به گزارش مشرق، رامین نصیری فعال رسانه در تلگرام نوشت:
از جنگ تحمیلی سوم الان تقریباً یازده روز میگذرد و آن چه که رژیم صهیونیستی و ایالات متحده در طول این ده روز از خود نشان داده است به معنای واقعی کلمه گیجی و منگی و سورپرایز شدن بوده است. عملاً آنچه که در ذهنهایشان داشتهاند محقق نشده است و برعکس با شگفتانههای جمهوری اسلامی ایران یک به یک مواجه شدهاند. محور عبری غربی در طول این یازده روز مهمترین اقداماتی که انجام داده است این است که در ساعات اولیه اقدام به ترور هدفمند رهبری و چندین تن از فرماندهان ارشد نظام کرد، در ادامه ادعا کرد که مقرها و اماکن مربوط به سپاه و ارتش را مورد هدف قرار خواهد داد، اما به یکبار شاهد موشک پراکنی چندین مرتبهای به مدرسهای در میناب و یک مدرسه دیگر در قزوین بودیم. سپس حمله به ساختمانهای مسکونی، شهرداریها، پاسگاههای نیروی انتظامی، پایگاهها و حوزههای بسیج، میادین اصلی شهر، راهها و آزاد راههای مواصلی بین شهری، انبار نفت، پایگاههای اورژانس، ورزشگاهها و سالنهای ورزشی، مؤسسات خیریه و ... بودیم. محلهایی که از حیث نظامی دستاورد و ارزش چندانی نداشته و عملاً نشان میدهد که رژیم و ایالات متحده در این مرحله دست به اقدامات بی فکرانه و بدون هدف مشخص هستند. اما اگر سؤال ما این باشد که دلایل اصلی و محتملی که به ذهن میآید برای حمله به این ساختمانها چه باشد به صورت خلاصه عبارت است از:
۱) دلایل دینی و توجیههای صهیونیستی و البته کینه و دشمنی ذاتی شخص نتانیاهو: نتانیاهو در سخنانی که پس از اعلام حمله تجاوزکارانه علیه ایران بیان کرد، تنها از تهدیدات امنیتی سخن نگفت؛ بلکه تلاش کرد با ارجاع به تاریخ و اسطورههای دینی یهود، جنگ را در چارچوبی تاریخی و حتی مقدس قرار دهد. او خطاب به اسرائیلیها گفت: «برادران و خواهران من، ما در آستانه جشن پوریم هستیم؛ جشنی که یادآور رویدادهایی است که ۲۵۰۰ سال پیش رخ داد. دشمنی که در تاریخ ما شناخته شده است… دشمنی که باید یادش از میان برداشته شود.» پوریم؛ جشنی که در سنت یهودی یادآور داستان نجات یهودیان از توطئه «هامان» در امپراتوری هخامنشی است. در روایت مذهبی این جشن، دشمنی وجود دارد که قصد نابودی یهودیان را داشته و در نهایت شکست میخورد. به همین دلیل، پوریم در حافظه تاریخی یهودیان به نمادی از پیروزی بر دشمنان تبدیل شده است. ارجاع به این جشن در شرایط تنش سیاسی یا نظامی میتواند پیام روشنی داشته باشد: تصویرسازی از یک دشمن تاریخی که تهدیدی وجودی محسوب میشود. البته در این سخنرانی شاید مهمترین بخش سخنان نتانیاهو اشاره به عمالیق بود. در متون مقدس یهودی، عمالیق یکی از دشمنان اصلی بنیاسرائیل محسوب میشود. در کتابهای تورات و سایر متون دینی، این قوم به عنوان نمادی از دشمنی و شر مطلق معرفی شدهاند. طبق متون مقدس، عمالیق از نسل عیصو برادر یعقوب (که به اسرائیل تغییر نام یافت) بودند.
