به گزارش مشرق، جواد نوائیان رودسری فعال رسانه در تلگرام نوشت:
برخی معتقدند آنچه تکلیف جنگها را تعیین میکند، ظرفیت تسلیحاتی و نظامی است. به باور آنها، باید در برابر هجومهای تجاوزکارانه دشمنِ تا بن دندان مسلح کوتاه آمد و شرایط ذلتبار تجاوزگر را پذیرفت تا حداقلها را حفظ کرد. اما تاریخ سرزمین مادری به ما میآموزد ابداً چنین نیست. ایرانی در تمام تاریخ چندهزار سالهاش، بهویژه هنگامی که از رهبری قدرتمند و یکپارچگی ملی برخوردار بوده، پوزه دشمن را به خاک مالیده و درسی تاریخی به تجاوزکار دادهاست. این پیشینه سراسر افتخار، میراثی است که ما ایرانیان از اجدادمان به ارث برده و آن را با ایمان به خدا تجهیز کردهایم. این روزها، قدرتمندترین ارتش دنیا در برابر توانمندیهای فرزندان مؤمن و شرافتمند ایران بهراستی کم آوردهاست. ایران امروز، چهره قدرتمند خود را به رخ جهانیان میکشد تا نشان دهد در عین حال که ملتی مسلمان، صلحدوست و باورمند به روابط حسنه با ملتهای آزاده و مستقل دنیاست، تن به هیچ ذلتی نخواهد داد و در صورت لزوم، از دادن پاسخ درخور به تجاوزکار فروگذار نخواهد کرد. در این نوشتار قصد داریم شما را به حدود ۲هزارو۸۰ سال پیش ببریم و برایتان یکی از تاریخیترین پیروزیهای ایرانی را که اسباب شگفتی همیشگی جهانیان شدهاست، روایت کنیم؛ ماجرای پیروزی بزرگ ایران بر روم در جنگ سرنوشتساز «حرّان».
توهم اشغال و نابودی ایران
در اواسط قرن اول پیش از میلاد، جمهوری روم توسط «حکومت سه نفره» متشکل از «ژولیوس سزار»، «پومپه» و «کراسوس» اداره میشد. کراسوس، ثروتمندترین مرد روم و سرکوبکننده شورش «اسپارتاکوس»، تشنه افتخارات نظامی تازهای بود تا با دستاوردهای ژولیوس سزار در سرزمین گل (فرانسه امروزی) و پومپه در شرق برابری کند. او بدون مجوز رسمی سنای روم و تنها با تکیه بر ثروت عظیم خود، ارتشی شامل هفت لژیون کامل پیادهنظام سنگیناسلحه، ۴هزار سوارهنظام و ۴هزار پیادهنظام سبک (در مجموع حدود ۴۰هزار نفر) گردآوری کرد. راهبرد نظامی کراسوس از همان ابتدا بر پایه غرور و ناآگاهی از جغرافیای نظامی شرق بنا شدهبود. پادشاه ارمنستان به او پیشنهاد کرد از مسیر کوهستانی ارمنستان به ایران حمله کند، چرا که مناطق کوهستانی مانع مانور سوارهنظام ایران میشد. اما کراسوس با اتکا به قدرت درهمشکننده لژیونهایش، کوتاهترین مسیر را برگزید و مستقیماً وارد دشتهای باز و مسطح بینالنهرین شد؛ جایی که سواران قدرتمند ایرانی، انتظارش را میکشیدند.
تقابل دو دکترین؛ انضباط ایستا در برابر تحرک پویا
اُرد دوم، فرمانروای اشکانی که بر ایران حکومت میکرد، فرماندهی مقابله با این تجاوز را به «سورنا» سرداری جوان از خاندان اصیل «سورِن» سپرد. ارتش ایران در این نبرد، برخلاف ارتش روم، فاقد پیادهنظام بود. نیروی تحت امر سورنا تنها از ۱۰هزار سوارکار تشکیل میشد که به دو دسته کاملاً متمایز اما مکمل تقسیم میشدند؛ نخست، ۹هزار کماندار سواره (پیوْاَسپان) که نیروی اصلی و متحرک ارتش را تشکیل میدادند و دوم، هزار سوار سنگیناسلحه یا «کاتافراکت» (گریوانپان) که وظیفه درهمشکستن خطوط آسیبدیده دشمن را بر عهده داشتند. این تقابل، از نظر علم نظامی، رویارویی دو دکترین کاملاً متفاوت بود. روم بر آرایش متراکم، جنگ تنبهتن و قدرت ضربتی پیادهنظام زرهپوش (مجهز به شمشیرهای کوتاه گلادیوس و سپرهای بزرگ اسکوتم) تکیه داشت. در مقابل، تاکتیک ایرانی بر اصل عدم درگیری مستقیم، حفظ فاصله، آتش باران مستمر از راه دور و فرسایش روانی و جسمی دشمن استوار بود.
