سرویس جهان مشرق - جنگ جاری در جنوب لبنان که از دوم مارس ۲۰۲۶ با شلیک موشکهای حزبالله به شمال اسرائیل در همبستگی با ایران آغاز شد، اکنون وارد هفته ششم خود شده و در آستانه دور جدیدی از مذاکرات مستقیم میان بیروت و تلآویو در واشنگتن قرار دارد.
با وجود تجاوزات وحشیانه اسرائیل که تاکنون به کشته شدن نزدیک به ۱۹۰۰ نفر و آوارگی تعدادی از شهروندان لبنانی منجر شده است، نشانههای فزایندهای از شکست راهبردی اسرائیل در دستیابی به اهداف اعلامشده خود دیده میشود.
بازسازی پنهان و غافلگیری راهبردی در میدان نبرد
تصور عمومی در رژیم صهیونیستی و میان متحدان غربی آن پس از آتشبس شکننده سال ۲۰۲۴ این بود که حزبالله «دههها» به عقب رانده شده و زرادخانه موشکی آن نابود گشته است.
اما تحولات میدانی شش هفته اخیر، این روایت را به چالش کشیده و نشان میدهد که حزبالله با اتخاذ راهبرد «بازسازی پنهان» در طول آتشبس پانزدهماهه، خود را به ساختاری چابکتر، غیرمتمرکزتر و مبتنی بر واحدهای کوچک چریکی تبدیل کرده است.
بر اساس گزارشهای متعدد میدانی، اسرائیل با تهاجم زمینی خود به جنوب لبنان، ایجاد یک «منطقه حائل» تا عمق پنج تا ده کیلومتری و حتی تا رودخانه لیتانی را هدف قرار داده بود تا بتواند شهرکهای شمالی خود را از تیررس موشکهای کوتاهبرد حزبالله مصون نگه دارد.
با این حال، تحلیلگران نظامی برجسته اسرائیلی از جمله آموس هارل در روزنامه هاآرتص اذعان میکنند که ارتش اسرائیل علیرغم بمبارانهای مستمر و سنگین، در رسیدن به این هدف ناکام مانده است.
حزبالله نه تنها موفق به بازسازی توان رزمی خود در فاصله میان دو جنگ شده، بلکه با بهرهگیری از تاکتیکهای جنگ چریکی و استفاده گسترده از تونلهای زیرزمینی، به عملیات خود در منطقه بین مرزهای جنوب و رودخانه لیتانی ادامه میدهد.
این واقعیت میدانی سبب شده است که ارتش اسرائیل «اشتیاق کمتری» برای گسترش دامنه عملیات زمینی خود در لبنان داشته باشد و خاطرات تلخ مداخلات دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ که سرانجام به عقبنشینی کامل و تحقیرآمیز اسرائیل در سال ۲۰۰۰ انجامید، بر تصمیمسازیهای کنونی فرماندهان نظامی سایه افکنده است.
تداوم آتش موشکی و فروپاشی روایت نابودی زرادخانه
برخلاف تصور اولیه مبنی بر نابودی زرادخانه موشکی حزبالله، این گروه اکنون به طور میانگین روزانه نزدیک به ۲۰۰ راکت و پهپاد به سوی شمال اسرائیل شلیک میکند.
این حجم از آتش، بسیار فراتر از آن چیزی است که افکار عمومی اسرائیل با شنیدن روایت رسمی «شکست حزبالله» انتظار داشت و به بحران اعتماد در داخل اراضی اشغالی دامن زده است.
منابع امنیتی اسرائیل به اشتباه محاسباتی بزرگ دولت نتانیاهو در برآورد توان موشکی حزبالله اذعان کرده و میگویند که این گروه همچنان «هزاران موشک دوربرد» و توان فرماندهی و کنترل لازم برای هدف قرار دادن عمق استراتژیک اسرائیل را در اختیار دارد.
تجربه تاریخی منازعات حزبالله و اسرائیل نشان میدهد که اشغال جنوب لبنان همواره به عقبنشینی یکجانبه نیروهای صهیونیست ختم شده است.
عقبنشینی سال ۲۰۰۰ که پس از هجده سال اشغالگری رخ داد و توقف بنبستگونه جنگ سیوسهروزه سال ۲۰۰۶، نمونههای گویایی از این قاعده تکرارشونده هستند.
