به گزارش مشرق، کانال خیابان انقلاب نوشت:
درحالیکه سلطنتطلبان زبان به اعتراف شکست پروژه براندازی باز کردهاند، منافقین و گروهکهای تجزیهطلب به طور علنی از حضور خود در اغتشاشات و به هلاکت رسیدن نیروهایشان میگویند. گروهک تروریستی منافقین رسماً اعلام کرده است که در حوادث اخیر نقشآفرینی میدانی و تروریستی داشته است. این گروهک اعتراف کرده که در اغتشاشات اخیر ۳۸ نفر از نیروهای شورشی این گروهک به هلاکت رسیدهاند. سران گروهکهای تروریستی از جمله ربیوار آبدانان رئیس گروهک تروریستی پژاک، حسین یزدانپناه رئیس گروهک تروریستی پاک، عبدالله مهتدی و رضا کعبی رؤسای گروهکهای تروریستی کومله و دمکرات کردستان با صدور بیانیههایی اذعان داشتهاند که نقش فعالی در آشوبهای اخیر ایفا کرده و علاوه بر آشوبهای خیابانی در مواردی نیز به دنبال ایجاد آشوبهای مرزی و مسلحانه بودند.
عبدالله مهتدی، رئیس گروهک تروریستی کومله و از افراد حاضر در منشور همبستگی اپوزیسیون که پیش از این از حمله رژیم صهیونیستی به ایران حمایت کرده بود، ۱۴ دی ماه گفت گروهکهای تجزیهطلب فرایندی برای اجماع و حضور حداکثری با یکدیگر طراحی کردهاند. این گروهها همین که در رقابت با سلطنتطلبان برای خود جایی باز کرده باشند را کافی دانسته و آن را به عنوان دستاوردی جهت جذب بودجه از سرویسهای امنیتی غربی فاکتور میکنند. چنین مواجههای باعث میشود تا هرگونه اغتشاشی در کشور فارغ از اینکه به خروجی ادعایی در مورد براندازی برسد یا نه، برای گروههای تروریستی خارجنشین پیروزی محسوب شود. پروژه ترور و کشتار فارغ از هر نتیجهای، هرچقدر که در داخل منجر به مصیبت مردم میشود در خارج از ایران جشن گرفته شده و کاسبان آشوب بر خونهای ریخته شده پایکوبی میکنند.
اعتراف به شکست
۱۰ روز هم از زمانی که سلطنتطلبان با شعار «این آخرین نبرده» عوامل خود را دعوت به آشوب در خیابان میکردند گذشت و رضا پهلوی که مدعی بود در ایام منتهی به سالروز فرار پدرش از ایران، در تدارک مقدمات بازگشت است، به ایران بازنگشت. حالا خیابان به حالت عادی برگشته و مردم ایران تصویر واقعی خود را به رخ دنیا میکشند. این سیرک تکراری اپوزیسیون آویزان به خارجیها، همواره حاصلی جز شکست نداشته؛ شکستی که خود سلطنتطلبان نیز زبان به اعتراف درباره آن میگشایند. شهرام همایون، مدیر یک شبکه سلطنتطلب، اخیراً در گفتوگویی ناامیدانه گفت: «شکست خوردیم؛ هیچ امیدی به بقای اپوزیسیون ندارم!» او حتی کنایه امام به اپوزیسیون خارجنشین را نیز نقل کرده و آن را شرح حال خود میداند: «بهقول آقای خمینی که گفته بود «آنهایی که به خارج از ایران رفتند یا دق میکنند یا دیوانه میشوند»، من هم به دیوانگی رسیدم!»
این اعترافات در حالی منتشر میشود که همین چند روز پیش محسن بنایی، یکی از چهرههای نزدیک به رضا پهلوی سرمست از اتفاقات خیابانهای ایران و کشته شدن مردم توسط عوامل موساد، این کشتهسازی را توجیه کرده و میگفت: «جنگ است و یک میلیون کشته میخواهیم.» خود رضا پهلوی هم که پیش از این مدام فراخوان منتشر کرده و مدعی بود «در حال آمدن به ایران است»، بعد از فروکش کردن آشوبهای خیابانی، در واکنش به منتقدانش که او را مسئول کشته شدن مردم میدانستند، گفت: «این تبعات جنگ است.» پهلوی که هر روز فراخوان جدیدی برای آشوب منتشر میکند، در ادامه مدعی شده است که او به مردم نگفته که وارد این جنگ شوند.
اعتراف به شکست پروژه آشوب محدود به پهلوی نیست و دیگر چهرههای اپوزیسیون نیز همین حرف را تکرار میکنند. مسیح علینژاد هم که به طور مداوم گدایی حمله نظامی خارجی به ایران را میکند، بعد از فروکش کردن آشوبهای خیابانی گفت: «من خستهام از چپ و راستی که به من بابت درخواست تهاجم نظامی به ایران حمله میکنند، میخواهم فریاد بزنم که ما پیروز نمیشویم و این فرصت را نیز مثل زن زندگی آزادی از دست میدهیم.»
