان کُردی که قادر به حمله از عراق هستند، برای سقوط آماده است. اگرچه رئیس سیا و وزیر خارجه ترامپ بعداً پیش‌بینی نتانیاهو درباره تغییر رژیم را "مسخره" و "بی‌معنی" توصیف کردند، به رئیس‌جمهور و بسیاری از مشاورانش این ایده‌ها فروخته شد که رهبری ایران را می‌توان حذف کرد و زرادخانه نظامی آن را نابود ساخت.»

اسرائیل به وضوح اشتباه کرد. ایران بر موضع خود ایستاد. نه تنها این، ایران با اعمال کنترل بر تنگه هرمز و مختل کردن دارایی‌های اسرائیل و آمریکا در خاورمیانه، به ترامپ و نتانیاهو دهن‌کجی کرد.

به عبارت دیگر، دولت اسرائیل و متحدانش در آمریکا انتظار نداشتند ایران در این درگیری قدرتمند ظاهر شود. نتانیاهو به وضوح باور داشت که هنوز دست‌نیافتنی است و ایران برای به چالش کشیدن امپراتوری صهیونیستی، یا آن‌چه آیت‌الله‌روحالله خمینی "شیطان بزرگ" می‌نامید، بسیار کوچک است.

همانطور که جفری ساکس اشاره کرد، در جنگی از این دست، تقریباً هیچ‌کس واقعاً برنده نمی‌شود، زیرا جان‌ها از دست می‌رود و اقتصاد آسیب می‌بیند.

با این حال، ساکس همچنین گفت یک چیز مسلم است: نتیجه جنگ به نفع ایران به نظر می‌رسد. این دیدگاهی معقول و قابل دفاع است. ترامپ با تهدیدهای شدیدش ظاهراً باور داشت می‌تواند ایران را بترساند تا تسلیم شود و پس از تنها چند حمله، تنگه هرمز را دوباره باز کند. اما باز هم ایران عقب‌نشینی نکرد. به گزارش پرس تی‌وی و سایر خبرگزاری‌ها، ایران در واقع برتری دارد.

آیا رژیم صهیونیستی می‌توانست این نتیجه را پیش‌بینی کند؟ البته که نه، زیرا نسبت به واقعیت‌های برتر کور است. فکر می‌کردند می‌توانند یکی پس از دیگری دروغ ببافند و به یک کشور دلخواه حمله کنند. همانطور که مایکل لِدین، نئوکان یهودی، یک بار اعلام کرد: "هر ده سال یا بیشتر، آمریکا نیاز دارد یک کشور کوچک و بی‌مصرف را بردارد و به دیوار بکوبد، فقط برای نشان دادن به جهان که ما جدی هستیم. "

لدین این جمله را در دهه ۱۹۹۰ بیان کرد و احتمالاً انتظار نداشت ایران استثنایی بر آن باشد. رژیم اسرائیل اکنون زخمی شده و ایران به جهان نشان داده که حتی یک کشور کوچک‌تر هم می‌تواند تأثیری قوی داشته باشد.

علاوه بر این، چین و روسیه هر دو به وضوح گفته‌اند که با اقدامات اسرائیل و آمریکا علیه ایران مخالفند. اگر ترامپ استفاده از سلاح هسته‌ای را در نظر گرفته بود، می‌توانست به درگیری جهانی بسیار بزرگ‌تری منجر شود.

ترامپ ممکن است تشخیص داده باشد که اوضاع چقدر جدی است و تصمیم به عقب‌نشینی گرفته باشد. سپس ادعا کرد که آمریکا قبلاً به اهداف خود در ایران دست یافته و جنگ عملاً تمام شده است، و پیشنهاد داد که زمان پیگیری توافق صلح فرا رسیده است.

سؤال اصلی این است: چرا ترامپ پذیرفت در کاخ سفید با نتانیاهو دیدار کند و جنگ با ایران را در نظر بگیرد؟ من استدلال کرده‌ام که دولت اسرائیل به وضوح بر ترامپ نفوذ دارد و پرونده‌های اپستین را نمی‌توان به سادگی نادیده گرفت. تاکر کارلسون اخیراً چیزی مشابه را مطرح کرده است.

کارلسون مثالی زد و ادعا کرد که نتانیاهو اطلاعات رسواکننده‌ای درباره بیل کلینتون داشته و از آن برای فشار بر او در مورد آزادی جاناتان پولارد{جاسوس موساد که در آمریکا به حبس ابد محکوم شده بود} از زندان استفاده کرده است. پس آیا این دور از ذهن است که بگوییم نتانیاهو از همان تاکتیک استفاده می‌کند؟

ممکن است چیزهایی در گذشته ترامپ وجود داشته باشد که نمی‌خواهد مردم بدانند. اوضاع زمانی غیرعادی‌تر شد که ملانیا با گفتن اینکه پرونده‌های اپستین واقعی هستند و قربانیان سزاوار شنیده شدن هستند، به ظاهر با اظهارات قبلی دولت ترامپ تناقض پیدا کرد. این تناقض باعث ناراحتی برخی از افراد در دولت شد.

با این حال، این لزوماً به این معنا نیست که ملانیا از روی شجاعت یا اصول عمل می‌کند. همچنین ممکن است که او سعی دارد از خود محافظت کند. برخی مفسران، از جمله لری جانسون، پیشنهاد کرده‌اند که او احتمالاً از دختران تحت سلطه‌ی اپستین بوده، و این می‌تواند به این معنا باشد که دیگران نیز بر او نفوذ دارند.

پس، نتیجه‌گیری از این وضعیت با ایران چیست؟ من اخیراً به استاد چینی گوش دادم که استدلال می‌کرد آمریکا و اسرائیل نمی‌توانند به وضعیت پیش از جنگ بازگردند. به عبارت دیگر، موقعیت جهانی آن‌ها به شدت تضعیف شده و بسیاری از کشورها ممکن است دیگر به همان شکل به آن‌ها نگاه نکنند.

این روند در جریان درگیری نیز در جریان بود، زیرا حتی ناتو انتخاب کرد که در کنار اسرائیل و آمریکا درگیر نشود. این موضوع ظاهراً دولت ترامپ را ناامید کرد. به طور خلاصه، هم اسرائیل و هم آمریکا با کاهش شدید اعتبار مواجه شدند.

بنابراین، حمله به ایران به اشتباهی بزرگ از سوی رژیم اسرائیل و امپراتوری صهیونیستی در آمریکا تبدیل شد. در پاسخ، کشورهایی مانند چین، روسیه، هند و دیگر اعضای بریکس اقدامات اسرائیل و آمریکا را به شدت محکوم کردند. فردریش هگل ممکن است این نوع نتیجه پیش‌بینی‌نشده را "نیرنگ عقل" توصیف کرده باشد.

برچسب‌ها