عیصو و یعقوب دو برادر دوقلوی مشهور در تورات هستند که رابطهای پیچیده داشتند و جنگهایی میان نسلهای آنها در گرفته بود. در این تاریخچه، عیصو به عنوان یکی از اجداد عمالیق شناخته میشود. عمالیقها عمدتاً در مناطق مختلف نوار شرقی مدیترانه زندگی میکردند و برخی منابع تاریخی بیان میکنند که آنها در صحرای سینا و مناطقی نزدیک به مصر و سرزمینهای فلسطینی سکونت داشتند. با توجه به ویژگیهای جغرافیایی و بدوی این قوم، عمالیقها به عنوان یک قبیله نیمهصحراگرد و جنگاور معرفی میشوند. در برخی از این متون حتی دستور داده شده است که «نام و یاد عمالیق از زمین محو شود»؛ عبارتی که در طول تاریخ تفاسیر مختلفی درباره آن ارائه شده است. به همین دلیل، در فرهنگ دینی یهودی، «عمالیق» اغلب نمادی از دشمنانی است که تهدیدی وجودی (مانند ایرانیان و یا فلسطینیان) برای قوم یهود تلقی میشوند. یکی از معروفترین رویدادها که در آن عمالیق با بنیاسرائیل درگیر شدند، زمانی بود که بنیاسرائیل پس از خروج از مصر در صحرا حرکت میکردند. در این زمان، عمالیق به بنیاسرائیل حمله کردند و یکی از بزرگترین جنگها در تاریخ یهودیان در دره رفیدیم اتفاق افتاد. در این نبرد، موسی نبی با قوم بنیاسرائیل در برابر عمالیق جنگید و طبق متون مقدس، اسرائیلیها در نهایت موفق شدند و عمالیق شکست خوردند. این درگیریها و خصومتها در ادامه تاریخ یهودی ادامه پیدا کرد و کتاب تثنیه و دیگر کتابهای مقدس به شدت از دشمنیهای دائمی عمالیق با بنیاسرائیل سخن میگویند. اما چرا عمالیق در کتاب مقدس به این اندازه دشمن شناخته میشود؟
در کتاب مقدس یهودیان، عمالیق به عنوان نمادی از شر و دشمنی آشکار با قوم بنیاسرائیل معرفی شده است. در تورات، آمده که خداوند به بنیاسرائیل دستور داده بود که نسل عمالیق را از بین ببرند، چون این قوم در زمانهای مختلف به قوم اسرائیل حمله کرده و تهدیدی برای بقای آنها بودند. در کتابهای خروج و تثنیه، خداوند دستور میدهد که "ذکر عمالیق باید از زمین محو شود"، که نشاندهنده سطح خصومت و دشمنی است که عمالیق با بنیاسرائیل داشتند. در کتاب اول سموئیل، زمانی که شائول (پادشاه اسرائیل) با آگاغ، پادشاه عمالیق روبهرو شد، دستور داده شد که تمامی عمالیقها کشته شوند. این فرمان از آن جهت داده شد که عمالیقها در گذشته به اسرائیل حمله کرده بودند و به عنوان دشمنانی دائمی در نظر گرفته میشدند. بهرحال در فرهنگ یهودی، عمالیق نمادی از دشمنانی است که علیه خدا و مردم یهود دست به تهاجم زدهاند. عمالیقها در طول تاریخ یهودی بارها به عنوان «شر مطلق» و دشمنانی که باید نابود شوند، شناخته میشوند. از این رو، این قوم در تفاسیر دینی یهودیان به عنوان نماد همه دشمنان یهودیت و انسانهای بد معرفی شدهاند. این دیدگاه در بسیاری از تفسیرهای دینی و مذهبی یهودی ادامه یافته است و به همین دلیل در دورانهای مختلف، رؤسای دینی یهود هر گونه خصومت یا حملهای از سوی دشمنان اسرائیل را به نوعی با عمالیق پیوند میدهند.
حال اگر به صحبتهای بنیامین نتانیاهو در مورد ایران توجه کنیم، میبینیم که او در بسیاری از سخنرانیهای خود ایران را به عمالیق مدرن تشبیه کرده است. این مقایسه به طور خاص به دلیل دو عامل است:
اول) دشمنی دائمی: همانطور که عمالیق در طول تاریخ دشمنان بنیاسرائیل بودند، نتانیاهو سعی دارد تا ایران را به عنوان دشمنی دائمی و تهدیدی وجودی برای اسرائیل معرفی کند.
دوم) استفاده از استعارههای مذهبی: برای نتانیاهو، این تشبیه به عمالیق یک ابزار مفهومی و مذهبی است که به کمک آن میخواهد به اسرائیلیها و جهانیان نشان دهد که ایران تهدیدی شبیه به دشمنان یهودیان در تاریخ است.
