به گزارش مشرق، کانال تلگرامی نگاه دیگر نوشت:
طی یک ماه اخیر بحثهایی تند درباره ریشهها و اهداف جنگ با ایران رخ داده است. سه مقاله منتخب، دیدگاههای متفاوتی درباره مسئولیت، ماهیت مشارکت امریکا و اسرائیل، و پیامدهای راهبردی ارائه میدهند.
۱. موسسه کارنگی: جنگی که از آنِ ترامپ است
در مقالهای با عنوان «مسئله با این ایده که نتانیاهو ترامپ را وادار به حمله به ایران کرد»، دنیل کورتزر و آرون دیوید میلر استدلال میکنند که روایت مقصر دانستن بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در کشیدن آمریکا به جنگ نه تنها سادهانگارانه است، بلکه به دلیل زیرمتن ضدیهودیاش خطرناک نیز هست. نویسندگان در عین حال که نقش نتانیاهو در چهار دهه تلاش برای تغییر رژیم در ایران را میپذیرند، تأکید میکنند که تصمیم نهایی از آنِ دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا بوده است. آنها ترامپ را «شریکی مشتاق و کامل» توصیف میکنند که ریسکپذیر بود و مشاورانی نالایق داشت، و مدتها پیش از حملات فوریه، مسیر نظامی را برگزیده بود. نتیجهگیری مقاله این است که جنگ «کار ترامپ» است و صرف نظر از نقش نتانیاهو، او به تنهایی مسئول آن است.
۲. گفتوگوی بلومبرگ: اسرائیل بهعنوان شریک کوچکتر
در گفتوگوی هفتهنامه بلومبرگ با عنوان «جنگ اسرائیل با ایران وقتی تمام میشود که ترامپ بگوید بس است»، شیرا افرون، تحلیلگر اسرائیلی، تصویری از میدان ارائه میدهد و همکاری نظامی عمیق امریکا و اسرائیل را تایید میکند، اما بر این نکته تأکید دارد که ساختار قدرت به شدت به نفع واشنگتن است. برخلاف روایتهایی که اسرائیل را کنترلگر امور میدانند، افرون میگوید «یک رئیس وجود دارد و آن رئیس، رئیسجمهور ترامپ است». او اشاره میکند وقتی ترامپ بگوید جنگ تمام شد، اسرائیل هم عقب مینشیند. با این حال، او به یک نکته مهم از منظر داخلی اسرائیل اشاره میکند: اگرچه مردم از جنگ بهعنوان اقدامی ضروری برای امنیت حمایت میکنند، اما خستگی و تردید فزایندهای درباره دستیابی به اهداف جنگ –بهویژه سرنگونی نظام جمهوری اسلامی– وجود دارد که او آن را حاصل ارزیابیهای اطلاعاتی خوشبینانه میداند.
۳. نشریه نشنال اینترست: جنگ اسرائیل، محاسبات غلط آمریکا
در مقاله «این جنگ اسرائیل است»، محمد ایوب، استاد روابط بینالملل، تندترین نگاه را مطرح میکند و میگوید امریکا به جنگآوردی کشیده شده که اسرائیل برای تامین اهداف خود طراحی کرده و این اهداف مستقیما با منافع راهبردی امریکا در تضاد است. ایوب به اذعان مارکو روبیو، وزیر امور خارجه امریکا، اشاره میکند که ایالات متحده پیشدستانه حمله کرد چون میدانست اسرائیل مورد حمله قرار خواهد گرفت. او همچنین معتقد است جنگ برای نابودی مذاکرات امیدوارکننده هستهای امریکا و ایران آغاز شد. مقاله نتیجه میگیرد که جنگ پیش از این در دستیابی به اهداف خود ناکام مانده، اقتصاد جهانی را بیثبات کرده و به احتمال زیاد رژیم آینده ایران را بهسمت دستیابی به سلاح هستهای سوق خواهد داد و این یک اشتباه راهبردی عمیق برای امریکاست.
جمعبندی
این سه نوشتار در مجموع، مناظرهای را درباره عامل اصلی و پیامدها شکل میدهند. تحلیل کارنگی مسئولیت را مستقیما متوجه ترامپ میکند و او را رهبری مشتاق میداند که تصمیمی مستقل اتخاذ کرد. گفتگوی بلومبرگ با تاکید بر نقش مسلط آمریکا، منطق جنگ را از منظر امنیتی اسرائیل و زمینه سیاسی داخلی آن توضیح میدهد. در مقابل، مقاله نشنال اینترست استدلال میکند که اسرائیل دولتی سادهلوح را دستکاری کرد تا جنگی را پیش ببرد که به زیان منافع آمریکاست. هرچند این سه دیدگاه در تعیین آغازگر جنگ با هم اختلاف دارند، در یک نکته همگرا میشوند: پیامدهای جنگ –چه شکست راهبردی، چه بیثباتی منطقهای، یا تبعات سیاسی داخلی– درنهایت برعهده امریکا خواهد بود.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.