کد خبر 1797064
تاریخ انتشار: ۳ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۹

به گزارش مشرق، حمدامین مرادخانی فعال رسانه در تلگرام نوشت:

قائد شهید در روز دوازدهم بهمن، فرمودند: "اگر پس از این حادثه‌ای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را برای مقابله با آن، مبعوث خواهد کرد. " بعثتی که یک ماه بعد با یک آزمون بزرگ آغاز شد.

شهادت قائد امت آزمون دشواری بود که جنگ رمضان با آن شروع شد، آزمونی که خدای متعال در مقابل ملت قرار داد. مردم ایران، اما مصداق "انقلبتم علی اعقابکم" نشدند و با تمام توان مسیر "سیجزی‌الله الشاکرین" را برگزیدند. مردم ایران به عقب بازنگشتند. اعقابشان را نگاه نکردند و ثابت کردند عهدشان با ولایت است تا زمینه‌ساز ظهور حضرت ولی عصر باشند. نشان دادند که اگر در احد، مسلمانان فقط با شایعه شهادت پیامبر، به فکر فرار افتادند، اما اینجا با شهادت واقعی امامشان، محکم ایستادند، مطالبه امام امت را از مجلس خبرگان کردند و پس از اعلام، با او بیعت کرده و از این آزمون سربلند بیرون آمدند.

سربلندی در آزمون ولایت‌پذیری، مرحله اول این بعثت بود، اما مرحله‌ی بعدی که همچنان ادامه دارد، حضور مردم است. وضعیت پیش‌آمده نه تنها این مردم را مأیوس و سرخورده نکرد، بلکه جوش و خروشی به آنان داد. مردم دانستند که در میانه جنگ‌اند و حتی فرصت عزاداری ندارند. سراغ ایفای نقش خود در حفظ انقلاب و نظام اسلامی رفتند: حفظ خیابان‌ها و حضور مستمر تا اینکه فرزندانشان در نیروهای مسلح با فراغ بال بتوانند مشغول تنبیه متجاوز شوند. هرچند مرحله دوم بعثت، با یک نیت سلبی آغاز شد و هدفش جلوگیری از سو استفاده عناصر دشمن از شرایط پیش‌آمده بود، اما تبدیل به جریانی پربرکت و بی‌سابقه در تاریخ جمهوری اسلامی شد. هیچوقت سابقه نداشته است که ۱۹ شب و روز، مردم در تمامی شهرهای کشور با جمعیتی تحسین‌برانگیز به صورت مستمر حضور داشته باشند. مسئله‌ای که دشمن را گیج کرده، نقشه‌های داخلی‌اش را به هم ریخته و ضدانقلاب را ناامید کرده است. نتانیاهو بعد از ۲۰ روز می‌گوید: انقلاب از هوا امکان‌پذیر نیست و فراخوان‌های پهلوی به سطح یادآوری گرامی‌داشت مسالمت‌آمیز چهارشنبه‌سوری تنزل کرده است.

چراغ مساجد و پایگاه‌های بسیج بیش از هر زمان دیگری روشن است. داوطلبان مردمی برای فعالیت در پایگاه‌های بسیج و ایست و بازرسی‌هایی که بارها مورد هدف مستقیم دشمن قرار گرفته، صف بسته‌اند تا صحنه‌هایی بیافرینند برای اثبات کلام نورانی امیرالمؤمنین که: بَقِیَّةُ اَلسَّیْفِ أَبْقَی عَدَداً وَ أَکْثَرُ وَلَداً"

و، اما در این حضور، صحنه‌هایی حماسی در حال رخ دادن است که ذهن را کنجکاو واکاوی وجه دیگری از معنای بعثت می‌کند.

راهپیمایی روز قدسی که با زبان روزه در کنار همسرش به شهادت می‌رسد و پرچم آغشته به خونش فریاد راهپیمایان دیگر را بلندتر می‌کند، مردمی که هرشب با وجود تهدیدها و صدای انفجار، نشان می‌دهند به تأسی از فرمان مولایشان اگر کوه‌ها تکان بخورند، قدم‌هایشان را به زمین میخکوب کرده و جمجمه‌شان را به خدا سپرده‌اند، جوانی که از حمله دشمن زخمی شده ولی جواب تلفن مادرش را می‌دهد و با پنهان کردن دردی که تحمل می‌کند، صدایش را تغییر می‌دهد تا مادر نگران نشود، مردمی که نه تنها از حضور شب‌ها خسته نشده‌اند، بلکه نگران خسته شدن بقیه هستند انگار که مسئولیت حضور را تک‌تک شان برعهده گرفته‌اند.

این صحنه‌های خارق‌العاده و این تغییر و تحول در مردم را باید با همان کلمه‌ای که رهبر شهید به کار برده بود تحلیل کرد. دقت در معنای "بعثت"، ما را به نکته‌ای رهنمون می‌سازد: آن کس که مبعوث می‌شود، یعنی برانگیخته می‌شود برای انجام کاری، برای به جای آوردن رسالتی؛ و این برانگیختگی، جدای از فعلی که در عالم بیرون برای به جای آوردن رسالت رقم می‌زند، فعلی نیز در درون مبعوث رقم می‌زند و او را متحول می‌کند و به مرحله بالاتری از کمال می‌رساند.

فعل بیرونی بعثت مردم ایران در این روزها حراست از انقلاب و نظام اسلامی است، و، اما فعل درونی آن، تحولی است که در نفس آنان رخ داده است و این تحول، منشأ آثار و برکات کثیری خواهد شد که انشاالله تکمیل‌کننده گام‌های ظهور باشد.

انقلاب در این روزها علی‌رغم داغ‌های عظیمی که دیده و زخم‌هایی که برداشته، نه شبیه خیمه‌ای در حال افتادن، که شبیه چشمه‌ای است که ضربه خورده، گل و لای از آن زدوده شده، عمیق‌تر شده و حالا آب بیشتر و زلال‌تری از آن می‌جوشد.

*بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.