کد خبر 1797059
تاریخ انتشار: ۳ فروردین ۱۴۰۵ - ۲۰:۰۸

به گزارش مشرق، محمد مهدی اسکندری فعال رسانه در تلگرام نوشت:

در روزهای اخیر موضوع پناهندگی دختران فوتبالیستمان در استرالیا مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته است و هنوز نیز اخبار آن با دقت از سوی افکار عمومی ایران و جهان پیگیری می‌شود. آخرین خبر این بود که خوشبختانه کاپیتان تیم ملی بانوان ایران هم تصمیم گرفت به وطن برگردد و قید پناهندگی را بزند. به این ترتیب و تا این لحظه، صرفا ۲ نفر از اعضای تیم، همچنان در وضعیت پناهندگی هستند و بقیه دخترانمان به زودی به وطن بازمی‌گردند.

این یادداشت برای این نوشته شده که تأکید کند دختران تیم ملی فوتبال، قهرمان هستند و درخور ستایش. به خصوص آنهایی که در برابر فشارها، مستحکم ایستادگی کردند و با رد پناهندگی، اصالت و ریشه ایرانی خود را نشان دادند.

باعث تأسف است که بی‌مهری‌های زیادی نسبت به این قهرمانان صورت گرفت و در حالی‌که نمایندگان فوتبال ایران در حال رقابت بودند، به آنها برچسب خیانت زده شد. این برخورد نادرست از سوی وطن‌دوستان و قشر انقلابی، بیشتر درخور سرزنش است. اینکه برخی در شبکه‌های اجتماعی، باخت‌های تیم ملی بانوان را به رخ کشیدند و به بهانه پناهنده شدن برخی از این اعضا، کل تیم ملی بانوان را سرزنش کردند زشت و ناپسند بود. این رفتارها، ضد انقلابی و دشمن‌شادکن است، حتی اگر از سوی دوستان انقلابی و با از سر غیرت ایرانی صورت گرفته باشد. لازم است این افراد در رفتار و منش خود بازنگری کنند و دیگر به خود اجازه ندهند نسبت به نمایندگان ایران، مرتکب توهین و تحقیر شوند.

گفتگوها و روایت‌هایی که پس از پناهنده شدن برخی از اعضای تیم ملی بانوان مطرح شد نشان می‌دهد که این بازیکنان شریف، تحت فشار روانی زیادی قرار داشتند. پروژه سنگینی برای تک‌تک آنها تدارک دیده شده بود و سرویس‌های امنیتی و گروه‌های ضدانقلاب، تلاش کردند که این دختران جوان را به زانو درآورند و آنها را وادار به پناهندگی کنند. این فشارها در سطحی بود که حتی رییس‌جمهور آمریکا و نخست‌وزیر استرالیا هم وارد عمل شدند. ترامپ که پس از شکست‌های متعدد در جنگ علیه ایران، نیاز به یک پیروزی داشت، شخصا موضوع پناهندگی دختران ایران را پیگیری می‌کرد. در سطح پیاده‌نظام نیز منافقین و سلطنت‌طلبان به صورت پرتعداد در صحنه حاضر بودند و به اعضای تیم ملی بانوان فشار می‌آوردند. در یک اقدام عملیاتی، آنها موفق شدند اتوبوس حامل دخترانمان را متوقف کنند. منافقین و سلطنت‌طلب‌ها جلوی اتوبوس تیم ملی دراز کشیدند و مانع از حرکت آن شدند. خبرنگاران حاضر در صحنه نیز مدام این فعالیت‌ها را ثبت و منتشر می‌کردند و این حجم اخبار، فشار مضاعفی بر اعضای تیم وارد می‌کرد.

به گفته مربی محترم تیم ملی، اشخاصی با تمام اعضای تیم ملی به صورت مستقیم تماس گرفتند و تلاش کردند که با تهدید و تطمیع، آنها را وادار کنند که مطابق میل رییس‌جمهور آمریکا پناهنده شوند. در این فضای پر از استرس و فشار روانی، چه انتظاری از دختران ۲۰ ساله، هرچقدر هم مقاوم و وطن‌دوست، دارید؟