کمان مرکب و شلیک پارتی
پیروزی ایرانیان در حران که در ادامه به شرح مختصر آن میپردازیم، بیتردید ناشی از برتری تاکتیکی و مهارتهای فردی سربازان ایرانی بود. سلاح اصلی سواران ایرانی «کمان مرکب» نام داشت. این کمان را از ترکیب لایههای چوب، شاخ حیوانات (برای مقاومت در برابر تراکم) و تاندون (برای ایجاد نیروی کششی مضاعف) میساختند. طراحی منحصربهفرد این کمانها سبب میشد انرژی پتانسیل بسیار بالایی هنگام کشش ذخیره شود. براساس شبیهسازیهای تاریخی، تیرهای پرتاب شده از کمان مرکب ایرانی دارای سرعت اولیه و تکانه فوقالعادهای بود؛ به حدی که مورخان رومی مانند پلوتارک با شگفتی گزارش دادهاند تیرهای ایرانی زرههای زنجیری رومیان (لوریکا هاماتا) را میشکافت و گاهی دست سربازان را به سپرهای چوبی ضخیم آنها میدوخت. تاکتیک محوری دیگر، «شلیک پارتی» بود. سواران سبکاسلحه به سمت آرایش رومیان میتاختند و پیش از ورود به محدوده برد سلاحهای پرتابی روم (مانند نیزههای پیلوم)، وانمود به عقبنشینی میکردند. زمانی که لژیونرهای رومی برای تعقیب دشمن آرایش فشرده خود را میشکستند، سواران پارتی در حالی که اسبهایشان با سرعت به دور شدن ادامه میداد، بهطور کامل روی زین به عقب چرخیده و بارانی از تیر را به سمت تعقیبکنندگان شلیک میکردند. این انعطاف بدنی و مهارت سوارکاری بدون رکاب، ماشین جنگی روم را کاملاً فلج کرد.
شاهکار پشتیبانی و لجستیک؛ راز اصلی پیروزی ایرانیها
شاید بتوان ادعا کرد پیروزی ارتش ایران پیش از آنکه در میدان نبرد رقم بخورد، در برنامهریزی دقیق فرماندهی برای «آماد و پشتیبانی» (Logistics) ریشه داشت. این بخش، یکی از مهمترین و پیشرفتهترین مفاهیم نظامی به کار رفته در نبرد حران محسوب میشود که نیازمند تحلیلی عمیق و گسترده است. در دکترین نظامی دوران باستان، کمانداران معمولاً به عنوان نیروهای پیشآهنگ (Skirmishers) عمل میکردند. هر کماندار ظرفیت محدودی برای حمل تیر داشت (معمولاً یک ترکش حاوی ۳۰ تا ۶۰ پرتابه). در جنگهای کلاسیک، پس از آنکه کمانداران تیرهای خود را شلیک میکردند، یا از میدان نبرد خارج و یا مجبور به درگیری تنبهتن میشدند. کراسوس و فرماندهانش نیز دقیقاً با همین محاسبه کلاسیک وارد میدان شده بودند. آنها دستور دادند لژیونها آرایش دفاعی و فشرده بگیرند و منتظر بمانند تا ترکشهای سواران اشکانی خالی شود؛ آنگاه نوبت ضدحمله رومیها فرا میرسید.
اما سورنا ساختار جنگ باستان را با ایجاد یک «زنجیره تأمین سیار» دگرگون کرد. او یک قطار لجستیکی متشکل از حداقل هزار شتر بارکش را سازماندهی کردهبود که منحصراً وظیفه حمل مهمات ذخیره را بر عهده داشتند. این قطار پشتیبانی در فاصلهای ایمن، پشت خطوط درگیری مستقر شدهبود. محاسبات نظامی امروزی، ظرفیت حمل تیر در این مجموعه لجستیکی را چیزی حدود ۳میلیون پرتابه (تیر) برآورد میکند. این ذخیره راهبردی به سواران ایرانی اجازه میداد سیستم «آتش بیوقفه» را پیادهسازی کنند. کمانداران به دستههای متوالی تقسیم شدهبودند؛ دستهای به خط مقدم میتاخت و تیرهایش را شلیک میکرد، سپس به سرعت به سمت قطار شترها بازمیگشت، ترکشهای پر را میگرفت و در همان حال، دسته بعدی حمله را آغاز میکرد. این چرخه مداوم تأمین مهمات سبب شد آسمان دشت حران، از صبح تا غروب، لحظهای از باران تیرهای مرگبار خالی نماند. رومیان که انتظار پایان یافتن تیرها را داشتند، با کشف موقعیت شترهای بارکش و چرخه تأمین مهمات ایرانیها، دچار فروپاشی روانی شدند. این نخستین بار در تاریخ بود که یک سیستم لجستیک مستقل و سیار، مستقیماً به عنوان یک سلاح راهبردی برای حفظ آتش سرکوبکننده به کار گرفته میشد.
