کد خبر 1779783
تاریخ انتشار: ۳۰ دی ۱۴۰۴ - ۰۹:۵۷

به گزارش مشرق، محمد رستم‌پور فعال رسانه نوشت:

یکی دستش را بانداژ کرده، یکی سر شکسته‌اش را، دیگری لنگ‌لنگان خودش را رسانده و آن یکی بی‌اختیار جای زخم‌ها و دردهایش را می‌فشارد؛ در میان جمعیتی که ۲۷ دی‌ماه در سالروز مبعث حضرت رسول‌الله(ص) آمده بودند حسینیه امام خمینی(ره) تا واکنش رهبر انقلاب به کشتار خونین مردم به دست تروریست‌های وحشی مسلح در پنجشنبه سیاه را بشنوند. آیت‌الله خامنه‌ای بعد از مقدمه‌ای درباره امکان زیر و رو کردن دنیا به دست اسلام، از حوادث تلخ این روزها با نام «فتنه» یاد کردند. فتنه به آزمایش سختی گفته می‌شود که امکان تشخیص حق از باطل را دشوار می‌کند. فتنه‌گر حادثه می‌سازد و بعد هم فضا را چنان به هم می‌ریزد که نتوان ردپای او را به درستی دید. بررسی و مرور بیانات رهبر انقلاب نشان می‌دهد چنین وصفی در میان رویدادهای پرفراز و نشیب پس از انقلاب اسلامی، تنها درباره رخدادهای عجیب و دشوار پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ از زبان ایشان بیان شده.

حتی ماجرای پردامنه و کشدار ناآرامی‌های ۱۴۰۱ که ترکیبی از فشار اقتصادی و انزوای بین‌المللی و تفرقه اجتماعی را علیه جمهوری اسلامی ایران به کار گرفت نیز فتنه خوانده نشد. از سوی دیگر، رخدادهای ۱۸ تا ۲۰ دی، آنچنان جهش خشونت‌بار و سویه خارجی پیدا کرد که بلافاصله شناسایی مرز خودی و دشمن را هویدا کرد. در نتیجه باید پرسید چرا لفظ و عنوان «فتنه آمریکایی» برای آشوب تروریست‌های مسلحی که به جان مردم افتادند، انتخاب شده. به نظر می‌رسد وجه مشترک فتنه ۸۸ و فتنه ۱۴۰۴ همان عامل پیروزی‌بخش ایران در جنگ ۱۲ روزه است. نخستین جرقه‌های آتشی که اعتراض بازاری‌ها را به یک خشونت کور سوق داد نیز علیه ۳ رکن ممتاز ایران در آن نبرد سنگین آمریکا و اسرائیل بر پا شد: رهبر انقلاب، اتحاد مردم و نیروهای مسلح. این گمان که جنگ شهری دی ۱۴۰۴ با اسلحه و پول و هدایت خارجی به واسطه جانفشانی نیروهای مظلوم بسیج و فراجا و به مدد آگاهی بهنگام مردم به پایان رسیده، خطاست، فتنه تازه آغاز شده؛ مانند روزهای پس از ادعای باطل تقلب در انتخابات که برادر را مقابل برادر قرار داد و فرزند را علیه پدر شوراند؛ چیزی شبیه فاصله‌ای که دوستان و اعضای خانواده‌ها پیدا کردند

در سال‌های ابتدایی دهه ۶۰ با کینه‌توزی و وسوسه‌های منافقین. تهدید پیش رو، واژگون‌سازی حقیقتی است که جمهوری اسلامی ایران را به مقابله در برابر تحرک تروریستی آشوبگرانی با روش داعش واداشته. دیر یا زود، تعداد شهدا و کشته‌ها اعلام می‌شود و تصاویر و ویدئوهایی از جان‌های عزیزی از مردم عادی که به تیر تروریست‌ها از پشت سر یا با قمه اوباش از روبه‌رو جان باخته‌اند، منتشر خواهد شد. آنگاه برای تطهیر آن وحشی‌هایی که مردم را سلاخی کردند و آمبولانس و کتابخانه و مسجد و حسینیه و بانک و خانه مردم را آتش زدند، در یک بازار مکاره جعل و دروغ، همه جان‌باخته‌ها را پای نیروهای خدومی که با دست خالی و کمترین امکانات از کیان و ناموس ایران دفاع کردند، خواهند نوشت.