تنفس مصنوعی از دود آشوب
یکی از پروژههای کارمندان سایبری گروهک منافقین این است که حضور خود در هر آشوبی در ایران را به اثبات برسانند. در ماجرای ۱۴۰۱ ویدئوهایی توسط عاملان این گروه در داخل ایران ضبط میشد که بعضاً مورد تمسخر نیز واقع شد. مثلاً برخی عوامل منافقین در مکانی خلوت نام مسعود و مریم رجوی را فریاد میزدند و این گروهک تروریستی با انتشار آن مدعی نقشآفرینی در آشوبها میشد. علاوه بر این یکی از دستور کارهای رسانهای این است که هر موضع رسمی در ایران که به نقش گروهک منافقین اشاره داشت جهت قدرتنمایی مصادره میشد و رسانه منافقین با عنوان اعترافات رسمی به حضور منافقین، با افتخار آن را منتشر میکرد. اینکه گروهک تروریستی منافقین حتی پس از شکست پروژه آشوب نیز حاضر میشود ننگ آن را به جان خریده و به هر قیمتی ابراز وجود کند، نشان میدهد منافقین نمیخواهند در رقابت با اپوزیسیون برای کاسبی، سرش بیکلاه بماند. برای آنها دیگر براندازی مهم نیست و این اصل بر مناسباتشان حاکم است که «بدنامی بهتر از گمنامی است.» برای گروهکی که جهت ادامه حیات خود مجبور شده است برخی نیروهایش را مأمور به گدایی در خیابانهای اروپا کند، هر آنچه که بتواند تنفس مصنوعی به این حیات بدهد، مطلوب است. بنیاد هابیلیان که پرونده حقوقی شهدای ترور را پیگیری میکند در گزارشی افشا کرده بود که برخی کودکان اعضای سابق منافقین که در سال ۱۹۹۱ به دستور مسعود رجوی از پدران و مادران خود جدا شده و به اروپا فرستاده شدند، با افشای مناسبات این فرقه اعلام کردند که به دستور رجوی از وجود آنها برای گدایی در خیابانهای آلمان استفاده شده است و تنها زمانی میتوانستند به محل نگهداری خود بازگردند که رقمی بین ۱۳۰ تا ۲۶۰ مارک از مردم گدایی کرده باشند.
برای گروهکی که از پادویی صدام به دریوزگی ترامپ افتاده، هرگونه تصویری که بتواند در راستای ضریب دادن به ادعای حضور در آشوبهای ایران کمک کند مزیت محسوب میشود. این گروهک با تجمیع کردن چنین ادعاهایی نهادهای امنیتی غربی را مجاب میکند که به حمایتهای خود از این گروهک ورشکسته و منفور ادامه دهند.
بازی تکراری همبستگی و گسستگی
گروهکهای تروریستی و تجزیهطلب برای اینکه رقابت را به سایر چهرههای اپوزیسیون در کاسبی براندازی نبازند، دو راه در پیش گرفتهاند. نخست اینکه تصویر هر آشوبی را بزرگنمایی کرده و خود را شریک آن نشان دهند و دوم اینکه به فرمان سرویسهای امنیتی غربی، در کنار یکدیگر و هماهنگ با سایر اپوزیسیون عمل کنند. این رویکرد در ۱۴۰۱ منجر به منشور همبستگی شد که در آن سلطنتطلبان، چهرههای منفرد و عبدالله مهتدی، رئیس گروهک کومله در کنار یکدیگر نشسته و عکس یادگاری گرفتند. این منشور اما دوماه هم دوام نیاورد و رقابت گروههای ایرانی برای افزایش سهم خود از کاسبی براندازی خیلی زود به جان هم افتادند. این سناریو در ۱۴۰۴ نیز دوباره تکرار شد. گروهکهای تجزیهطلب کردی که با یکدیگر اختلافات فاحشی بر سر هدایت پروژه تجزیه و مصادره آن دارند، این بار رسماً اعلام هماهنگی با یکدیگر کرده و در اتحادی نانوشته با سلطنتطلبان و منافقین، همزمان دست به اقدامات مسلحانه ضدایرانی زدهاند. بعد از شکست براندازی، همبستگی ۱۴۰۴ نیز مجدداً فروپاشید و در چنددستگی تجمعات لندن، پاریس و لسآنجلس بروز پیدا کرد. در لسآنجلس دعواهای اپوزیسیون نهایتاً منجر به این شد که یک نفر از حاضران با کامیون خود را به افراد حاضر در تجمع بکوبد. در لندن نیز سلطنتطلبان، تجزیهطلبان و منافقین هر یک تجمع خود را مجزا از یکدیگر برگزار کرده و بار دیگر به تنظیمات کارخانه بازگشتند. این گروهها در زمان هر آشوب و بحرانی علیه ایران با هدایت نهادهای امنیتی غربی به طور یکپارچه علیه کشور بسیج میشوند و بعد از پایان پروژه برای کسب سهم بیشتر از غنائم به جان هم میافتند.
اپوزیسیون ابایی از بودن کنار تروریستها و تجزیهطلبها ندارد
هماهنگی اپوزیسیون با تجزیهطلبان در زمان بحران اثبات میکند که این گروهها هیچ پایبندی به تمامیت ارضی ایران نداشته و به هر قیمتی به دنبال کسب سهم از کیک فروپاشی ایران هستند. در زمان حمله نظامی رژیم صهیونیستی به ایران گزارههایی مطرح شده بود که اسرائیل به رضا پهلوی گفته است پس از نابودی ایران، او صرفاً حاکم بخش مرکزی خواهد بود. علاوه بر این، سابقه خاندان پهلوی در ماجرای تجزیه بخشهایی از خاک ایران همچون بحرین و آرارات و همچنین سابقه همکاری سلطنتطلبان با گروهکهای تجزیهطلبی همچون کومله که در منشور شکستخورده همبستگی علنی شد، دلایلی هستند که عدم پایبندی اپوزیسیون به تمامیت ارضی ایران را اثبات میکند.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.