به گزارش مشرق، ایلیا داوودی فعال رسانه نوشت:
در حوادث و آشوبهای اخیر، صحنههایی تلخ و نگرانکننده در برخی نقاط کشور رقم خورد که از حیث دامنه و نوع تخریب، پرسشهایی جدی را پیش روی افکار عمومی قرار داد. یکی از برجستهترین و در عین حال معنادارترین این صحنهها، حمله به مساجد و در مواردی به آتش کشیدن این اماکن مقدس بود؛ رخدادی که صرفاً در سطح یک تخریب فیزیکی قابل تحلیل نیست، بلکه واجد لایههای عمیق اجتماعی، سیاسی و هویتی است. برای فهم چرایی این مساله لازم است ابتدا تصویری جامعتر از ماهیت این آشوبها و اهداف طراحان و عاملان آن ترسیم شود.
نخست باید به این نکته توجه داشت که مساله در دی ۱۴۰۴ صرفاً «مساجد» نبود. نگاهی منصفانه و واقعبینانه به گستره تخریبها نشان میدهد بیمارستانها، مراکز امدادی، زیرساختهای خدمات عمومی، اموال عمومی و حتی داراییهای مردم عادی نیز از حمله و تخریب مصون نماندند.
سوزاندن خودروهای امدادی، تخریب مراکز درمانی و اخلال در شبکههای حیاتی خدماترسانی، به روشنی گواه آن است که هدف، صرفاً اعتراض یا بیان نارضایتی نبود، بلکه نوعی مواجهه همهجانبه با نظم عمومی و کلیت کشور در دستور کار قرار داشت. از این منظر، میتوان گفت آشوبگران نه با یک نهاد خاص، بلکه با «ایران» و مؤلفههای اصلی حیات اجتماعی آن که دین هم یکی از اصلیترین این مولفههاست، مساله داشتند؛ مؤلفههایی که امنیت، سلامت، رفاه و همبستگی ملی را تضمین میکنند. با این حال، در میان همه این اهداف، مساجد جایگاهی ویژه داشتند.
در دفاع مقدس ۸ ساله مساجد به عنوان مهمترین مراکز مقاومت شناخته میشدند. در آن دوران، مساجد نهتنها مکانی برای عبادت، بلکه پایگاههای اصلی سازماندهی نیروهای مردمی و جبهههای مقاومت بودند. بسیاری از عملیاتها و راهکارهای جنگی در مساجد برنامهریزی میشد و افراد از طریق مساجد به جمعآوری کمکهای مالی و انسانی برای جبههها میپرداختند. مساجد همچنین به کانونهای تقویت روحیه و همبستگی ملی تبدیل شدند و در تربیت نیروهای انقلابی و بسیجی نقش بسیار مهمی ایفا کردند.
امروز نیز مساجد همچنان به عنوان مراکز محوری مقاومت فرهنگی – اجتماعی - دینی عمل میکنند. در حقیقت، همانطور که در دوران جنگ تحمیلی، مساجد به عنوان سنگرهای معنوی و عملیاتی شناخته میشدند، در شرایط امروز نیز آنها در برابر تهدیدات مختلف فرهنگی و سیاسی، نقش بسیار حائز اهمیتی در حفظ وحدت و هویت ملی و دینی مردم ایفا میکنند. پرسش اصلی این است: چرا مسجد در آشوبهای اخیر، به عنوان نماد دینی و اجتماعی به یکی از اهداف مهم حمله تبدیل شد؟ پاسخ به این پرسش نیازمند توجه به چند محور اساسی است.
