به گزارش مشرق، کمیل سوهانی فعال رسانه در تلگرام نوشت:
واژه «مستکبر» در ادبیات قرآنی، فراتر از یک صفت اخلاقی ساده، نمایانگر حالتی وجودی است. ریشه «کبر» در زبان عربی به معنای عظمتی کاذب و خودبزرگبینی همراه با تحقیر دیگری است. مستکبر کسی است که چنان در این خودبزرگانگاری غرق میشود که در برابر حقیقت، تسلیم نمیگردد و تمام هستی خود را بر پایه برتریجویی و سلطه میچیند. در منطق قرآن، استکبار نوعی «بیماری قلبی» است که صاحبش را از درک واقعیت عاجز میکند.
امروزه روانشناسی بالینی تعبیری دقیق برای این «بیماری» یافته است؛ اختلال شخصیت خودشیفته. تیپ شخصیتی خودشیفته با نیاز افراطی به تحسین، فقدان همدلی، بهرهکشی از دیگران و حساسیت بیمارگونه نسبت به انتقاد و تحقیر شناخته میشود. در این تیپ شخصیتی، «تحقیر» نقطه اصلی ضعف است. احساس خوار شدن برای چنین فردی نه یک رنج زودگذر، بلکه زخمی است که تمامی ساختار عظمتنمای کاذبش را فرومیریزد.
دونالد ترامپ، بهمثابه بارزترین مصداق این تیپ شخصیتی در عرصه سیاست جهانی، آیینه تمامنمای استکبار است. خود بزرگنمایی بیپایان، دروغگویی مزمن، فقدان همدلی با مردم حتی در بحرانهای انسانی و رفتارهای سلطهجویانه، همگی نشانههای بالینی مستکبر خودشیفته را بازتولید میکنند. اما نکته محوری آنجاست که ترامپ صرفاً یک بیمار روانی در انزوا نیست؛ او چکیده و عصاره فضایل یک نظام سیاسی و فرهنگی است. ایالات متحده سالهاست که رؤیای «رویینتن سازی» خود را دنبال میکند و ترامپ، برآمده از دل همین افسانهپردازی، اکنون فرمانروای کاخ سفید است.
این روزها در گزارشهای خبری آمریکا و رژیم صهیونیستی، چنان «رویینتن سازی» رواج یافته که در کمال تعجب میشنویم در درگیریهای مرگبار، تنها «دو نفر زخمی» میدهند و هیچگاه خبری از کشتهشدن نیست! اما این افسانهپردازی مضحک، دقیقاً برای پنهانکردن پاشنه آشیلشان است. جنگ با ایران و جبهه مقاومت، همان تیری خواهد بود که این پاشنه را هدف میگیرد و افسانه شکستناپذیری آمریکا را برای همیشه فرومیریزد.
نقطهضعف چنین شخصیتی تحقیر است. مستکبر تا زمانی که بتواند چهره مقتدر و پیروز خود را حفظ کند، پیش میرود؛ اما بهمحض آنکه در معرض تحقیر مستمر قرار گیرد، قدرت محاسبه عقلانی خود را از دست میدهد. این تحقیر، ترامپ را به سمت فروپاشی روانی و تصمیمات شتابزدهای سوق میدهد که نه از سر قدرت که از سر «پریشانی ناشی از خفت» است.
در هفتههای اخیر، نشانههای این تحقیر روزافزون در عرصههای گوناگون آشکار شده است؛ بازار نفت و بورس دیگر به دروغهای او اعتنا نمیکنند. وعدههای او برای مهار تورم یا کنترل قیمت بنزین در آمریکا یکی پس از دیگری شکست میخورد. تظاهرات چند دهمیلیونی علیه او در شهرهای آمریکا، تصویر یک رئیسجمهور منفور و تنها را به جهان مخابره کرده است. این بزرگترین تحقیر برای کسی است که خود را «محبوبترین» میخواند. در اقدامی که نشان از پریشانی ناشی از فشار روانی دارد، ترامپ به دو همپیمان باقیمانده خود یعنی بنسلمان سعودی و امیر کویت بیاحترامی کرد. مستکبر در لحظات فروپاشی، نهتنها دشمن که نزدیکترین یاران خود را نیز تحقیر میکند. ناتوانی در پیشبرد پیروزی قاطع در برابر جبهه مقاومت و بیاعتنایی همپیمانان سنتی ناتو به یاریطلبیهایش، همگی تصویری از مستکبری را میسازند که هر روز بیش از پیش در برابر چشم جهانیان خوار میشود. در جنگ کنونی میان آمریکا و اسرائیل با ایران، درک این آسیبشناسی روانی نقشی تعیینکننده در تدوین استراتژی دارد. ایران نیازی به تقابل نظامی بیحساب ندارد.
بلکه با اتخاذ استراتژی مبتنی بر «تحقیر راهبردی» میتواند این فرایند را تکمیل کند؛ هر روز که جبهه مقاومت در میدان ایستادگی میکند و افول افسانه شکستناپذیری آمریکا را به تصویر میکشد، یک لایه از عظمت کاذب ترامپ فرومیریزد. ایران میتواند با تقویت محور مقاومت و نمایش ناتوانی آمریکا در مدیریت بحرانهای منطقه، ترامپ را در مسیری قرار دهد که خودِ فرایند تحقیر، او را به سمت فروپاشی روانی سوق دهد. تاریخ نشان داده که مستکبران در برابر تحقیر ساختارشکنانه، نه شجاعت که ذلت از خود نشان میدهند. آنچه پاشنه آشیل ترامپ را هدف میگیرد، موشکِ صبر و تابآوری ملت ایران است. ایران در این جنگ نیازی به تقابل همهجانبه ندارد؛ کافی است بسترها چنان گسترده شود که ترامپ هر روز تصویر شکستخوردهتری از خود در رسانهها ببیند و هر روز بیش از پیش در انزوای سیاسی فرورود. ترامپ با آن اختلال روانی خودشیفته که در واقع چکیده فضایل ملت و دولت آمریکاست، در این میان به نماد فروپاشی یک افسانه تبدیل خواهد شد. وقتی مستکبر احساس کند که دیگر نه میتواند بترساند و نه میتواند بفریبد، آنگاه زمان فروپاشی فرامیرسد. این همان نقطه پایان جنگ است؛ جایی که پاشنه آشیل مستکبر تیر میخورد و او با تمام توهماتش فرومیریزد و هنگامی که افسانه فروبریزد، قدرت دیگر هرگز همان قدرت سابق نخواهد بود.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.