کد خبر 1792219
تاریخ انتشار: ۱۸ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۵:۲۵

به گزارش مشرق، اندیشکده تهران نوشت:

تهاجم آمریکا و اسرائیل به ایران که به شهادت رهبر انقلاب و جمعی از فرماندهان ارشد نظامی انجامید منجر به شکل‌گیری نبرد منطقه‌ای گسترده شده است. این گزارش با بررسی وضعیت موجود و توانمندی‌های طرفین، سناریوهای احتمالی پایان جنگ را از منظر احتمال وقوع و مطلوبیت برای امنیت ملی ایران ارزیابی می‌کند.

وضعیت موجود و پیشران‌های آینده جنگ

مهم‌ترین عامل نظامی ایران در این جنگ توان موشکی است. شواهد نشان می‌دهد ذخایر ایران توان ادامه نبرد برای چند ماه را دارد. از نظر اقتصادی، شاخص‌های کلان ایران تغییر چشمگیری نکرده اما در صورت طولانی شدن جنگ احتمال افزایش نارضایتی‌های معیشتی وجود دارد. در حوزه سیاسی، ایران از حمایت دیپلماتیک برخی قدرت‌ها مانند روسیه و چین برخوردار است. در داخل کشور نیز فضای اجتماعی بیشتر به سمت همبستگی گرایش پیدا کرده است. در مقابل، دشمن از برتری هوایی بهره می‌برد اما تداوم جنگ می‌تواند ذخایر پدافندی آنها را کاهش دهد. افزایش قیمت انرژی به‌ویژه نفت از مهم‌ترین پیامدهای جنگ برای آمریکاست. از نظر سیاسی، افکار عمومی آمریکا دچار شکاف شده اما پایگاه جمهوری‌خواهان از عملیات کوتاه‌مدت علیه ایران حمایت می‌کند. با توجه به این شرایط سناریوهای آینده جنگ به شرح ذیل است:

براندازی
مطلوب‌ترین هدف برای آمریکا و اسرائیل، تغییر نظام سیاسی ایران است. تحقق چنین سناریویی نیازمند عملیات زمینی گسترده است؛ امری که به دلیل تجربه‌های پرهزینه و مخالفت افکار عمومی آمریکا، بسیار بعید به نظر می‌رسد. در نتیجه، ممکن است تلاش شود از طریق تحریک اعتراضات داخلی و حمایت از گروه‌های اپوزیسیون، بی‌ثباتی در داخل ایران ایجاد شود. با این حال فضای اجتماعی پس از حملات و همبستگی عمومی مانع مهمی در برابر تحقق این سناریو محسوب می‌شود.

فروپاشی

در این سناریو دشمنان ایران تلاش می‌کنند با استفاده از گروه‌های تجزیه‌طلب و تروریستی، نوعی جنگ داخلی را در کشور ایجاد کنند. تحرکات برخی گروهک‌ها در مناطق مرزی نشانه‌هایی از آمادگی برای چنین سناریویی است. با این حال، آمادگی نهادهای امنیتی ایران و نگرانی برخی کشورهای منطقه از بی‌ثباتی گسترده در ایران اجرای این سناریو را با محدودیت‌های جدی مواجه کرده است.

مهار

در این سناریو، آمریکا تلاش می‌کند با تأثیرگذاری بر روند تعیین رهبری آینده، زمینه روی کار آمدن رهبری با رویکرد تعامل‌گرایانه‌تر با غرب را فراهم کند. هدف نهایی این سناریو محدودسازی برنامه هسته‌ای و موشکی و سیاست‌های منطقه‌ای ایران است. با این حال ساختار سیاسی جمهوری اسلامی، ترکیب مجلس خبرگان و حمایت اجتماعی از ادامه مسیر رهبری شهید، موانع مهمی برای تحقق چنین سناریویی محسوب می‌شوند.

آتش‌بس

در این سناریو با میانجی‌گری بازیگران بین‌المللی یا با اعلام پیروزی و خروج یکجانبه آمریکا جنگ به آتش‌بس منتهی می‌شود. محدودیت‌های نظامی و اقتصادی همه طرف‌ها می‌تواند زمینه چنین آتش‌بسی را فراهم کند. با وجود اینکه این سناریو نسبت به براندازی، فروپاشی و مهار برای دشمن مطلوبیت کمتری دارد اما در مقطع فعلی به نفع ایران نیز نیست؛ چرا که در سایر جبهه‌ها مانند لبنان یا عراق تنش‌ها ادامه می‌یابد و با تحریک ناآرامی‌های داخلی یا تحرکات مرزی فشارها علیه ایران حفظ خواهد شد و سایه جنگ مجدد همچنان بر سر ایران می‌ماند.

توافق

در این سناریو ایران و آمریکا به یک توافق سیاسی درباره برخی موضوعات مورد مناقشه دست می‌یابند و بخشی از مطلوبیت‌های خود را محقق می‌کنند.‌ این سناریو در کوتاه‌مدت قابل تحقق نیست و در آن اگر چه آمریکا و متحدان با وجود ضربات سنگین نمی‌توانند ایران را وادار به دادن امتیازاتی بیش از آنچه قبل از جنگ حاضر بود بدهد کنند. در این حالت، ایران با تحمیل هزینه‌های جنگ به آمریکا و متحدانش و احیای بازدارندگی خود آنها را به عقب‌نشینی وادار می‌کند. با این حال اینکه توافق احتمالی شامل چه مفادی باشد و داده و ستانده ایران در این توافق چه باشد به توان زورآزمایی در نبرد و آستانه تاب‌آوری طرفین در برابر انسداد طولانی‌مدت تنگه هرمز بستگی دارد.

جمع‌بندی

بر اساس ارزیابی سناریوها، احتمال تحقق براندازی و فروپاشی بسیار اندک، احتمال مهار اندک و احتمال نبرد فرسایشی و توافق متوسط و ارزیابی می‌شود. در میان گزینه‌ها، سناریوی آتش‌بس بیشترین احتمال وقوع را دارد، هرچند از نظر تأمین کامل منافع امنیتی ایران ایده‌آل نیست. در مقابل، سناریوی توافق بیشترین مطلوبیت را برای ایران دارد، اما تحقق آن در کوتاه‌مدت دشوار به نظر می‌رسد و نیازمند افزایش هزینه‌های جنگ برای آمریکا و تغییر شرایط راهبردی است.

*بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.