به گزارش مشرق، محمد رستمپور فعال رسانه نوشت:
سه روز پس از پنجشنبه سیاهی که آشوب از شهرهای متعددی شهید گرفت و آتش به اموال عمومی مانند خودروها و مغازههای مردم با طبقات مالی متفاوت انداخت، رسانههای اجتماعی بومی و خارجی که مصرف رسانهای عمده ایرانیان را تشکیل میدهد؛ به دلیل مسدودسازی اینترنت با هدف اخلال در ارتباطات سازماندهیشده تروریستها همچنان قطع هستند. این تصمیم، از آخرین ساعات پنجشنبه شب که اعتراضات را به شکلی وحشیانه به خشونتی بیحدوحصر تبدیل کرد و از شعاردهی و تجمع به حمله به مراکز انتظامی و پایگاههای نظامی رسید، اعمال شده است و به دلیل اتکای قابل توجهی خدماترسانی در حوزههای گوناگون به اینترنت، اخلال موقتی در ارائه این خدمات ایجاد کرده. با این همه بیشتر از هر چیز، نبود دسترسی به رسانههای اجتماعی خارجی و به صورت مشخص، تلگرام و اینستاگرام خودنمایی میکند. اگرچه نباید از این نکته غفلت کرد که رسانههای اجتماعی بومی هم با اختلال روبهرو هستند و عملاً امکان اطلاعیابی از رخدادها جز از طریق رسانههای رسمی مانند وبگاههای خبرگزاریها، رادیو و تلویزیون یا مطبوعات ممکن نیست.
در پنج سال گذشته به دلیل تکثر رسانهای پدید آمده، رسانههای اجتماعی بزرگ مانند تلگرام و اینستاگرام و تا اندازهای یوتیوب به دلیل توسعه قابلیتهای تولید و نشر محتوا و ترجیح عمومی به ارتباطات تعاملی و همچنین تصویری شدن ذهن در دریافت محتواها، سهم ویژهای از مصرف رسانهای پیدا کردهاند. در نتیجه، اعتنا به محتواهایی که بازدید و پسند بالاتری نیز دریافت کنند؛ بالاتر رفته و تولید محتوا کاملاً متأثر از الگوریتم و فرمولهایی شده که در پی کسب توجه بیشتری هستند. با رشد باتهای هوش مصنوعی پرشماری که ورودی محتوا برای تجزیه و تحلیل و ارائه به کاربر را از کلانسایتهایی مانند ویکیپدیا و یوتیوب و ردیت میگیرند؛ گویی سایتهای کوچکتر، تخصصیتر و محلی از حالت درگاهی خارج شده و ترجیح دادهاند به بخشی از همان کلانسایتها تبدیل شوند. برای نمونه میتوان از صفحات رسانههای محلی شهرهای مختلف ایران نام برد که تا پیش از این برای خود وبسایت مستقلی داشتند و اکنون به بخشی از بازار اینستاگرام تبدیل شدهاند.
چنبن توسعهای یعنی تبدیل شدن سایتهای محلی و تخصصی به صفحاتی از درگاههای بزرگ و مشهور که بیشباهت به تعطیلی مغازهها و بقالیهای یک محل و ادغام کارمندان و فروشندگان آنها به مجموعههای بزرگ فروشگاههای زنجیرهای نیست، در عمل محتواها را نیز مشابه هم ساخته و تنوع و خلاقیت محتواها را کم کرده است. به تعبیر دیگر، تلاش برای کسب توجهات، یک نظم عمومی اجباری را پدیدار ساخته که خرده فرهنگها و تنوع آداب و ادبیات را از نظر دور کرده. این عارضه در چنین وضعیتی که رسانههای غیررسمی دچار اشکال یا قطعی میشوند، خود را بیشتر نشان میدهد.
رسانههای محلی به دلیل بهرهمندی از عنصر همجواری یا نزدیکی، امکان بالاتری برای کسب مرجعیت دارند. مردم در شهرها یا استانها، به دلیل شناخت بالاتر، اعتماد بیشتری به این رسانهدارها یا تریبونهای محلی دارند و آنان را از خود میدانند و در نتیجه با صفحاتی روبهرو هستیم که خبرهای چندان مهمی با دربرگیری بالایی تولید نمیکنند، اما از مخاطبین یا فالوئرهای چند ده هزار و بعضاً چند صد هزار برخوردارند؛ و همین ویژگی سبب شده در رویدادهای محلی، اعتبار و نفوذ بیشتری به نمایش بگذارند و از آنجا که منبع موثق این رسانهها «شنیدهها» است، ممکن است خود بحرانساز باشند و صحنه را آن گونه که در واقعیت نیست، ترسیم کنند. با این مقدمه باید گفت رسانههای محلی در بحرانهای ملی میتوانند نقشی مؤثرتر و کارسازتر از رسانههای رسمی بر عهده بگیرند. کسب این کارویژه البته به شرایط و ملزوماتی نیاز دارد که نخستین آن بهرهمندی از شناخت و اعتبار محلی است.
به زبان سادهتر، تریبون یا رسانه محلی را نباید از مرکز و براساس الگوریتمها یا فرمولهای کلان اداره کرد. نباید در رسانه محلی به دنبال ابر روایت بود و به ویژه باید به جلب مشارکت افراد و گروههای پرشماری از جمعیت محلی فکر کرد و برای آن طراحی داشت. از همین روست که رسانه محلی را باید یک رسانه نیمهرسمی دانست. از سویی در پی ارائه یک پیام است و خود را ملزم و متعهد به رعایت اصولی میداند که برآمده از فرهنگ و آداب آن منطقه یا شهر است و از سوی دیگر، در پی ارائه ابر روایت یا روایت کلان از موضوعات نیست و کار خود بر اهرم ارتباط با مخاطبین و تعامل با آنها پیش میبرد. رسانه نیمه رسمی همچون رسانه محلی میتواند در حکم یک آتشنشان عمل کند و اجازه بروز آتش یا تنش در شهر و منطقهای که به همان مسائل و عوارض مشابه شهر و منطقهای که درگیر بحران شده، ندهد یا همچون یک پرستار یا طبیب، درد را بیش از آنکه کار از کار بگذرد و فریاد به مشت تبدیل شود، درمان کند یا حداقل تسکین بخشد.
کارکرد مثبت یا منفی رسانههای محلی در بحرانهای ملی نشان میدهد نباید کاری کرد همه رسانهها رسمی شوند و همه در یک شکل یا قالب، تولید محتوا کنند. نباید به اسم تسهیل دسترسی، همه درگاههای تولید محتوا را تعطیل کرد و درگاههای زنجیرهای را جایگزین کرد. اثر رسانه بر همه افراد یکسان نیست و نباید اثرگذاری در سطح که کارکرد رسانههای رسمی است، جایگزین اثرگذاری در عمق یا ارتفاع کرد که رسانههای محلی به دلیل اعتبار ویژهای که دارند، میتوانند بسازند. به جای اداره متمرکز رسانههای مختلف یا سرمایهگذاری در رسانههای کلان، میتوان در یک نظم شبکهای، رسانههای محلی قدرتمندی داشت که منافع ملی را بهتر میسازند، چرا که برش بیشتری در موقعیت دارند.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.