کد خبر 1781718
تاریخ انتشار: ۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۶:۰۴

به گزارش مشرق، سعید سپاهی فعال رسانه نوشت:

اظهارات اخیر انصارالله یمن و حزب‌الله لبنان، صرفاً یک «هشدار دیپلماتیک» نیست؛ این یک اعلامیهٔ عملیاتی است که نشان‌دهندهٔ گذار از مرحلهٔ بازدارندگی منفعل به بازدارندگی فعال چندجبهه‌ایی است. این دوگانهٔ راهبردی، ستون‌های اصلی «دکترین دفاع در عمق» محور مقاومت را تشکیل می‌دهد.

۱. جبهه دریای سرخ: بازدارندگی از طریق انکار دسترسی (A۲/AD)

تهدید انصارالله برای هدف‌گیری ناوگان آمریکا در دریای سرخ، یک عملیات روانی نیست. انصارالله با بهره‌گیری از تجربهٔ جنگ دریایی، به قابلیت «انکار دسترسی» در یک آبراه حیاتی جهانی دست یافته است. پیام راهبردی واضح است: هر حمله به ایران، به‌معنای باز کردن جبهه‌ایی جدید و مسدود کردن شریان لجستیک غرب است. این، محاسبهٔ هزینهٔ حمله به ایران را به‌طور تصاعدی افزایش می‌دهد.

۲. جبهه شمالی: تهدید بازدارندگی نامتقارن کلاسیک

بیانات دبیرکل حزب‌الله، سطح تهدید را از «منازعه محدود» به «جنگ منطقه‌ایی» ارتقا می‌دهد. حزب‌الله تنها یک گروه شبه‌نظامی نیست؛ یک ارتش میدانی با توان موشکی بالستیک، پهپادی و نیروی انسانی آموزش‌دیده است که می‌تواند تمامیت ارضی اسرائیل و منافع آمریکا در شرق مدیترانه را هدف قرار دهد. اعلام بی‌طرف نبودن، در ادبیات راهبردی به‌معنای ورود تمام‌عیار به هر درگیری احتمالی است.

۳. دکترین دفاع چندلایه‌ایی

این دکترین، بخشی از یک معماری امنیتی بزرگ‌تر است:

لایه اول: دفاع مستقیم توسط نیروهای مسلح ایران.

لایه دوم: بازدارندگی منطقه‌ای از طریق متحدان نزدیک (محور مقاومت).

لایه سوم: ایجاد تهدید متقابل در آبراه‌های حیاتی جهانی (باب‌المندب، مدیترانه).

نتیجه آنکه، آمریکا و اسرائیل دیگر با یک «دولت-ملت» منفرد روبه‌رو نیستند، بلکه با یک اکوسیستم امنیتی به‌هم‌پیوسته مواجه‌اند که ضربه به هر بخش، کل سیستم را به حالت تهاجمی درمی‌آورد. این، همان «بازدارندگی از طریق تنبیه گسترده» است که عمق استراتژیک ایران را به هزاران کیلومتر دورتر از مرزهایش گسترش داده است. هر حرکت تخاصم‌آمیز، محاسبه‌گری‌های خود را دارد: آیا واشنگتن و تل‌آویو، آمادهٔ پرداخت هزینهٔ یک جنگ چندجبهه‌ایی در مقیاس قاره‌ای هستند؟

*بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.