البته این نخستین بار نیست که چنین تشبیهی از سوی نتانیاهو مطرح میشود. در سالهای گذشته نیز او در برخی سخنرانیها از استعارههای مشابه برای توصیف دشمنان اسرائیل استفاده کرده است. حتی در جریان رسیدگی به پروندهای در دیوان بینالمللی دادگستری، برخی وکلا به سخنان گذشته او اشاره کردند که در آن فلسطینیها با عمالیق مقایسه شده بودند.
در سالهای اخیر هم چندین نظرسنجی در اسرائیل نشان دادهاند که بخش قابل توجهی از جامعه این کشور نگاه امنیتی بسیار شدیدی نسبت به درگیریهای منطقهای دارد. برای مثال، یک نظرسنجی دانشگاه عبری در جریان جنگ غزه نشان داد درصد قابل توجهی از پاسخدهندگان معتقدند در مناطق درگیر غیرنظامی بیگناهی وجود ندارد. همچنین در برخی نظرسنجیهای امنیتی، بخشهایی از جامعه اسرائیل از سیاستهای تهاجمیتر در منطقه حمایت کردهاند. به نظر میرسد نتانیاهو همچنان با سواستفاده از مفاهیم دینی به قتلعام مردم بیگناه روی آورده و این بار در سودای نابودی ایران است که در آن ناکام خواهد ماند. حال با این توضیحات مبسوط بهتر میفهمیم که وقتی توجیه دینی و شرعی برای نابودی کامل ایرانیان دارد فلذا اقدام به حمله به همه زیرساختها و اماکن و محلها میکند و در این میان به چیزی جر نابودی فکر نمیکند.
۲) پایان یافتن لیست اهداف مد نظر محور عبری غربی: در این جنگ واقعیت آن است که بانک اهداف رژیم صهیونیستی و ایالات متحده آمریکا بسیار محدود بوده و عملاً توانایی اضافه کردن بانک اهداف ارزشمند را هم ندارد. به نظر میرسد که سناریو مد نظر محور عبری غربی مربوط به یک عملیات ویژه و برق آسا که در آن چندین تن از فرماندهان و مسئولین ارشد نظام به همراه رهبر انقلاب اسلامی به شهادت برسند و سپس اوضاع بهم ریخته و آشوبناکی که رقم میخورد ممکن بود تا عناصر تجزیه طلب و ضد انقلاب را وارد خیابانها کند عملاً با چالش و شکست مواجه شده و نقشه دومی هم برای این منظور نداشتند. فلذا بسیار محتمل است که به دلیل پایان یافتن بانک اهداف این چنین وحشیانه به اماکن و ساختمانهای خالی حمله ور میشود.
۳) عاصی ساختن مردم و ایجاد رعب و وحشت: تقریباً بر همگان عیان و آشکار است که جنگ یک پیامدی دارد، اما روایتهای مختلف از جنگ و آن چه که در اذهان از جنگ ساخته میشود به مراتب با اهمیتتر و تعیین کنندهتر است. تجربه جنگ دوازده روزه که در آن بسیاری از مردم اصلاً درک و حسی از جنگ نگرفتند و شرایط عادی و نرمال کشور با تلاشهای مسئولین کشوری و لشکری به منوال همیشگی به جلو رفت باعث شد تا در سومین جنگ تحمیلی نیز عملاً بسیاری از مردم دچار استرس و اضطراب نشده و با اعتماد و اطمینان داشتن نسبت به نیروهای مسلح پرتوان و قدرتمند ایرانی عملاً در خانههای خود مانده و هیچ گونه اقدام ناشی از وحشت و رعب و استرسی از خود بروز ندهند. دشمنان تصور میکردند که ازدحام و مراجعه همه مردم به فروشگاهها برای خالی کردن اجناس و یا مراجعه به پمپ بنزینها برای سوخت گیری و ... ممکن است تا بحرانی پیچیده و سخت را متوجه نظام سازد، اما در عمل اصلاً چنین موضوعی پیش نیامد فلذا به نظر میرسد که رژیم صهیونی و ایالات متحده در پاسخ به این مسئله خود اقدام به حمله کردن به اماکن مسکونی و ساختمانها و محلهای خدماتی کردند تا مردم را عاصی و وحشت زده کرده و به صورت ضمنی موجی از ناامنی و نارضایتی از عدم برخورداری از خدمات شهری را راه اندازی کنند. مضافاً اینکه تلقی کلی آمریکاییها و رژیم آن است که امروز در ایران هر کس که مشغول کار و فعالیت معمولی خویش است به نوعی در پازل جمهوری اسلامی بازی میکند و مستحق مرگ است. اما بهرحال این دست پر توان و بلند جمهوری اسلامی با ابزار ایمان و تقوا و موشک و پهپپاد است که رژیم و آمریکا را با استیصال و درماندگی رو به رو ساخته است.