۱- نخستین محور، نسبت دشمنان و آشوبگران با اسلام سیاسی و نظام جمهوری اسلامی است. جمهوری اسلامی ایران از آغاز، هویتی دینی داشته و مشروعیت خود را برآمده از خواست و اراده مردمی میداند که در یک فرآیند تاریخی و انقلابی، نظامی مبتنی بر دین را برگزیدهاند. مساجد در این چارچوب، صرفاً مکان عبادت فردی نیستند، بلکه نماد پیوند دین، مردم و سیاست به شمار میروند. برای جریانهایی که با اصل اسلام سیاسی و حکومت دینی مخالفند و آن را مانعی در برابر منافع و مطامع استکباری خود میبینند، مسجد به طور طبیعی به یک هدف نمادین تبدیل میشود. حمله به مسجد، در این معنا تلاشی است برای ضربه زدن به یکی از ستونهای هویتی نظام و ارسال این پیام که ریشه دینی حاکمیت مورد انکار و نفی آنان است.
۲- کارکرد اجتماعی و امنیتی مساجد در بستر جامعه ایران نیز بسیار مهم است. تجربه چند دهه گذشته نشان داده است مساجد مهمترین و پایدارترین پایگاههای مردمی در دفاع از امنیت کشور، آرامش اجتماعی و حتی در بزنگاههای بحرانی همچون حوادث طبیعی، جنگها و ناآرامیها بودهاند. مسجد، محل تجمع نیروهای مردمی، سازماندهی کمکهای داوطلبانه و شکلگیری شبکههای اعتماد اجتماعی است. از نگاه دشمن و آشوبگر، این کارکرد یک تهدید جدی محسوب میشود، چرا که تا زمانی که چنین پایگاههایی فعال و زندهاند، امکان فروپاشی امنیت و گسترش هرجومرج به حداقل میرسد. بر همین اساس، حمله به مساجد با این تصور صورت میگیرد که اگر این پایگاههای مردمی تضعیف یا نابود شوند، انسجام اجتماعی و توان دفاعی جامعه نیز آسیب خواهد دید و راه برای ناامنی فراگیر هموار میشود.
۳- محور دیگر، درک دشمنان از نقش دین در استحکام نظام و جامعه ایران است. آنان بهخوبی دریافتهاند یکی از عوامل اصلی پایداری جمهوری اسلامی در برابر فشارها، تحریمها و تهدیدهای گوناگون، پشتوانه دینی آن و پیوند عمیق میان باورهای مذهبی مردم و ساختار سیاسی کشور است. برخلاف تحلیلهایی که از بیرون و حتی گاه از درون ارائه میشود، دین در جامعه ایران نه یک عنصر حاشیهای، بلکه بخشی از زیست روزمره و هویت جمعی مردم است. از این منظر، حمله به مسجد صرفاً حمله به یک ساختمان یا نهاد نیست، بلکه نوعی کینهتوزی علیه دین مردم و تلاشی برای شکستن این پیوند عمیق تلقی میشود. مسجدسوزی، در این چارچوب، حامل پیام خصومت با ایمان دینی جامعه و ارزشهایی است که بخش قابل توجهی از مردم با آن زندگی و از آن دفاع میکنند. برخلاف آنچه رسانههای معاند و حتی گاه برخی چهرههای داخلی کوشیدهاند القا کنند مبنی بر اینکه دین در جامعه ایران کمرنگ شده و مساجد دیگر کارکرد و فروغ گذشته را ندارند، آشوبهای اخیر به وضوح نشان داد این تحلیلها بیش از آنکه واقعبینانه باشد، برساخته و موهوم است.
اگر مساجد بیاهمیت و کماثر شده بودند، نه هدف حمله قرار میگرفتند و نه اینچنین مورد خشم و تخریب واقع میشدند. واقعیت آن است که مساجد همچنان از مهمترین پایگاههای اجتماعی، فرهنگی و مردمی کشور به شمار میآیند و اهمیت آنها نهتنها کاهش نیافته، بلکه در شرایط بحرانی بیش از پیش آشکار شده است. همین جایگاه و اثرگذاری است که آنها را در نگاه دشمن به هدف تبدیل میکند و همین امر، به روشنی گواهی است بر زنده بودن دین و نقش محوری مسجد در جامعه امروز ایران.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.