به عنوان کارشناس مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، چند ماه پیش این بخت را داشتم که برای نگارش یک گزارش کارشناسی با افرادی مصاحبه کردم که تجربه مشابهی داشتند. این افراد، به عنوان نمایندگان گروه‌های مردم‌نهاد سال‌هاست که در مجامع بین‌المللی حضور پیدا می‌کنند و البته هر سال با این فشارها و تهدیدها و تطمیع‌ها برای پناهندگی مواجه هستند. این اشخاص، افرادی تحصیل‌کرده، متخصص و جاافتاده‌ای هستند که تجربه‌های فراوان آنها را آبدیده کرده بود. با این‌حال همین افراد هم از طاقت‌فرسا بودن فشارها در زمان حضور در مجامع بین‌المللی سخن می‌گفتند. اِشراف منافقین که تمام این افراد را شناسایی کرده بودند و در تمام طول سفر آنها را تعقیب می‌کردند؛ بازجوخبرنگارهای شبکه‌های معاند که در پوشش خبرنگار به آنها نزدیک می‌شدند و خیلی حرفه‌ای جنگ روانی به راه می‌انداختند و با فحاشی و توهین(به خصوص نسبت به بانوان محترم گروه) روان و نظم فکری آنها را به هم می‌ریختند؛ برخورد خشن پلیس و نیروهای امنیتی کشور میزبان که عامدانه تلاش می‌کردند فشار بر اعضای گروه را افزایش دهند و همواره در درگیری‌ها و منازعه‌ها، جانب ضدانقلاب‌ها را می‌گرفتند؛ همگی باعث می‌شد که آنها در کشور غریب احساس بی‌پناهی و بی‌پشتوانگی داشته باشند.

با توجه به مصاحبه‌هایی که داشتم، کاملا حال این دختران مظلوم را درک می‌کنم و می‌دانم که چه فشاری را متحمل شده‌اند و به همین دلیل آنها را قهرمان‌هایی اصیل می‌نامم. آنهایی که تصمیم گرفتند پناهنده نشوند، با نیروی عظیمی مقابله کردند. کسانی که پس از پناهندگی، تصمیمشان را تغییر دادند و به میهن برگشتند، تصمیم آسان و کم‌هزینه‌ای نگرفتند. تیم عملیات روانی که مأمور پناهنده کردن ایران‌دختان را برعهده داشتند، افرادی ورزیده و مسلط به انواع ابزارهای جنگ روانی بودند. آنها صرفا دو گزینه پیش روی افراد می‌گذارند: یا پناهنده می‌شوی و از امتیازهای مادی بسیار وسوسه‌کننده بهره‌مند می‌گردی؛ یا اینکه این پیشنهاد را نمی‌پذیری که در این صورت جان و آبروی خود و خانواده‌ات در معرض خطر قرار می‌گیرد. راه سومی هم وجود ندارد. این تیم عملیات روانی به کمک بازجوخبرنگاران شبکه‌های معاند، به راحتی برای افراد پرونده‌های دروغین می‌سازند و آبروی آنها را می‌برند. مخاطبان این شبکه‌ها نیز اشخاصی هستند که بدون تحقیق این دروغ‌ها را باور می‌کنند و به توهین و فحاشی نسبت به قربانیان این پروژه‌ها می‌پردازند.

فقط کافی است فیلم حمله ضدانقلاب‌ها به اتوبوس حامل دخترانمان را ببینید. این فقط یکی از عملیات‌های روانی علیه این جوانان معصوم و بی‌پناه بود. این ضدانقلاب‌های هتاک، همچون کفتار اتوبوس را دوره می‌کردند، به آن ضربه می‌زدند و فحش و ناسزا می‌گفتند. اجازه دهید اعتراف کنم که اگر دوستان انقلابی که امروز دختران فوتبالیست را سرزنش می‌کنند و البته خود من، در آن اتوبوس بودیم، بعید است که در مقابل این فشارها طاقت می‌آوردیم. در رسانه‌های داخلی نشستن و از دور لاف زدن و ملامت کردن، آسان است؛ چون حوادث وحشتناک و فشارهای روانی خردکننده این دختران قهرمان را تجربه نکرده‌ایم.

فوتبال زنان، به خودی خود، عرصه‌ای سخت و دشوار است و با فوتبال مردان تفاوت می‌کند. این دختران جنگیده‌اند تا توانسته‌اند در تیم ملی حضور پیدا کنند. باید قدرشناس و سپاسگزار این زنان بود. حضور زنان ورزشکار و دانشمند در عرصه بین‌المللی ابطال ادعاهای غرب مبنی بر محدودیت زنان در ایران است و دقیقا به همین دلیل ترامپ تلاش کرد با انجام این پروژه برای خودش یک پیروزی بسازد.

حضور بانوان در میدان، فارغ از هر نتیجه‌ای که در مسابقات کسب می‌کنند، باعث افتخار است و همگی ما به بازیکنان و مربیان و کادر فنی، یک خداقوت و ادای احترام بدهکاریم.

زمانی‌که این دختران ممتاز ایران‌زمین، پا در خاک وطنشان می‌گذارند باید مثل قهرمان از آنها استقبال کرد. آنها از یک نبرد باز می‌گردند و قطعا زخم‌ها و آثار این دفاع از نام وطن، همسنگ رزم سربازانی است که این روزها پای لانچر موشک شهید می‌شوند.

*بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.