سرویس سیاست مشرق _ کاظم غریب آبادی، معاون امور حقوقی و بین الملل وزیر امور خارجه به تازگی طی سخنانی که ایسنا آنها را منتشر کرد درباره شرایط ایران برای پذیرش آتش بس در جنگ فعلی گفته است: یکی از این شرایط آن است که اطمینان حاصل شود اقدامات تجاوزکارانه تکرار نخواهد شد. کشوری که مورد تجاوز قرار گرفته است تا زمانی اقدامات دفاعی خود را ادامه میدهد که اطمینان پیدا کند آن تجاوز دوباره تکرار نخواهد شد.
او می افزاید: اگر قرار باشد آتشبسی برقرار شود یا جنگ متوقف شود، باید تضمینی وجود داشته باشد که اقدامات تجاوزکارانه علیه ایران مجدداً تکرار نخواهد شد؛ در غیر این صورت، اگر پس از چند ماه دوباره حملهای صورت گیرد، چنین آتشبسی فاقد معنا خواهد بود. [۱]
*درباره این سخنان مهم و مسئله شرایط ایران برای پذیرش آتش بس باید دانست که دستور رهبر شهید انقلاب اسلامی در خلال درگیری ۱۲ روزه نیز این بود که ایران هرگز زیر بار "صلح تحمیلی" نخواهد رفت. به این معنی که ایران بایستی با شرایطی دلخواه و پیروزمندانه از درگیری محدود یا از جنگ تمام عیار خارج شود نه اینکه آنرا اجبارا بپذیرد.
نظیر همان اتفاقی که در پایان جنگ ۸ ساله و در ماجرای قطعنامه ۵۹۸ روی داد.
این منویات و عقلانیت ها که نظیر آنها را در کلام آقای غریب آبادی نیز می بینیم اما در حالی است که طرف مقابل یعنی آمریکا و اسرائیل؛ یک طرف عهد شکن، دژخیم و بی اعتنا به هر مبنا و قاعده ای است.
این واقعیت نشان می دهد که اقلا در پای میز مذاکره و با امضا و کاغذ نمی توان انتظار هیچ توافق و قرارداد مطمئنی با این دشمن بی حیثیت و بی اصول داشت.
از طرفی درگیری و جنگ هم هرگز یک گزینه دائمی نیست و باید یک روز تمام شود.
پس چه باید کرد؟
برخی محافل تحلیلی معتقدند برای آتش بس با آمریکا و سگ هار او یعنی اسرائیل بایستی از الگوی آتشبس حزب ا... در جنگ های سابقش با رژیم صهیونیستی استفاده کرد. و این همان مدلی است که صهیونیستها به شدت از آن هراس دارند...
به این معنا که صهیونیست ها هیچ معنایی جز زور را نمی فهمند و به جای گفتگو و قرارداد فقط از منطق زور تبعیت می کنند. لذاست که باید رفتار آنها را در "میدان" تغییر داد و هر تضمینی را از بطن میدان جست.
یعنی باید آنها را در میدان مخیّر کرد. بین تصمیم به ایذاء و عملیات یا دریافت پاسخی کوبنده و شاید تغییر دهنده!
گزینه ای هم که آنها را به سمت این انتخاب سوق می دهد این است که نشانه ها و طلیعهی آن ضربه کوبنده تر یا پاسخ تعیین کننده را در قبال عملیات احتمالی خود از هم اکنون مشاهده کنند.
به این معنی که فرماندهان و مسئولان ذیربط ما باید اکنون که تمنّای جبهه مقابل برای تحمیل آتش بس آشکار شده؛ نشانه ای از آن ضربات کوبنده یا پاسخ تعیین کننده و تغییر دهنده را در میدان به رخ دشمن بکشند.
رهیافت این ضربه و پاسخ البته لزوما از مسیر به کارگیری سلاح های سنگین تر و موشک های کوبنده تر نمی گذرد!
در این باره و به عنوان پیشنهاد می توان به مقولاتی مثل "طراحی ارضی در پیوست عملیات موشکی" و یا "ترسیم دورنمای تغییردهنده" مثل حمایت موشکی از جبهه حزب ا... لبنان و ایضا از مقاومت عراق و یمن اشاره کرد.
ضمن اینکه گزینه فشردن شاهرگهای اقتصادی دشمن و متحدان او در تنگه هرمز و سایر سواحل خلیج فارس نیز روی میز است.
طبق پیشنهاد ارائه شده اگر شمّه ای از هریک از این گزینه ها به عنوان یک رهیافت دائمی به دشمن و در میدان نشان داده شود؛ صرفا آنگاه است که می توان به یک آتش بس یا متارکه جنگ واقعی و پایدار اندیشید.
اگرچه تأکید می شود که در مقابل دشمنی مثل اسرائیل و آمریکا همواره باید آماده و دست روی ماشه بود.