امروز نیز، با توجه به عدم تمایل ارتش رژیم صهیونیستی به درگیر شدن در یک «جنگ ابدی» و باتلاق فرسایشی جنوب لبنان و نیز فشار فزاینده افکار عمومی برای بازگشت دهها هزار آواره به خانههایشان در شمال، سناریوی تکرار تاریخ و عقبنشینی مجدد اسرائیل از جنوب لبنان، نه یک احتمال دور از ذهن، که محتملترین سناریوی پیش رو به شمار میآید.
نبرد سیاسی در بیروت و پروژه خلع سلاح
همزمان با شعلههای جنگ در جبهه جنوب، نبردی سیاسی در پایتخت لبنان برای خلع سلاح و حذف حزبالله از ساختار سیاسی و امنیتی کشور در جریان است.
دولت غربگرای جوزف عون، رئیسجمهور لبنان، تحت فشارهای شدید بینالمللی و بهویژه آمریکا، طرحهایی را برای خلع سلاح حزبالله و استقرار انحصار دولتی بر سلاح به اجرا گذاشته است و رسانههای دولتی از عزم وی و نواف سلام برای پیشرفت در این مسیر خبر میدهند.
اما این پروژه با موانع بنیادین و ریشهداری روبهروست که از ریشههای عمیق اجتماعی، نظامی و سیاسی حزبالله نشأت میگیرد.
بر اساس ارزیابیهای مستقل نهادهای امنیتی غربی و منطقهای، شاخه نظامی حزبالله به مراتب قدرتمندتر از ارتش رسمی لبنان است و به عنوان قدرتمندترین بازیگر غیردولتی در جهان شناخته میشود.
با وجود آنکه ارتش لبنان مدعی است که بخشی از اهداف خلع سلاح مقاومت در جنوب رودخانه لیتانی را محقق کرده، اما حزبالله همچنان زرادخانه عظیمی از موشکهای نقطهزن و پهپادهای تهاجمی در اختیار دارد و توانایی تولید تسلیحات در داخل خاک لبنان را به طور بومی حفظ کرده است.
مهمتر آنکه، حزبالله خلع سلاح را «اشتباهی بزرگ در خدمت اهداف تجاوزگرانه اسرائیل» میداند و هرگونه اقدام قهری دولت در این زمینه را با صراحت رد کرده و آن را خیانت به آرمان مقاومت تلقی میکند.
موضوع دیگر، بدنه مردمی مقاومت لبنان و تجارب پیشین است. حتی در زمانی که حزب الله لبنان وجود نداشت، این کشور تحت تهاجم و تجاوز رژیم صهیونیستی قرار گرفته بود و افکار عمومی در لبنان میدادند که دغدغه صهیونیستها در رابطه با حزب الله، به عنوان مسئله تهدید علیه خود نیست، بلکه مسئله یک مانع بزرگ برای جلوگیری از تجاوزات این رژیم به خاک لبنان است.
از این رو دولت غربگرای لبنان هیچ وقت قادر به اقناع افکار عمومی این کشور برای معامله و یا خلع سلاح مقاومت نخواهد بود.
حزبالله؛ دولتی درون دولت با ریشههای اجتماعی مستحکم
جنبش حزبالله صرفاً یک گروه نظامی چریکی نیست، بلکه یک «دولت درون دولت» با شبکهای گسترده و بسیار کارآمد از خدمات اجتماعی، مؤسسات آموزشی، شبکههای رسانهای و نهادهای اقتصادی در میان جامعه شیعیان لبنان است که وفاداری مطلق بخش قابل توجهی از جمعیت این کشور را تضمین میکند.
این حزب به تنهایی دارای پانزده کرسی از مجموع یکصد و بیست و هشت کرسی پارلمان لبنان است و از طریق ائتلاف راهبردی ۸ مارس و اتحاد دیرینه با جنبش امل به رهبری نبیه بری، نفوذ سیاسی غیرقابل چشمپوشی را بر ساختار تصمیمگیری در بیروت اعمال میکند.
در واقع، تلاش برای خلع سلاح حزبالله، نه یک موضوع فنی-نظامی در حوزه امنیت، که یک چالش عمیقاً سیاسی و حتی هویتی برای بخش قابل توجهی از جمعیت لبنان محسوب میشود که حزبالله را نه یک شبهنظامی، بلکه ضامن امنیت و کرامت خود در برابر تهدیدات خارجی، خصوصا رژیم صهیونیستی میدانند.
