به گزارش مشرق، آسمان که به تاریکی مایل میشود، در محلههای تهران جمعیتی آرام آرام از خانههایشان بیرون میآیند. پرچمهای کوچک و بزرگ در دستشان، لو میدهد که به قرار هرشب به سمت میدانهای شهر میروند. در میانشان کودک خردسال، خانم جوان، پیرمرد، پیرزن و مرد جوان دیده میشود.
سه شبی میشود که محلههایی در تهران زیر بمباران و سروصدای پدافند و به تبع آن محلههایی در ایران، صحنه حضور خانوادههای ایرانی است که برای عزاداری امام شهیدشان و پاسخ به لفاظیهای دشمن به خیابان میآیند.
برعکس فراخوانهای طراحی شده دشمنان ایران که جمعیتی یکدست و مهندسی شده را به خیابان فرستادند تا به اسم مردم، خیابانهای ایران را به جنگ تروریستی بکشانند، این شبها محلههای تهران شاهد حضور جمعیتی واقعی از مردم است که برای ابراز خشمشان به متجاوزان به ایران به خیابان آمدند و این حضور ورای تصور برای کسانی که چشم طمع به ایران دوختهاند، پیامی روشن دارد.
این بار هم حریف اراده مردم نشدید
اتاق فکرهای صهیونیستی به تصور آنکه این بار، فکر همهجایش را کرده بودند، ترور رهبران ارشد ایران و فرماندهان نظامی را آغاز کردند. طرحریزی دشمنان بر این محور استوار بود که به محض به شهادت رساندن رهبر انقلاب، خیابانهای ایران مملو از جمعیتی خواهد شد که برای حمله نظامی آنها فرش قرمز پهن کردهاند و به تبع آن نیروهای مسلح تسلیم خواهند شد و راه برای تجاوز به خاک ایران و رژیمچنج هموار خواهد شد.
جدای از آنکه این امکان با توجه به ساختار سیاسی ایران چقدر به واقعیت نزدیک است، اما آنان روی حمایت مردمی برای تحقق اهدافشان، حساب ویژهای باز کرده بودند. این بار نیز طراحی با خطای راهبردی همراه بود.
شروع تجاوز علیه ایران، ترور رهبری که در رسانههایشان مدعی بودند که در پناهگاهی امن حضور دارد و کشتار غیرنظامیان خشمی بیسابقه را در مردم ایجاد کرد که با داغ از دست رفتن عزیزشان درهم آمیخت و تبدیل به حماسهای دیگر علیه دشمنان ایران شد و آخرین امیدها برای تغییر شرایط به تبع حمله نظامی در ایران نیز به ناامیدی تبدیل شد.
خوشحالی از جنگ در ژن ایرانیها نیست
واقعیت آن است که هرچقدر دشمنان روی مهندسی رفتار جامعه ایرانی و تغییر دیدگاه و نگاه آنان نسبت به تجاوز تمرکز کنند، اما آنچه نمیتوانند تغییر دهند، ویژگی هویتی خاص ایرانیان در نسبت با بیگانه است. تجاوز قدرت خارجی و ترور رهبری که دشمنانش برآورد درستی از میزان محبوبیتش نداشتند، شرایط مهندسی شده را به زیان دشمنان تغییر داد.
ایرانیان به واسطه ویژگی هویتی که انقلاب اسلامی آن را در آنها پررنگ کرده، تجاوز خارجی را منفور میدانند و با وجود هر نارضایتی در مسائل درونی کشورشان، اما قدرتهای خارجی را نامحرمانی میدانند که دلشان برای مردم نسوخته است، چه بسا که این نمایش دلسوزی با حمله به تمامیت ارضی کشور نیز آغاز شود.
به همین منظور است که شروع جنگ، حمله نظامی و حتی تلاش برای تفکیک قائل شدن میان مردم و نظام حکمرانی، نمیتواند مردم را نسبت به تجاوز خارجی بیتفاوت کند، چه رسد به آنکه بر مبنای خواست دشمنان از شروع آن خشنود شوند. نمونه عینی این مقابله و خروش نسبت به تجاوز را میتوان در خیابانهای تهران مشاهده کرد.
