کد خبر 1779397
تاریخ انتشار: ۲۹ دی ۱۴۰۴ - ۰۶:۴۸

رضا پهلوی فرزند محمدرضا طی روزهای گذشته در حالی به‌دنبال رهبری ایران است که مواضع او پی در پی با سخنانش متفاوت است. ماجراهای محمدرضا و رضا، انسان را به یاد ماجرای «هلندی سرگردان» می‌اندازد.

به گزارش مشرق، رضا پهلوی فرزند محمدرضا طی روزهای گذشته یک نشست خبری با محوریت اعلام برنامه‌های خود برگزار کرد.

سخنان وی در این نشست خبری، تناقض‌های بسیاری را به همراه داشت؛ مواضعی که نه تنها با گذشته دور در زمان پدر او بلکه با سخنان دو یا سه سال اخیر خودش نیز تناقض‌ دارد.

او در بخشی از این نشست گفت: «جهان نیازی به فرستادن سرباز به ایران ندارد مردم شجاع ایران سربازان در میدان هستند که در حال مبارزه با رژیم هستند.»

* رضا پهلوی: ترامپ مردی است که به حرف خود عمل می‌کند

رضا پهلوی در بخش دیگری از این نشست گفت: «بسیار روشن است. دونالد ترامپ گفت اگر حکومت ایران مردم ایران را بکشد، پیامد جدی خواهد داشت. مردم ایران این سخنان را باور کردند. او مردی است که به حرف خود عمل خواهد کرد.»

این سخنان رضا پهلوی در ستایش نشان می‌دهد که او حافظه تاریخی خوبی ندارد و رنج‌های پدرش را هم از یاد نبرده است. رنجی که پدرش را جان به لب کرد تا به او فقط برای چند روز اجازه حضور در آمریکا داده شد.

* چگونه نیروهای مسلح ایران به رضا پیوسته‌اند ولی او باز هم دنبال حمایت خارجی است

او در بخش دیگری از مواضع و سخنان خود مدعی است که نیروهای بسیاری از ارتش و سپاه به او پیوسته‌اند؛ این سخن با گفته‌های اخیرش متناقض است. باید از او پرسید اگر افراد بسیاری از نیروهای مسلح به او پیوسته‌اند پس چرا به‌دنبال جلب حمایت خارجی است تا تاج و تخت را به او بازگردانند.

اگر فقط این دو موضع از رضا پهلوی با مواضع پدرش که او داعیه‌دار ادامه حکومت اوست،‌ مقایسه کنیم؛ متوجه خواهیم شد که رضا، مصداق همان قول معروف است که می‌گویند؛ «پسر کو ندارد نشان از پدر تو بیگانه خوانش مخوانش پسر».

* کارتر: شاه به درک!

جیمی کارتر،‌ رئیس‌جمهور وقت آمریکا که طی ماه‌های اخیر سلطنت محمدرضا با حضور در ایران در شب سال نوی میلادی، شاه را بهترین دوست خود خطاب کرده بود، نیز حاضر به پذیرش او در آمریکا نبود.

حتی بهترین دوستان شاه، کسینجر و راکفلر نیز در ابتدا نتوانستند مجوز ورود او را به آمریکا بگیرند.

مسئله آنجا غم‌انگیزتر می‌شود که وقتی معاونان کارتر، با تردید به او پیشنهاد ورود شاه به آمریکا با نام مستعار را می‌دهند، کارتر می‌گوید: «شاه به درک! حاضر نیستم در حالی که نقاط دیگری برای رفتن و زیستن او وجود دارد، به او اجازه ورود به کشورم را بدهم.»

* بی‌وفایی یانکی‌ها به دوست قدیمی

جیمی کارتر همان فردی است که مدتی قبل در آذر سال ۱۳۵۶ در تعطیلات سال نو میلادی به تهران آمد و محمدرضا را بهترین دوست خود خوانده بود.

دو ماه بعد از سفر شاه به آمریکا جیمی کارتر در فاصله دیدارهای رسمی خود از ورشو در شب سال نو میلادی وارد تهران شد؛ شاه از چشم‌انداز این سفر به هیجان آمده بود.

محمدرضا و فرح در فرودگاه مهرآباد از کارتر و همسرش روزالین استقبال کردند؛ پس از انجام مراسم رسمی در فرودگاه شاه ورود مهمانان برجسته‌اش را خوش آمد گفت و کارتر را دوستی عالی قدر و مهمانی عزیز خطاب کرد.

شاه بی‌نهایت از سفر کارتر به ایران خوشحال بود چرا که حکومت ایران توسط عفو بین‌الملل به دلیل موارد نقض حقوق بشر شکنجه و اعدام مخالفان خود محکوم شده بود اما اکنون این سفر از یک سو نشان دهنده حمایت دولت آمریکا از حکومت شاه داشت و از سوی دیگر، می‌توانست شاه را فردی معرفی کند که توانسته رضایت خاطر رئیس‌جمهور آمریکا را درباره مسئله حقوق بشر فراهم کند.

