کد خبر 1777620
تاریخ انتشار: ۲۰ دی ۱۴۰۴ - ۱۳:۱۵

عملیات کربلای چهار با آن همه تدارک نیرو و آموزش و آمادگی بر اثر لو رفتن با درصد بالا عملا متوقف شد، اما فرماندهان سپاه از همان ساعات اولیه پس از اعلام توقف و عقب نشینی چون بر اساس تکلیف در میدان آمده بودند صبر و مقاومت پیشه کردند و نتیجه‌اش شد طراحی و اجرای عملیات کربلای پنج.

به گزارش مشرق، بعد از شکست طرح عملیات کربلای ۴ که ماه‌ها برای آن تلاش شده بود، فرماندهان سپاه اعم از فرماندهان قرارگاه‌ها و لشکرها و تیپ‌ها ابتدا مأیوسانه با ماجرا برخورد داشتند، اما پس از حدود سه روز بحث همه نامیدی‌ها به امید تبدیل شد و شکست در عملیات کربلای ۴ آن هم در مرحله اول پلی برای پیروزی در عملیات بعدی آن هم یک عملیات تعجیلی با استفاده از همه استعدادهای عملیات شکست خورده کربلای ۴ شد.

در شرایطی همه تمهیدات، تسلیحات و نیروهای لازم برای یک عملیات بزرگ در جبهه جنوبی فراهم بود. این درست‌ترین تصمیمی بود که می‌توانست خروجی این جلسات باشد.

اما هر روایت برای نزدیک‌تر به حقیقت بودن نیاز به اسناد دارد، در اسناد دفاع مقدس با مراجعه به اسناد مربوط به جلسات این موضوع به موارد مهم و متعددی بر می‌خوریم که هر یک نیازمند تحلیل است. از این جهت در ادامه با مراجعه به برخی اسناد روند نیل از شسکت کربلای ۴ به تصمیم برای طراحی و اجرای کربلای ۵ می‌پردازیم.

در ادامه مفاد موجود در قسمتی از جلسات بررسی عملیات کربلای ۴ که منجر به تصمیم برای اجرای عملیات کربلای ۵ بود را بر اساس اسناد منتشر شده در کتاب «اطلس نبردهای سرنوشت ساز» می‌خوانید:

گزارشی از نشست فرماندهان

چگونگی غلبه بر بحران و برنامه‌ریزی برای جبران شکست موضوع مهمی بود از این رو، فرمانده عالی جنگ با استقرار در قرارگاه عملیات و برگزاری نشست با همه فرماندهان تا سطح گردان به بحث و تبادل نظر با آنان پرداخت نتیجه این نشست رسیدن به این راهبرد بود که با استفاده از اصل عامل گیری نبرد کربلای ۵ طراحی شود.

غلامرضا صالحی (شهید) در بخشی از یادداشت‌های روزانه خود گزارشی از نشست فرماندهان قرارگاه‌ها و یگان‌های سیاه با فرمانده عالی جنگ نوشته بود. وی در این گزارش زمینه‌های طراحی نبرد کربلای ۵ را چنین بیان کرده بود.

خطاب‌های تند فرمانده عالی جنگ

پنجشنبه ۱۱ دی ۱۳۶۵ ساعت ۹ صبح جلسه در حضور آقای علی اکبر هاشمی رفسنجانی در گلف ادامه یافت. ابتدا ایشان با لحنی جدی گوشزد کرد که دیگر تحمل بی نظمی‌های سپاه را ندارد. فرماندهان سپاه موظف‌اند نظم را رعایت کنند و سر ساعت مقرر در جلسات حاضر شوند.

سپس بحث در رابطه با منطقه شلمچه ادامه یافت هر چند در نظرات فرماندهان تضاد زیادی مشاهده می‌شد. مجدداً بحث پیرامون اشکالات و دلایل عقب نشینی عملیات کربلای ۴ ادامه یافت.