فروپاشی آرایش لاکپشتی و نقش سواران سنگیناسلحه
تاکتیکهای ترکیبی (Combined Arms) سورنا بینقص بود. رومیان در برابر باران تیرها مجبور شدند آرایش معروف «لاکپشتی» (Testudo) به خود بگیرند. در این آرایش، لژیونرها سپرهای مستطیلشکل خود را در کنار هم و بالای سرشان قرار میدادند تا یک دیواره دفاعی یکپارچه تشکیل دهند. هرچند این آرایش در برابر پرتابههای سبک مؤثر بود، اما در برابر تیرهای سنگین و پرشتاب کمانهای مرکب که با زاویههای تند فرود میآمد، بهشدت آسیبپذیر نشان داد. بسیاری از تیرها از درز سپرها عبور میکرد یا آنها را میشکافت. در این زمان بود که سورنا نیروهای ضربت خود، یعنی سواران سنگیناسلحه را وارد عمل کرد. هزار سوار زرهپوش که هم کلاهخود و هم اسبهایشان با فلسهای فلزی (Scale Armor) پوشانده شده بود و نیزههای بلندی به نام «کونتوس» در دست داشتند، با تکانهای خردکننده به صفوف فشرده رومیان یورش بردند. رومیان اکنون بر سر یک دوراهی مرگبار قرار داشتند: اگر آرایش فشرده لاکپشتی را حفظ میکردند، توسط سواران سنگیناسلحه زیر گرفته میشدند و صفوفشان از هم میپاشید و اگر برای مقابله با نیزهداران سواره صفوف خود را باز میکردند، بلافاصله هدف تیرهای کمانداران سبکاسلحه قرار میگرفتند. این هماهنگی میان دو یگان متفاوت، ارتش روم را در یک تله تاکتیکی گرفتار کرد که هیچ راه فراری از آن وجود نداشت.
پایان عبرتآموز دشمن متجاوز
«پوبلیوس» فرزند جوان کراسوس در تلاشی ناامیدانه برای شکستن محاصره، با هزار سوار ویژه و شماری از پیادهنظام به سمت خطوط ارتش ایران یورش برد. سواران دلاور ایرانی با استفاده از همان تاکتیک همیشگی، ابتدا به صورت کاذب عقبنشینی کردند تا پوبلیوس را از بدنه اصلی ارتش روم جدا کنند. سپس او را محاصره کردند و به همراه سربازانش از دم تیغ گذراندند. به این ترتیب، روحیه ارتش ۴۰هزار نفری کراسوس بهطور کامل در هم شکست. با فرا رسیدن شب، کراسوس که کاملاً فلج و دچار شوک شدهبود، به جای سازماندهی مجدد، ارتش را به حال خود رها کرد. افسران رومی دستور عقبنشینی شبانه به سمت شهر حران را صادر کردند و ۴هزار مجروح رومی در میدان رها شدند که روز بعد همگی توسط ایرانیان به اسارت درآمدند. چند روز بعد، کراسوس که با بقایای ارتش خود در مناطق کوهستانی گیر افتاده بود، در یک درگیری با سربازان ایرانی کشتهشد. از ارتش عظیم روم، بیش از ۲۰هزار نفر کشته شدند، ۱۰هزار نفر به اسارت درآمدند و تنها بخش کوچکی توانستند به سوریه فرار کنند.
پیامدهای یک پیروزی غرورآفرین
شکست حران زلزلهای سیاسی در روم ایجاد کرد. پرچمهای عقابنشان لژیونهای رومی (Aquilae) توسط ایرانیان به غنیمت گرفته شد که بزرگترین ننگ نظامی برای جمهوری روم محسوب میشد. مرگ کراسوس توازن قدرت در روم را برهم زد و کاتالیزوری برای آغاز جنگهای داخلی میان ژولیوس سزار و پومپه شد که در نهایت به فروپاشی جمهوری روم انجامید. از سوی دیگر، پیروزی ایرانیان بهطور قطع نشان داد حکومت ایران، قدرتی همتراز با روم است. رود فرات به عنوان مرز طبیعی و غیرقابل عبور میان دو ابرقدرت شرق و غرب به رسمیت شناخته شد. نبرد حران ثابت کرد پیروزی نظامی نه در گرو تعداد بیشتر نیروها یا زرههای سنگینتر، بلکه در گرو انطباق راهبرد نظامی با جغرافیا، بهرهگیری هوشمندانه از تحرک و از همه مهمتر، طراحی یک سیستم بینقص آماد و پشتیبانی است. این نبرد، سندی ماندگار از نبوغ نظامی ایرانیان در تاریخ باستان به شمار میرود.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.