سرویس سیاست مشرق- باراک راوید خبرنگار وابسته به واحد ۸۲۰۰ ارتش رژیم صهیونی دقایقی پس از گفتگوی ترامپ با یک شبکه آمریکایی در ادعایی عجیب و دروغین گفته است که یک مقام سطح بالای ایرانی در اسلام آباد پایتخت پاکستان با ویتکاف و کوشنر دیدار کرده است.
این ادعا در شرایطی مطرح شد که ترامپ گفته بود که با طرف ایرانی با مقام عالی رتبه در ارتباط بوده و احتمال توافق میان طرفین بالا است.
این دست ادعاهای کذب در حالی مطرح میشود که نیروهای مسلح در سلسله عملیاتهای مینیاتوری به صورت ۳۶۰ درجه روی میدان مسلط بوده و جنگ از نقطه تعادل به سمت غلبه ایران بر محیط بیرونی جهش پیدا کرده و حالا تهران مدیر جنگ است.
از سویی تهدیدات نیروی مسلح ایران بالفعل بوده و راهبرد چشم در برابر چشم بر میدان حاکم است. در این وضعیت آنچه از جانب رسانههای صهیونی- آمریکایی بیان میشود چیزی جز یک عملیات روانی خام برای اثرگذاری روی میدان و رساندن دوباره آمریکاییها به نقطه آمادگی در جنگ نیست.
همچنین رصد شبکههای اجتماعی نشان میدهد رسانههای عبری و فارسی وابسته به دشمن، دور تازهای از عملیات روانی را علیه ساختار اجرایی و تقنینی کشور آغاز کردهاند؛ اقدامی که با هدف القای بیثباتی و تضعیف اعتماد عمومی دنبال میشود.
در این میان، رسانهها و کانالهای فارسیزبان ضدانقلاب با برجستهسازی گزارههایی نظیر «رهاشدگی کشور» و «ناترازی در تأمین نیازهای اولیه مردم» ، تلاش دارند این ادعاها را به موضوع استعفای رئیسجمهور پیوند زده و از آن یک روایت بحرانساز در افکار عمومی بسازند.
همزمان، رسانههای عبری نیز در امتداد اظهارات اخیر دونالد ترامپ درباره «توافق و مذاکره پنهانی با ایران» آنهم با جزئیاتی خلاف منافع ملی، عملیات روانی هدفمندی را علیه محمدباقر قالیباف آغاز کرده و وی را بهعنوان چهرهای پشتپرده در مذاکرات با آمریکا معرفی میکنند.
بهنظر میرسد پس از یک دوره تمرکز بر ترور مقامات، اکنون شاهد بازگشت دشمن به فاز جنگ روانی با تمرکز بر تخریب چهرههای اثرگذار کشور هستیم، این راهبرد با هدف ایجاد شکاف در مدیریت کلان و تشدید بیاعتمادی در افکار عمومی دنبال میشود.
هدف از این فاز جدید ترور شخصیتی مقامات و دادن تنفس مصنوعی به جبهه شکست خورده دشمن است، واقعیت آن است که ترامپ به دلیل هراس از پاسخ بزرگ ایران و انهدام زیرساخت های انرژی منطقه و خصوصا شبکه برق متمرکز رژیم اسراییل، از تهدید خود برای حمله به زیرساخت برق ایران عقب نشینی کرد. تهدید ایران قیمت انرژی و اوراق قرضه را به شدت افزایش داده بود.
از این رو تنها برگ روی میز برای او بردن دوباره میدان جنگ روی میز مذاکره با هدف ترورهای شخصیتی، بهم ریختگی روانی و آماده سازی مجدد برای ترورهای فیزیکی است.
روی این نکنه باید تاکید کرد که برخلاف ادعای ترامپ هیچ مذاکره ای میان ایران و امریکا در جریان نیست. پیام های غیرمستقیمی به ایران واصل شده که پیشنهاد ارزشمند و قابل بررسی در آن مشاهده نمی شود.
روند وصول پیام یک طرفه نیز از ابتدای جنگ جریان داشته است. ایران تا زمان تحقق اهداف خود به جنگ ادامه خواهد داد. این ارزیابی وجود دارد که زمان بندی ۵ روزه اعلامی ترامپ یک فریب برای کاهش هوشیاری ایران است و در این فاصله احتمال هر نوع ضربه از جانب دشمن وجود دارد. پاسخ ایران به زیرساخت انرژی منطقه و شبکه برق متمرکز رژیم قطعی است و زمان بندی های ترامپ از دید ایران ارزشی ندارد. تنگه هرمز همچنان بسته خواهد ماند.
برآوردهای میدانی نیز نشان میدهد که هدف بازه زمانی ۵ روزه اعلام شده از سوی ترامپ تقویت پدافند کشورهای عربی منطقه و رژیم اسراییل، رسیدن نیروهای جدید امریکا به منطقه، کنترل بازارهای مالی و کشف ارتباطات مسئولان و زمینه سازی برای ترور است. در نهایت باید گفت که دورنمایی برای مذاکرات وجود ندارد، در این بازی چشم جامعه اطلاعاتی و نیروهای مسلح ایران کاملا باز است.