از نگاه بسیاری از تحلیلگران، اصرار آمریکا بر مذاکره مستقیم بیش از آنکه یک ضرورت فنی باشد، یک هدف نمادین را دنبال می‌کرد.

سرویس سیاست مشرق- در میان انبوهی از گزارش‌ها و تیترهای خبری، در یک بسته کامل با نام «ویژه‌های مشرق» شما را در جریان مسائل مهم و اثرگذار از نگاه روزنامه‌های کشور قرار می‌دهیم.

در این ویژه‌نامه، نگاهی به آخرین مواضع جناح‌های سیاسی و تحولات مهم داخلی، خارجی، اوضاع اقتصادی و اجتماعی کشور انداخته می‌شود که مخاطبان بامطالعه آن به رهیافت‌های مهم، نکات و تأملات از سیر وقایع اثرگذار دست خواهند یافت، در این بخش با ما همراه باشید.

*********

شاید سخنی به گزاف نرفته باشد اگر بگوییم این روزها همه جهانیان چشم به مذاکرات ایران و آمریکا دارند و منتظرند تا ببینند نتیجه گفت‌وگوها و مذاکرات غیرمستقیم عراقچی و ویتکاف به کجا خواهند انجامید.

روزنامه اصلاح‌طلب آرمان ملی به تحلیل این مذاکرات پرداخته و نوشته است:

واقعیت این است که حداقل در مواضع اعلامی طرفین ایران و آمریکا هر دو موافق مذاکره هستند و از رسیدن به توافقی خوب صحبت می‌کنند. ترامپ از مذاکره به‌دنبال توافقی می‌گردد که از آن تحت عنوان دستاوردی بزرگ در قبال ایران یاد کند و ایران نیز در پی آن است که ضمن رسیدن به توافق بتواند به سمت و سوی رفع تحریم‌ها برود. نگاهی به مواضع طرفین در دور اول مذاکرات نشان می‌دهد که هم ایران و هم آمریکا نسبت به مذاکرات و رسیدن به توافق احتمالی برای رسیدن به نتیجه‌ای نسبتا مطلوب امیدوارند.

در بخشی دیگر از این گزارش آمده است:

چنانکه حداقل مرور صحبت‌های عراقچی وزیر امور خارجه و رئیس هیأت مذاکره‌کننده ایرانی و همچنین اظهارات ترامپ و جی‌دی‌ونس معاونش نشان می‌دهد که طرفین بیش از جنگ تمایل به مذاکره دارند. در این میان اگر تحولات پیرامون مذاکرات مثل دیدار اخیر نتانیاهو با ترامپ یا کانال‌های دیپلماسی ایران را مورد بررسی قرار دهیم خواهیم دید که گرچه آمریکایی‌ها بخش عظیمی از توانایی نظامی خود شامل ناوهای آبراهام لینکن، جرج بوش و جرالد فورد را راهی خاورمیانه کرده‌اند؛ اما به قرائت بسیاری این اقدام بیشتر جنبه روانی و فشار به ایران در جهت رسیدن به توافق با آمریکا است.

روزنامه اعتماد نیز در سرمقاله خود نیز خواهان مذاکره‌ای شده که چون برجام نبوده و می‌نویسد:

پرسش اصلی در این زمینه این است که آیا درباره راه‌حل‌های جمع‌بندی‌شده در حوزه هسته‌ای ازجمله نحوه غنی‌سازی، سرنوشت ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰درصد، موضوع کنسرسیوم یا توقف موقت فعالیت‌ها در داخل نظام اجماع نظر وجود دارد یا خیر. اگر قرار باشد تجربه‌ای شبیه برجام تکرار شود؛ به این معنا که تیم مذاکره‌کننده در ژنو یا هر نقطه دیگری به تفاهم برسد اما پس از بازگشت به تهران با مخالفت‌هایی مواجه شود که مسیر توافق را مختل کند، طبیعتا دستیابی به یک راه‌حل پایدار دشوار خواهد بود.

یکی از شروط طرف آمریکایی برای آغاز مذاکره، برگزاری گفت‌وگوی مستقیم و بدون واسطه بود؛ شرطی که از سوی ایران پذیرفته نشد. این مخالفت فقط یک اختلاف شکلی یا تشریفاتی نبود، بلکه به محاسبات سیاسی و راهبردی دو طرف بازمی‌گردد.

از نگاه بسیاری از تحلیلگران، اصرار آمریکا بر مذاکره مستقیم بیش از آنکه یک ضرورت فنی باشد، یک هدف نمادین را دنبال می‌کرد: نمایش قدرت. نشاندن ایران ـ که طی دهه‌ها خود را در تقابل با سیاست‌های واشنگتن تعریف کرده ـ پای میز مذاکره مستقیم، می‌توانست در قاب رسانه‌ای به‌عنوان «عقب‌نشینی» تهران تصویر شود.

چنین تصویری، حتی پیش از هر توافقی، یک امتیاز سیاسی برای آمریکا محسوب می‌شد. طبیعی است که ایران تمایلی نداشته باشد وارد زمینی شود که نتیجه نمادین آن از پیش طراحی شده بود که این تصویر حالا بهم خورده است.