به گزارش مشرق، عرفان علمشاهی فعال رسانه در تلگرام نوشت:

تهاجم آمریکا و اسرائیل به ایران صداهای ضد جنگ را نه فقط در حزب دموکرات، بلکه در جمهوری‌خواهان و جریان ماگا نیز بلند کرد. چنین صداهایی یکی از پارامترهایی است که ایران برای تغییر محاسبات ترامپ و ایجاد بازدارندگی در نظر دارد. اما شواهد متعدد نشان می‌دهد در حال حاضر جریان ضد جنگ به سه دلیل نمی‌تواند کمکی به پایان جنگ کند: پشتیبانی افکار عمومی جمهوری‌خواهان از جنگ، موقعیت دشوار ترامپ در جنگ و تداوم اثرگذاری اطلاعاتی نومحافظه‌کاران/لابی اسرائیل بر ترامپ.

حمایت رأی‌دهندگان جمهوری‌خواه

مخالفت علنی چهره‌های رسانه‌ای ماگا و حتی روی‌گردانی برخی از آنان از ترامپ، نشان‌دهنده شکاف درون جمهوری‌خواهان در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای است. اما در حال حاضر رأی‌دهندگان جمهوری‌خواه حمایت قابل توجهی از جنگ با ایران کرده‎‌اند. مطابق برخی نظرسنجی‌ها، ۷۶٪ از کسانی که در ۲۰۲۴ به ترامپ رأی دادند (جمهوری‌خواهان و مستقل‌ها) موافق این جنگ هستند. نظرسنجی اخیر ایپسوس نیز نشان می‌دهد تنها ۱۳٪ از رأی‌دهندگان جمهوری‌خواه با این جنگ مخالفت دارند. افکار حامیان حزب مهم‌ترین عامل اثرگذار تصمیمات آن حزب است و در حال حاضر غالباً همراه با نومحافظه‌کاران است.

موقعیت دشوار ترامپ و جنگ بر سر اعتبار

علی‌رغم موفقیت‌های عملیاتی در جنگ با ایران، ترامپ به لحاظ راهبردی وضعیت نامساعدی دارد که به او انگیزه می‌دهد در جنگ باقی بماند. ترامپ با این جنگ آخرین و مهم‌ترین کارت فشار علیه ایران را مصرف کرد، اما به هیچ دستاور راهبردی منجر نشده است. در چنین وضعیتی، ترامپ ناچار است بیشتر در جنگ پیش برود تا به یک دستاورد ملموس برسد. این می‌تواند پیاده‌کردن نیروهای ویژه برای نابودی ذخایر اورانیوم ۶۰٪ یا اشغال جزایر ایرانی مخصوصاً خارک برای واداشتن ایران به گشودن تنگه هرمز باشد. مطرح‌شدن چنین گزینه‌های نظامی نشان می‌دهد احتمالاً نبرد با ایران از یک جنگ با اهداف عینی تبدیل به جنگی بر سر اعتبار و پرستیژ شده که به معنای طولانی‌مدت‌شدن درگیری است، چون طرفین برای حفظ اعتبار هزینه‌هایی فراتر از محاسبات عقلانی خواهند داد.

اثرگذاری نومحافظه‌کاران/لابی اسرائیل بر ترامپ

تحولات درون کابینه پیش از جنگ نشان می‌دهد جریان ضد جنگ تا چه اندازه از تغییر تصمیم ترامپ ناتوان بوده است. مطابق گزارش‌ها، برخی اعضای کابینه همچون ونس نسبت به نتیجه‌بخشی جنگ مردد بودند. اما نومحافظه‌کاران کنگره، به‌خصوص لیندسی گراهام، ترامپ را قانع به آغاز جنگ کردند. جو کنت، رئیس مرکز مبارزه با تروریسم آمریکا نیز در نامه استعفای خود صراحتاً به اثرگذاری لابی اسرائیل اشاره کرد.او در مصاحبه خود با کارلسون نیز توضیح می‌دهد چگونه اسرائیل و حلقه کوچکی از افراد نزدیک به او که طرفدار اسرائیل هستند، با ارائه گزارش‌های اطلاعاتی -که مغایر با ارزیابی‌های جامعه اطلاعاتی آمریکا بود- ترامپ را به سمت این جنگ کشاندند.

به طور کل، از سال ۲۰۱۷ فاصله میان ترامپ و جامعه اطلاعاتی آمریکا در خصوص ایران زیاد بوده و در جنگ کنونی به وضوح لابی اسرائیل این فاصله را پر کرده است. با وجود اینکه طبق گزارش‌ها برخی مشاوران ترامپ به او پیشنهاد کرده‌اند که هرچه زودتر اعلام پیروزی کرده خود را از جنگ خارج کند، به نظر می‌رسد ترامپ فعلاً مصمم به تداوم جنگ است.

وضعیت ایران

دست پایین‌تر جریان‌های ضد جنگ به معنای طولانی‌تر و فرسایشی‌شدن درگیری با آمریکا است. چنین وضعیتی خطرها و فرصت‌های خاص خود را برای ایران دارد. از یک سو، درگیری طولانی‌تر به معنای هزینه و فشار بیشتر به جامعه، اقتصاد و نیروی نظامی ایران است. اما از سوی دیگر، به نظر می‎رسد طولانی‌ترشدن جنگ شاید تنها راهی باشد که بتواند بخشی از پایگاه رأی ترامپ را به نفع ایران برگرداند، به جریان‌های ضد جنگ در واشنگتن قدرت بدهد و به اندازه‌ای هزینه به آمریکا وارد آورد که برای ایران بازدارندگی ایجاد کند. همچنین، جنگ طولانی‌تر به معنای افزایش احتمال ورود نیروی زمینی آمریکا به درگیری خواهد بود که براساس نظرسنجی‌ها از حمایت به‌شدت پایین‌تری برخوردار است. چنین اتفاقی را نبرد را برای ایران و آمریکا پیچیده‌تر و پرهزینه‌تر خواهد کرد.

جریان‌ ضد جنگ جمهوری‌خواهان در شرایط کنونی توان چندانی برای پایان‌دادن به جنگ با ایران ندارند که می‌تواند جنگ کنونی را می‌تواند به سمت درگیری‌ای پرستیژی و فرسایشی غیرقابل بازگشت سوق دهد. در چنین شرایطی، اگرچه جنگ طولانی‌تر هزینه‌هایی جدی برای ایران دارد، اما می‌تواند زمینه تقویت جریان‌های ضد جنگ در آمریکا و شکل‌گیری بازدارندگی در برابر این کشور را فراهم کند.

*بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.

برچسب‌ها