به گزارش مشرق، سیدمهدی طالبی فعال رسانه در تلگرام نوشت:
دشمن آمریکایی - صهیونی فاز حمله به زیرساختها را از مدتی قبل آغاز کرده و روز گذشته با تهاجم به چند فاز از میدان گازی پارس جنوبی، آن را وارد مرحلهای جدید کرد.
گفته شده این حمله به مخازن میدان بوده و تأسیسات استحصال هدف نبودهاند؛ اما ورود این مناطق به دایره جنگ، مسیری متفاوت است.
دشمن چرا وارد این مسیر شد؟
دشمن به اهداف خود از جنگ نرسیده است. آنها در سناریوهای خود چند مسئله را از پیروزی حداکثری تا پیروزی حداقلی برای خود لحاظ کرده بودند که این پیروزی در هر شکل خود، به جنگ کوتاهمدت وابسته بود. در پیروزی حداکثری، با ترور رئوس کشور و بمباران مؤثر شهرهای موشکی، ایران تسلیم میشد. در پیروزی حداقلی، با ترور سران و آسیب به حیثیت و امکانات کشور طی چند روز بمباران، کشور با زخمهایی عمیق از جنگ خارج میشد تا واشنگتن بار دیگر چرخه آتشبس، مذاکره، فریب و جنگ را از سر گیرد که هدف نهایی آن رساندن نهایی تهران به شرایط تسلیم است.
این سناریوها هرکدام با شکست روبهرو شد. ترور سران باعث تسلیم کشور نشد و شهرهای موشکی نیز آسیب مؤثری که باعث اتمام شلیکها شود، ندیدند. همچنین در برابر تلاش برای آسیب به امکانات کشور، تهران نیز متقابلاً با حملات خود ضمن ایجاد بازدارندگی در جنگ، موفق به واردکردن ضربه به دشمن شد.
اگر اسم رمز هر شکل از پیروزی در عملیات دشمن «جنگ کوتاهمدت» بود، فن بدل ایران و واردکردن دشمن به سناریوی شکست، «جنگ بلندمدت» است.
پیگیری این سیاست به مذاق سران آمریکا و رژیم صهیونیستی خوش نیامده و آنها راه را در کلیدزدن جنگ انحرافی دیدهاند؛ جنگی که در آن دیگر اهداف اصلی جنگها پیگیری نمیشود، بلکه هدف ضربه به اهداف انحرافی و نامعمول مانند زیرساختها و مسئولان دولتی است. اهداف و دلایل دشمن در کلیدزدن جنگ زیرساختی مسائل ذیل است:
۱- دشمن در میدان نظامیضربات سنگینی خورده است. گفته میشود حضور نظامی آمریکا در منطقه که چندین دهه برای تقویت آن زمان صرف شده بود، بهشدت تحت ضربه قرار گرفته است. از این رو و با ناتوانی دشمن در میدان نظامی، قصد دارد با هدف قراردادن زیرساختها، ایران را از تداوم ضربات نظامی به خود باز دارد.
۲- دشمن میداند بدون به خیابان کشاندن برخی از اقشار، قادر به سرنگونی ایران و تجزیه کشور نیست. پس تمام اقدامات نظامی دشمن در خدمت این هدف قرار دارند. هدف فوری زدن زیرساختها ایجاد مشکلات اقتصادی است تا بهزعم خود بتواند مردم را به خیابان بکشد و اگر در طول جنگ این اتفاق رخ نداد، این حملات با تشدید مشکلات اقتصادی نهایتاً طی چند ماه آینده باعث شکلدهی به اعتراضات شود.
۳- تنگه هرمز یک شاخص اصلی در تعیین پیروز جنگ است. اگر تنگه هرمز در دست ایران باقی بماند، تهران از نظر اقتصادی، نظامی و سیاسی پیروز شده است. دشمن برای گشودن تنگه هرمز، دست به هرکاریزده اما تاکنون ناکام مانده، از این رو دنبال گروکشی است.
گزینههای ایران
ایران برای ضربه به دشمن و ایجاد بازدارندگی برای زیرساختهای خود دارای گزینههای متفاوتی است. این موارد در ذیل مورد بررسی قرار گرفتهاند:
۱-هدف اصلی زیرساختهای اقتصادی آمریکا در منطقه
ایران با ابزارهای نظامی، میتواند تأسیسات انرژی مرتبط با آمریکا را در منطقه هدف گیرد. هدف قراردادن تأسیسات انرژی در خلیجفارس مشکل را جهانی ساخته و به رشد قیمت نفت و سقوط بازارهای جهانی میانجامد.
این سناریوها که آسیب به منافع آمریکا باعث ورود کشورهای عربی به جنگ با ایران میشود، اهمیتی ندارد؛ آنها میدانند که ایرانیها چرا و به چه اهدافی حمله میکنند و در تصمیمگیری نیز مختار هستند؛ دولتهای عربی حاشیه جنوبی خلیجفارس که با خطا خاک کشورهایشان را برای حمله به ایران در اختیار آمریکا قرار دادهاند، میتوانند با خویشتنداری حداکثری دوست ایران باقی بمانند و یا آنکه خود را وارد مهلکهای کنند که آمریکا و رژیم صهیونیستی در خروج از آن ناتوان هستند.
۲-هدفگیری زیرساختها در فلسطین اشغالی
نباید فراموش کرد که این لابی صهیونیستی بود که آمریکا را برخلاف منافعش راضی کرد تا در جنگ حضور یابد؛ پس مهمترین بازیگری که باید هدف قرار گیرد رژیم صهیونیستی است. تأسیسات نفتی، میادین انرژی و آبشیرینکنها در سرزمینهای اشغالی باید هدف قرار گیرند. یک گام مهم، آغاز تعرض به تأسیسات حیاتی صهیونیستهاست تا دشمن از توانایی ایران مطلع شود.
۳-ابزارهای امنیتی و سایبری علیه آمریکا
فراتر از ابزارهای نظامی، زیرساختهای آمریکا در صورت ارتقای جنگ، در دسترس ایران قرار دارند که این با ابزارهای امنیتی و سایبری قابلتحقق است. اگر ترامپ فکر میکند میتواند به خلیجفارس آسیب رسانده و موقعیت آمریکا در بازار انرژی را تقویت کند، اشتباه میکند. او باید بداند که در نهایت و اگر زمانش فرارسد و جنگ به چنین مرحلهای برسد، محدودیتهای ضربه به آمریکا و منافعش برداشته شده و تحولات از نظر جغرافیایی دیگر متفاوت میشود.
آمریکا به دلیل جایگاهی که برای خود قائل است از نظر امنیتی آسیبپذیرتر به نظر میرسد؛ زیرا ضربه امنیتی به آن، یک زیان حیثیتی بزرگ برای واشنگتن است. از نظر سایبری، آمریکاییها به دلیل بناشدن زیرساختهایشان بر این مبنا، آسیبپذیری زیادی دارند.
۴-روکردن کارتها روی زمین
دشمن با ناکامی در میدان نظامی وارد زدن زیرساختها شده است؛ پس ایران باید همانگونه که دشمن در سیاستهای خود تغییر میدهد، در سیاستهای خود تغییر شکل دهد. روکردن کارتهای جدید مانند راهاندازی جنگ زمینی علیه دشمن یکی از این موارد است.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.