آقای هاشمی با دقت هرچه تمام‌تر دست روی نکات خاصی می‌گذاشت که برادران تعدادی از آنها را نیز جواب‌گو نبودند. این بحث بالا گرفت تا حدی که آقای هاشمی با تندی خطاب به برادر محسن گفت که چرا شب عملیات مرا لحظه به لحظه در جریان عملیات نمی‌گذاشتید و چرا پس از صرف این همه امکانات و تلفات زیاد جای پاهایی را که گرفتید حفظ نکردید و...؟

در جواب برادر محسن با لحن بسیار هیجان زده جواب‌های پراکنده‌ای داد. این بحث و بررسی اشکالات و دلایل عقب نشینی عملیات کربلای ۴ تا عصر ادامه داشت. بعد از نماز مغرب و عشا و پس از جلسه کوتاهی که برادر محسن با عناصر قرارگاه در رابطه با عملیات شلمچه و زمان بندی آن تشکیل داد (مجموعاً معتقد بودند حداقل یک ماه زمان نیاز است)، بحث و تصمیم گیری شد.

به دنبال آن، مجدداً جلسه عمومی در حضور آقای هاشمی ادامه یافت. ابتدا آقای هاشمی نتیجه‌گیری کرد که طبق اطلاعات فرماندهان یگان‌ها عملیات در شلمچه در شرایط و زمان فعلی امکان پذیر نیست بلافاصله برادر محسن کنار نقشه رفت و با صراحت گفت که نه این طور نیست.

ما هنوز از این منطقه ناامید نشده‌ایم و علت اینکه فرماندهان یگان‌ها هر کدام نظری دارند به این خاطر است که ما قبل از این جلسه جمع بندی و هماهنگی نداشته‌ایم. قطعاً برادران ما آماده مأموریت هستند.

ان شاء الله ما با قوت خود را آماده اجرای عملیات در این منطقه خواهیم کرد. ضمناً برای غرب نفت شهر نیز آماده می‌شویم تا خدای ناکرده در صورت عدم موفقیت، بلافاصله به آنجا برویم.

پس از توضیحات برادر محسن رضایی آقای هاشمی با لحن جدی و ناراحت اظهار داشت که شما هیچ گونه اطلاعی از وضع کشور و مشکلاتی که برای مردم به وجود آمده است، ندارید، مردم در این شرایط سخت تحت فشار هستند.

وضع اقتصادی کشور به شدت خراب است. دشمن با بمباران‌های مداوم خود فشار سختی به دولت و مردم آورده است. همه اینها را این ملت مظلوم تحمل کرده‌اند و در عوض منتظرند که شما در جبهه جواب آنها را خواهید داد، ولی متاسفانه شما در اینجا راحت منتظر امکانات نشسته‌اید و روز به روز زمان عملیات را به تأخیر می‌اندازید.

خیلی پیش قرار بود که شما عملیات کنید ولی به دلایلی دائم به تأخیر انداختید. حالا هم همین را می‌گویید. امام امت در جلسه‌ای مطلبی را فرموده‌اند که من در این جمع نمی‌توانم بگویم؛ ولی فقط همین را بدانید که امام از این وضع راضی نیست.

ایشان فرمود که خیلی پیش تاکید کرده بودم که به دشمن فرصت ندهید حتی ایذایی هم که شده این عملیات کربلای ۴ را نیز قرار بود یک ماه قبل انجام دهند که نظر من هم بود ولی نشد. خلاصه اینکه امام است معتقدند به هیچ عنوان و در هر شرایطی نباید به دشمن فرصت داد.

در اینجا برادر محسن گفت که ما پس از این پشت دست خود را داغ می‌کنیم که منتظر قول ها نباشیم دیگر مثل گذشته به امکانات و تدارکات چشم نبندیم چراکه اگر تأخیری بوده، به همین علت بوده است.»

ملاحظاتی که باید از ماجراهای پیش از جلسه دانست

در توضیح این بخش جلسه باید تاکید کرد که طراحی فرماندهان عالی سپاه برای عملیات‌های خیبر به بعد به جهت حفظ جان رزمندگان و مسئولیت در قبال آن مبتنی بر یکسری امکاناتی بود که دولت باید تامین می‌کرد.

این را باید در نکات تاکید شده سپهبد شهید غلامعلی رشید دید که با توجه به گسترده‌تر شدن توانایی تجهیزانی دشمن باید یکسری تجهیزات تامین می‌شد که به ویژه عدم تامین این تجهیزات در عملیات بدر موجب عدم الفتح شد و فرماندهان سپاه با همین تجربه بدون رسیدن تجهیزات و تهمیدات لازم اقدام به اجرای عملیات نکردند که نمونه آن عملیات موفق و افتخار افرین والفجر هشت بود.