داغی که تبدیل به حماسه شد
سحر روز یازدهم ماه مبارک رمضان، ساعاتی پس از آنکه خبر شهادت امام امت بهطور رسمی اعلام شد خیابانهای ایران صحنه حضور مردمی داغدار بود که با پرچم ایران و تصویر امام شهیدشان به خیابان آمده بودند. گاهی علیه دشمن متجاوز شعار میدادند و گاهی برای امام شهیدشان عزادارای میکردند. صحنههایی که از حضور این مردم داغدار در رسانهها منتشر شد، پیامی روشن برای دشمنانی داشت که به امید تغییر شرایط در ایران، دست به ترور رهبرشان زده بودند.
این حضور خودجوش اما به همین نقطه محدود نماند. مردم داغداری که پس از شهادت امامشان همچنان لفاظیهای رئیسجمهور آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران را شاهد بودند را نمیشد در خانه نگه داشت. ساعاتی پس از آنکه دشمنان ایران به گمان اینکه خیابانها و محلهها از حضور جمعیتی که از حمله نظامی دشمن به خاک کشورشان خشنود هستند، پرخواهد شد، تهران شاهد حضور اندک اندک جمعیتی بود که این بار با همان پرچم و تصاویر امام شهیدشان نه میدان و خیابان مرکز شهر که در هر میدانی از محلههای دور و اطرافشان تجمع میکردند.
جمعیتی که با یک پرچم در این محلهها حاضر شدند بیش از تصور بودند. در تاریخ چندین سال گذشته این میزان حضور و شور مردمی در خیابانها و محلههای تهران تنها در سالهای پیش از انقلاب قابل مشاهده بود. این بار انگار ایرانیان داغ عزیزشان و خشمشان از این ظلم را تبدیل به حماسهای کرده بودند که به مثابه بیعتی دوباره با انقلاب اسلامی سال ۵۷ عمل میکرد.
پیام یک حضور حماسی خیابانی
حضور مردمی این شبها در خیابانها و محلههای تهران، چند پیام واضح برای دشمنان ایران داشت.
۱- جمعیت حاضر در میادین و خیابانهای شهرهای ایران، تکثر چشمگیر و قابل توجهی دارند. چیزی همانند تشییع پیکر حاج قاسم سلیمانی این شبها در تهران و دیگر شهرهای ایران قابل رؤیت است. این تکثر در تفاوتهای ظاهری و سن و سال جمعیت حاضر چشمگیر بود. نکته حائز توجه آنکه اغلب جمعیت حاضر در این تجمعهای مردمی، خانوادگی و به همراه فرزندانشان حضور پیدا کرده بودند. از این جهت حضور خانمها و کودکان در این تجمعات محلهای چشمگیر است.
۲- جمعیت عزادار در شب، در همان میدانهایی به عزاداری مشغول شدند که اتاق فکرهای صهیونیستی، طرح جنگ داخلی و درگیری خیابانی در آن ریخته بودند. حضور مردم که برخلاف جمعیت مهندسی شده که با پوشش خاص و ظاهری هماهنگ در خیابان رقم خورده بود، تصویری واضح از مردم واقعی ایران را به نمایش گذاشت که زیر سایه بمباران دشمن و در شرایطی خاص، برای عزاداری امام شهیدشان به خیابان آمده بودند.
۳- حضور محلهای در شرایطی اتفاق میافتد که تهران زیر آتش بمباران و تهدیدات دشمنان ایران قرار دارد، اما با این حال جمعیتی چشمگیر به خیابان آمدند. جمعیتی که نشان میداد جمهوری اسلامی ایران همچنان سرمایه اجتماعی پای کارش را دارد، حتی اگر امام شهیدشان نیز نباشد برای عزاداری و پاسداشت خون او به خیابان خواهند آمد.
۴- نهایتاً آنکه جمهوری اسلامی توانست این حضور خیابانی مردم را به امضای خاص خود تبدیل کند. جمعیتی که تودهوار و در نبود رهبر شهیدشان، داغ او و فقدانش آنها را به خیابان و برای مبارزه با دشمن متجاوز به خیابان کشانده تا پیامی روشن را به دشمن برساند که ترور رهبران ارشد باعث نخواهد شد که مردم میدان را خالی کنند.