۴) خالی کردن عصبانیت شدید خود از ملت شریف، انقلابی و با بصیرت ایران: واقعیت دیگر این است که رژیم صهیونیستی و ایالات متحده آن قدر در رسانههای خود ضد انقلاب و عناصر نفوذی در ایران را بزرگ و زیاد نمایش داده بودند که در نهایت خود نیز این دروغ بزرگ را باور کرده و تصور میکردند که در ایران جمعیت مخالفین نظام بسیار بسیار بالا بوده و امت حزب الله در اقلیت است فلذا تصور میکردند که از این تجاوزی که انجام داده بودند میباید حمایت و فرش قرمز پهن میشد، اما در عمل ملت با بصیرت و شجاع ایرانی مشت محکمی بر دهان ایشان کوبیده و نشان دادند که دچار خطای محاسباتی شدهاند. حضور فراگیر همه مردم ایران در میادین و خیابانهای اصلی شهر و سوگواری در عزای شهادت قائد امت و همچنین مطالبه گری برای پاسخ سخت و انتقام خون شهدا آن هم هر شب و آن هم به این صورت که بسیار فراگیر و با ازدحام همراه بود، عملاً رژیم و ایالات متحده را بسیار عصبانی و مغضوب کرد تا جایی که از سر استیصال و درماندگی شروع کردند به جنگ با ملت ایران و حمله به اماکن مسکونی و محلهای خدمات رسان به مردم.
۵) کلنگی کردن ایران و ایجاد زمین سوخته: یکی از برنامههای دشمنان ایران اسلامی در طول این سالها بلا شک مانع گذاری برای توسعه و جلوگیری از رشد و پیشرفت کشور است. در همین راستا هم سلسله برنامهها و فتنه انگیزیهای مختلفی را انجام دادهاند که معروفترین و عیانترین آن ایجاد ساز و کارهای پیچیده تحریم برای ایرانیان بوده است. اما در این جنگ تحمیلی سوم هم همچنان بر پیشبرد این راهبرد و برنامه همیشگی خود اصرار دارند و، اما این بار تلاش دارند تا با هدف قرار دادن زیرساختها و اماکن و محلهای خدمات رسان دولتی عملاً کلنگی شدن ایران اسلامی را شامل شوند.
۶) تضعیف نهادهای حکومتی و از بین بردن حاکمیت ملی: یکی از دلایلی که رژیم صهیونیستی و آمریکاییها تلاش دارند تا اماکن و محلهای خدمات رسان و رابط میان حاکمیت و ملت را مورد هدف قرار بدهند این است که تلاش دارند تا این ارتباط و همکاری و شراکت تاریخی مردم با حکومت در جغرافیای سیاسی ایران ابتر و ناقص بماند. در این زمینه تصور دشمنان بر آن است که با هدف قرار دادن نهادها و ساختمانهایی که به نحوی در اختیار حاکمیت است منجر به تضعیف نهادسازی حاکمیتی شده و در نتیجه منجر به سقوط و افول نظام میشود حال آن که نظام جمهوری اسلامی به مانند شجره طیبهای است که اصلها ثابت و فرعها فی السما بوده و این ریشه قوی و مستحکم آن باعث میشود تا با آسیب رسیدن به ساختمانها و ابنیههای حاکمیتی، عملاً خللی در گفتمان و ایده اصلی انقلاب اسلامی به وجود نیاید بلکه مویدی بر اندیشه انقلاب اسلامی و مقاومت بوده و عملاً منجر به بازتولید اندیشه مقاومت اسلامی در میان مردم میشود.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.