کد خبر 1784374
تاریخ انتشار: ۲۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۲:۲۵

به گزارش مشرق، تقی دژاکام فعال رسانه در تلگرام نوشت:

دهه ۶۰ در دانشکده حقوق دانشگاه تهران یکی از استادان ما پیرمردی بود که گرایش عجیبی به رضاخان داشت. بارها دانشجوها از او درباره دیکتاتوری و بی‌سوادی و دست‌نشانده انگلیس بودن رضاشاه می‌پرسیدند و او از جواب طفره می‌رفت. یک بار در اواخر ترم بالاخره کوتاه آمد و اعتراف کرد که قبول دارم رضاشاه مردی بی‌سواد و دیکتاتور بوده است. بعد خودش بدون اینکه ما از او بخواهیم به حکایتی دربارۀ یکی از این بی‌سوادی‌ها و دیکتاتورمنشی‌های او اشاره کرد و گفت: روزی در رادیو گوینده، این غزل حافظ را می‌خواند که: «رضا به داده بده وز جبین گره بگشا...» رضاشاه عصبانی می‌شود که این چه شعری است و چرا اسم مرا این‌گونه یاد می‌کند. گفتند این شعر حافظ شیرازی است که صدها سال پیش گفته است. رضاشاه می‌گوید: من به این چیزها کاری ندارم، بگویید اگر می‌خواهند این شعر را بخوانند رضایش را حذف کنند و به‌جایش بگویند حسن به داده بده، حسین به داده بده، تقی به داده بده، هرچی باشد بجز رضا!

حوادث دی ماه امسال در کنار همه عبرت‌هایی که داشت، یک درس بزرگ هم داشت و دارد و آن اینکه ما فرزندانمان را فراموش کرده‌ایم، ما مسئولیت‌هایمان را انجام نداده‌ایم و حداکثر و به قول آن حدیث تکان‌دهنده تنها به تأمین نیازهای مادی و خوراک و پوشاک فرزندانمان اکتفا کرده‌ایم و تمام. فرزندانمان را رها کرده‌ایم در بیابان‌هایی پر از گرگ‌های درنده و دره‌هایی هولناک که در زمینی سبز و خرم و فریبنده پنهان شده‌اند.

شاید فکر کرده‌ایم که، چون خودمان تاریخ را می‌دانیم (اگر بدانیم!)، فرزندانمان هم به صورت پیش‌فرض تاریخ را می‌دانند و حواسشان هست که در مسیر درست تاریخ گام بزنند. در حالی که برخلاف ما، کسانی بوده‌اند و هستند که حواسشان جمع بوده و هست و تاریخ واژگونه و پر از تحریفی به فرزندانمان نشان داده‌اند و دهانشان را آب انداخته‌اند. از طرفی، چون فرزندانی اهل مطالعه تربیت نکرده‌ایم یا (اگر توجیهات ناموجه را بپذیریم) اجازه نداده‌اند تربیت کنیم، آنها با بازی‌ها سرگرم شده‌اند و گیم‌ها را جدی گرفته‌اند و در نتیجه هِر را از بِر تشخیص نمی‌دهند. دیکتاتورترین پادشاه تاریخ ایران را که حتی طرفداران منصفش هم از استبداد، از دزدی اموال و املاک و از بی‌سوادی شگفت‌آورش و از به باد دادن مناطق سوق‌الجیشی مهم شمال کشور به دست او حکایت‌ها نقل کرده‌اند، خوب می‌پندارند و از طرفی باسوادترین و پرمطالعه‌ترین، با سعه صدرترین، میهن‌دوست‌ترین، ملی‌گراترین، ساده‌زیست‌ترین، پاکدست‌ترین، باهوش‌ترین و ضد بیگاته‌ترین حاکم کشور را دیکتاتور معرفی می‌کنند.

درست است که انقلاب اسلامی در کنار این ریزش‌های تأسف‌بار، رویش‌های بسیار و ارزشمند و گوهرهای تابناکی هم داشته و دارد که افتخار علم و هنر و فناوری و قدرتمندی‌اند، اما اینها باعث نمی‌شود که نسبت به سرنوشت آن بخش ریزشی بی‌تفاوت باشیم و تأسف نخوریم و به فکر چاره و درمان این خسارت بزرگ نباشیم.

این هم درست که تربیت امری صرفاً درون‌خانوادگی نیست و به عوامل تأثیرگذار دیگری، چون محیط‌های آموزشی، محیط‌های رفاقتی، محیط‌های عمومی جامعه و نیز سازمان‌های دولتی و غیردولتی فرهنگی و رسانه‌های تأثیرگذار دیگر هم مربوط می‌شود، اما قبول کنیم که اگر خانواده، و به خصوص پدر و مادر و تربیت درون‌محیطی آن به‌درستی انجام شده باشد، تأثیرات سوء محیط‌های دیگر به حداقل می‌رسد. شاهد آن جوانان شجاع، دینمدار، آزاده و فهیمی است که در سال‌های فساد و تباهی و سراسرآلودۀ حکومت شاهنشاهی به صرف تربیت صحیح خانوادگی و انس با محیط‌های سالمی، چون مساجد و جلسات مذهبی، درست تربیت شدند و انقلابی بودند و پای کار آن ایستادند.

آری، آیندۀ روشن جوانان و فرزندان ما تنها به تأمین خوراک و پوشاک و کلاس‌های متنوع نیست؛ به تربیت اخلاقی و دینی، به یادآوری تاریخ و دعوت آنان به مطالعه آن، به نشان دادن دوست و دشمن واقعی فردی و اجتماعی هم است.

راستی من و شمای پدر و مادر آخرین کتاب جدی‌ای که خوانده‌ایم چه بوده و کی بوده؟ فرزندانمان چی؟ آنها آخرین مطالعه‌ای که داشته‌اند کی و چه بوده است؟

حوادث دی ماه امسال، اگر این درس بزرگ را به من و شما و مسئولان جامعه داده باشد که فرزندانمان را نباید به امید مدرسه و دانشگاه و دوست و رادیو و تلویزیون و رسانه‌ها رها می‌کردیم، آن‌وقت باید برویم سراغ تکالیف مربوط به این درس و از روی آن بارها و بارها مشق کنیم؛ بالاخره جلوی ضرر را از هرجا بگیریم منفعت است. فقط باید بجنبیم. تا همین حالا هم خیلی دیر شده است...

*بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.