محمدرضا شاه در ملاقات با کارتر به او فهماند که زندانیان سیاسی در ایران در راستای سیاست‌های منطقه‌ای خود آمریکا آمریکاست؛ در این سفر جیمی کارتر بعد از صرف شام در ضیافت کاخ نیاوران از احساسات عمیق و ویژه خود نسبت به شاه ایران گفت و نخستین گیلاس مشروب سال نو میلادی را به سلامتی شاه نوشید.

هیچ‌فردی آماده شنیدن چنین عباراتی از رئیس جمهور آمریکا نبود این سخنان کارتر خارج از برنامه‌ریزی قبلی بود که توسط مشاورانش تنظیم شده بود؛ سخنان کارتر حتی دیپلمات‌های آمریکایی حاضر در ضیافت را هم شگفت زده کرده بود.

* چرا رضا از محمدرضا عبرت نمی‌گیرد

رضا پهلوی در زمان فرار پدرش از ایران، یک جوان ۱۸ ساله بود؛ او در نقاط مختلفی از جمله در مصر، مراکش، پاناما، مکزیک و آمریکا همراه پدرش بوده و شاهد رنج‌های او و عدم حمایت‌های آمریکا از پدر تاج‌دار خود بود اما باز هم به‌دنبال حمایت آمریکاست.

کشوری که با وجود خدمات بسیار پدرش به آن، حتی اجازه نداد برای درمان سرطان در آن کشور بستری شود تا قبل از وخامت اوضاعش درمان شود. البته این اجازه به او داده نشد تا حالش وخیم شده و بنابر برخی گفته بین ۷ تا ۱۵ کیلوگرم از وزن خود را از دست بدهد.

این اجازه بی‌فایده آنجایی خود را بی‌اثرتر نشان می‌دهد که به محمدرضا اجازه داده شد فقط سنگ صفرا را از بدنش خارج کند، در حالی که موضوع اصلی بیماری او سرطان لنفوم بود.

امیر اصلان افشار رئیس تشریفات دربار در یکی از مکالمه‌های خود با محمدرضا می‌گوید:«به آمریکایی‌ها بگو مگر هر چه می‌خواستند برای آن‌ها انجام ندادم؟ من که همه عمر خود را صرف خواسته‌های آن‌ها کردم. پس چرا اجازه نمی‌دهند به آمریکا سفر کنم.»

* محمدرضا پهلوی در پاناما - ۱۳۵۸

* کارتر: نمی‌خواهم بوی گند شاه در آمریکا بپیچد

جیمی کارتر در دفتر خاطراتش جمله‌ای نوشته بود که برای شخصی که اخیراً شاه را ستایش کرده بود عجیب به نظر می‌رسید.

کارتر این‌گونه نوشت: «عقیده دارم که اگر بوی گند شاه در کشور ما به مشام برسد نه برای ما خوب است و نه برای خود او.»

محمدرضا از برخورد آمریکایی‌ها گیج و مبهوت شده است؛ در حالی که طبق مقررات اداره مهاجرت آمریکا هر خارجی که یک میلیون دلار سرمایه به آمریکا منتقل کند می‌توانست بدون روادید وارد آمریکا شود و اجازه اقامت خارج از نوبت دریافت کند اما در حالی که محمدرضا میلیاردها دلار دارایی منقول و غیرمنقول در این کشور داشت او را به آمریکا راه نمی‌داد.

* «هلندی سرگردان» ماجرایی که مخصوص خاندان پهلوی است

در روزهایی که محمدرضا در جهان سرگردان بود؛ هنری کسینجر وزیر خارجه سابق آمریکا در ضیافت شام دانشگاه هاروارد نیویورک طی سخنانی می‌گوید این درست نیست که ایالات متحده آمریکا، با شاه، دوست و متحد ۳۷ ساله‌اش مثل هلندی سرگردان که به دنبال بندری برای پهلو گرفتن و پناه جستن است، رفتار می‌کند.

هلندی سرگردان از کهن‌ترین افسانه‌های غربی است؛ داستان مربوط به یک کشتی ارواح است که دچار طلسمی شیطانی شده که باعث می‌شود این کشتی برای همیشه در دریاها سرگردان باشد و هیچ‌گاه لنگر نمی‌اندازد، هلندی سرگردان به علت ارتکاب قتل یا محاربه با خدا محکوم به سفری است بی‌پایان.

افزون بر این هر کس با کشتی شبح‌گون او تماس بگیرد، دچار نفرین خواهد شد؛ حالا در طوفان انقلاب کشتی محمدرضا بی‌شباهت به هلندی سرگردان نیست.