اینجاست که غبار فتنه سنگین خواهد شد. اگر تا دیروز، بحث در تفاوت آشوب و اعتراض بود، فردا موضوع این خواهد شد که چه کسی با چه گلوله و چه سلاحی کشته شده؛ حتی اگر منافقین در بیانیه رسمی کشته شدن نزدیک ۴۰ تن از نیروهای رسمی خود در آشوب‌ها را اعلام کرده باشند، حتی اگر سخنگوی گروهک تجزیه‌طلب کرد از حضور رسمی در اغتشاشات حرف ‌زده باشد، حتی اگر تروریست‌ها آنیلای ۸ ساله و ملینای ۳ ساله و بهار ۲ ساله را جلوی پدر و مادرشان در اصفهان، کرمانشاه و نیشابور کشته باشند. مثل ویدئوی دلخراش ضجه زدن مادری بالای پیکر فرزندش که به دست تروریست‌ها کشته شده و همین حالا به اسم قربانی انقلابی که رضا پهلوی رهبری‌اش را بر عهده دارد، این طرف و آن طرف منتشر می‌شود یا «ریبین مرادی» دانش‌آموز ١٧ ساله عضو تیم فوتبال سایپا که شهادتش از شبکه خبر اعلام شد و حالا سوژه سیاه‌نمایی صفحات اینستاگرامی ضدانقلاب علیه جمهوری اسلامی ایران شده.

البته این فتنه شدید «آمریکایی» است، چرا که شخص رئیس‌جمهور آمریکا به صراحت و با همه امکانات در میدان وارد شده. حتی پیش از آنکه کار به سؤال و جواب خبرنگاران از او درباره نحوه ورود آمریکا به صحنه بکشد، وزیر خارجه دولت اول او مایک پمپئو از حضور رسمی نیروهای موساد در کف خیابان‌های تهران نوشت. فایننشال‌تایمز در گزارشی تفصیلی به کماندوهای آموزش‌دیده‌ای اشاره کرد که در لباس‌های متحدالشکل به خروج مردم از خانه‌ها و حمله به ساختمان‌ها و نیروهای انتظامی تشویق می‌کرده یا واشنگتن‌پست، ایده تجزیه ایران را نه‌چندان بد توصیف کرد.

«لارن ویلکرسون» رئیس دفتر وزیر سابق خارجه آمریکا و از نظامیان برجسته آمریکایی هم این روش را اینگونه توضیح داده که «کاری که نیروهای موساد و ام‌آی‌۶ و سیا در ایران انجام می‌دهند، این است که طوری رفتار می‌کنند که انگار شهروند ایرانی هستند و همزمان ایرانیان را در جریان تجمعات می‌کشند». با این همه، این آخرین نبرد نیست و پهلوی هم برنخواهد گشت. نسخه به‌روز سوریه‌سازی از ایران به زمان نیاز دارد و ۲ سال پیش روی ایران برای آمریکا و اسرائیل مانند همان ۲ سال آخر حکومت بشار اسد است، یعنی ترکیب فشار اقتصادی، تهدید نظامی و پیشنهاد مذاکره در سایه تهدید برای آنکه ایران نتواند از گزینه‌های جایگزین در کسب منافع ملی استفاده کند. غافل از آنکه ایران توانمندی بالایی در انعطاف زیستی خود با شرایط دارد و تهدید را به سرعت درک می‌کند و متناسب با آن، ایده و کنش طراحی می‌کند و از این رو است که از لحظه شکست، لحظه شکوه می‌سازد.

مانند آنچه در راهپیمایی ۲۲ دی رخ داد و حیرت و تعجب بسیاری از ناظران بین‌المللی را به دنبال داشت. آنچه لازم است، پایمردی بر همان توصیه همیشگی آیت‌الله خامنه‌ای است. اگر دشمن در پی «برادرکشی» است، باید «برادری‌سازی» به عنوان یک راهبرد اساسی مدنظر قرار گیرد. منافق و آشوبگر، پهلوی‌چی و تروریست، بیش و پیش از همه از «سیدمحمد حسینی‌بهشتی» متنفر بود. شهید بهشتی، فاصله‌ها را پر می‌کرد، سعه‌صدر داشت و لحظه‌ای و ساعتی از پیگیری و اقدام برای مسائل و مطالبات مردم فروگذار نمی‌کرد. از همین رو است که رهبر انقلاب این بار در نهی شدیدتر و صریح‌تر از اهانت به رؤسای قوای سه‌گانه پرهیز می‌دهند و همراهی و در میدان بودن مسؤولان در فتنه آمریکایی را می‌ستایند.

*بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.