در عملیات کربلای چهار هم با همین زمینه مهم زمان اجرای عملیات با توجه به تامین حداقل لازم امکانات کمی به تاخیر افتاد. اما دلایلی چون تکرار تجربه عبور از اروند و کمی غروز ار عملیات والفجر هشت و لو رفتن همه محورها و ابعاد عملیات با عوامل داخلی و اطلاعات دقیق ماهواره‌ای غرب موجب شکست طرح عملیات و توقف آن شد. اما حالا این حجم نیرو آماده در جبهه‌ها که حتی فرصت یک لحظه حضور در عملیات را نداشتند بلا استفاده مانده بود و باید تصمیم گیری می‌شد که آیا ادامه دهند یا همه را مرخص برای طراحی یک عملیات جدید در آینده دوباره فراخوان کنند.

پیش از این جلسه هم فرماندهان در جلساتی با توجه به شکست عملیات کربلای چهار با انتقادهای تندی نسبت به برخی ابعاد طراحی‌ها فضای تصمیم‌گیری را سخت کرده‌بودند، اما خروجی آن اجرای عملیات در محور شلمچه بود که بر سر زمان لازم جهت چنین آمادگی بحث‌های بی نتیجه زیادی شد، در نهایت تصمیم موکول شد به همین جلسه با فرمانده عالی جنگ.

ابلاغ شفاهی فرمانده جنگ

در ادامه این جلسه هم «آقای هاشمی در اینجا خطاب به برادران فرمود که من از این پس اجازه نمی دهم این طور پیش برود. خودم شخصاً در کارها دخالت خواهم کرد.

حالا هم از موضع فرماندهی جنگ، علی‌رغم نظرات متضاد فرماندهان ابلاغ می‌کنم که شما باید ظرف یک هفته آینده در شلمچه وارد عملیات شوید و ظرف یک ماه آینده در غرب در کنار برادران ارتش وارد عمل شوید و به هیچ دلیلی هم تأخیر در آن را نمی پذیرم باید با تمام توان و جدیت خود را آماده سازید.

در اینجا جلسه با حالتی قاطع پایان یافت. بلافاصله برادر محسن با همه فرماندهان جلسه تشکیل داد و به دنبال دستورات آقای هاشمی، ابتدا گفت که این کشور و این انقلاب صاحب و سرپرستی دارد که او خود بهتر می‌داند چه باید بکند.

حالا احساس می‌شود او از ما راضی نیست؛ لذا با تمام توان آماده‌ایم که رضایت او و خدا را جلب کنیم. سپس بحث چگونگی اجرای عملیات کربلای ۵ را از نظر آماده سازی عقبه، سازمان رزم، تعیین خط حد قرارگاهها و یگانها و.... به بحث گذاشت که تا ساعت ۲ صبح ادامه داشت.

در نتیجه مقرر شد که قرارگاه کربلا در این منطقه با ۸ یگان به عنوان موج اول وارد عمل شود و بلافاصله پس از موفقیت قرارگاه قدس با ۶ یگان و قرارگاه نجف با ۹ یگان وارد عمل شوند.»

تصمیمی که منجر به غافلگیری دشمن شد

به طور حتم اتخاذ چنین تصمیمی که عملا از نگاه نظامی غیر ممکن بود، باعث غافلگیری دشمن در شب عملیات کربلای پنج شد، دشمنی که ممکن بود تمرینات و تمهیدات و شناسایی جدید نیروهای ایرانی را ببیند با اطمینان از نزدیک نبودن عملیات جدید غافلگیر شد و این به مدد مجاهدت‌هایی بود که از راس فرماندهی تا سرپنجه‌ها در لشکرها، تیپ‌ها و قرارگاه اتفاق افتاد. برای درک این موضوع باید گفت نیروهای اطلاعات یگان‌ها در یک امر خارق‌العاده و باورنکردنی شناسایی محورها را در ظرف کمتر از یک هفته آن هم به شرط دست زدن به خاک منطقه هدف به انجام رساندند.

از این عملیات به عنوان شب‌های قدر انقلاب یاد شده و رهبری معظم انقلاب در رابطه با این عملیات در یادمان شلمچه فرمودند که سپاهدر عملیات کربلای پنج کربلا را مشق کرد که همه این موارد تاکید بر اهمیت این عملیات و کاری که در آن انجام شد است.

یعنی چیزی که در عملیات الی بیت المقدس برای کشور فراهم نشد در این عملیات فراهم آمد و پس از آن بود که قطعنامه ۵۹۸ با عمده شروط ایران تصویب و توسط صدام هم پذیرفته شد.