دولت جوزف عون بهخوبی از تبعات فاجعهبار تلاش برای حذف قهری حزبالله آگاه است. یک مقام ارشد لبنانی که خواست نامش فاش نشود، پیشتر به رسانهها اعلام کرده است که عون «نمیخواهد روند خلع سلاح را بیش از حد علنی کند چون میترسد که این مسئله باعث ایجاد خصومت و تنش با جامعه شیعه در جنوب این کشور شود».
به همین دلیل است که اسرائیل پیشنهاد تاریخی عون برای عادیسازی روابط و مذاکره مستقیم را با بیاعتنایی رد کرد، زیرا رهبران امنیتی و سیاسی در تلآویو به این باور رسیدهاند که «دولت لبنان نمیتواند علیه حزبالله اقدام کند بدون آنکه خطر جنگ داخلی را به جان بخرد».
سایه درگیری داخلی و تهدید «سونامی مردمی»
تحلیلگران نیز در گزارشهای اخیر خود تأکید میکنند که «دولت لبنان نمیتواند تصمیمات سیاسی بزرگ را بدون جلب موافقت ضمنی یا علنی حزبالله اجرا کند».
رهبران حزبالله نیز بهصراحت هشدار دادهاند که هرگونه تلاش برای تضعیف و خلع سلاح این گروه، با واکنش شدید و قاطع مردمی مواجه خواهد شد.
محمود قماطی، نایبرئیس شورای سیاسی حزبالله، اخیراً پیشبینی کرده است که پس از پایان جنگ، یک «سونامی مردمی» دولت لبنان را «به همراه گناهانش» جارو خواهد کرد.
این تهدید، نه یک لفاظی توخالی و تبلیغاتی، که بازتابی از توانایی واقعی حزبالله در بسیج تودهای و ایجاد بیثباتی سیاسی فراگیر در لبنان است.
تجربه تاریخی لبنان نیز نشان میدهد که هرگاه موجودیت یا قدرت نظامی حزبالله به چالش جدی کشیده شده، این حزب با بسیج هواداران خود و بدست گرفتن فضای اجتماعی و سیاسی، ابتکار عمل را از رقبا سلب کرده و معادله را به نفع خود تغییر داده است.
تکرار تاریخ و ماندگاری مقاومت
در نهایت، جنگ جاری در جنوب لبنان در حال تکرار الگوی آشنای منازعات گذشته است: پیشرویهای تاکتیکی و اولیه ارتش رژیم صهیونیستی در ساعات و روزهای نخست، که در نهایت به پیروزی راهبردی حزبالله و عقبنشینی اجباری نیروهای صهیونیست ختم میشود.
تلآویو که اکنون خود را در یک «جنگ ابدی» در چند جبهه مختلف گرفتار میبیند، فاقد منابع نظامی و انسانی و همچنین اراده سیاسی لازم برای اشغال بلندمدت جنوب لبنان و یا نابودی کامل زیرساختهای نظامی و انسانی حزبالله است.
در جبهه داخلی لبنان نیز، تلاشهای دولت غربگرای عون برای خلع سلاح و حذف حزبالله از معادلات قدرت، به دلیل ریشههای عمیق اجتماعی، قدرت نظامی برتر و نفوذ سیاسی غیرقابل انکار این گروه، محکوم به شکست است.
مقاومت لبنان بار دیگر ثابت کرده است که میتواند ضربات سخت و ویرانگر را جذب کند، خود را به سرعت بازسازی نماید و به عنوان یک بازیگر اصلی و غیرقابل حذف در معادلات پیچیده لبنان و منطقه باقی بماند.
همانطور که یک تحلیلگر برجسته صهیونیستی بهتازگی اذعان کرده، رهبران سیاسی و نظامی اسرائیل به این نتیجه ناگزیر رسیدهاند که دشمنانشان «قابل حذف کامل نیستند».
حزبالله، با تکیه بر ریشههای مستحکم اجتماعی خود و تجربه تاریخی پرافتخار مقاومت، بار دیگر این واقعیت انکارناپذیر را به رخ جهانیان خواهد کشید.