به گزارش مشرق، محمدرضا هادیلو فعال رسانه در تلگرام نوشت:
در هنگامهای که مهاجرت از روستا به شهر به یکی از چالشهای جدی اجتماعی ایران تبدیل شده، بازخوانی نقش آیینهای دینی در حفظ پیوند نوجوانان و جوانان با موطن پدری، ضرورتی فراتر از نگاههای صرفاً اقتصادی دارد. اعتکاف، بهعنوان یکی از خالصترین تجربههای عبادی جمعی در روستاهای ایران ظرفیتی پنهان، اما عمیق برای تذهیب نفس، تربیت اخلاقی و تقویت حس تعلق به «آب و خاک» دارد؛ ظرفیتی که میتواند به ماندگاری جوانان و احیای نقشآفرینی آنان در توسعه روستا منجر شود.
در بسیاری از روستاهای ایران، مسجد همچنان قلب تپنده حیات اجتماعی است. نوجوانی که در فضای ساده و بیپیرایه مسجد روستا به اعتکاف مینشیند، نهتنها با سکوت و عبادت، بلکه با هویت دینی و محلی خویش روبهرو میشود. این تجربه معنوی، برخلاف الگوهای پرهیاهوی شهری، به جوان روستایی میآموزد که آرامش، معنا و رشد در دل همان جغرافیایی نهفته است که پدرانش در آن زندگی کردهاند. اعتکاف روستایی، تمرینی برای خودسازی در متن زندگی واقعی است نه گریز از آن.
اعتکاف در روستاها معمولاً با مشارکت مستقیم اهالی شکل میگیرد؛ از آمادهسازی مسجد و افطارهای ساده تا همراهی روحانی محل و بزرگان روستا. همین مشارکت جمعی، نوجوان و جوان را به عضوی مؤثر از یک «کل» تبدیل میکند. او درمییابد که مسجد، زمینهای کشاورزی، دامداریها، قناتها و حتی راههای خاکی روستا اجزای یک زیستبوم واحدند که حفاظت و پیشرفت آنها بدون حضور نسل جوان ممکن نیست. این درک، پایهای فکری برای ماندن و ساختن است. از منظر تربیتی، اعتکاف روستایی فرصتی بیبدیل برای پیوند عبادت با مسئولیت اجتماعی فراهم میکند. جوانی که سه روز از هیاهوی روزمره فاصله میگیرد، در خلوت دعا و مناجات، به این پرسش میرسد که سهم او در آبادانی روستا چیست. این پرسش، اگر بهدرستی هدایت شود، میتواند به انگیزهای برای فعالیتهای واقعی تبدیل شود. کمک به خانواده در کشاورزی، راهاندازی کسبوکارهای خرد محلی، مشارکت در امور عمرانی روستا یا حتی یادگیری مهارتهای نو برای بازگشت و خدمت.
نکته مهم آن است که اعتکاف در روستا، بیش از آنکه آیینی تشریفاتی باشد، تجربهای زیستی است. نوجوان روستایی در کنار نماز و قرآن، صبح را با صدای خروس و غروب را با سکوت دشت تجربه میکند. این همنشینی معنویت با طبیعت، پیوندی عاطفی میان ایمان و سرزمین ایجاد میکند؛ پیوندی که در شهرها کمتر قابل تکرار است. همین پیوند است که «وابستگی به آب و خاک» را از یک شعار به یک باور درونی تبدیل میکند.
از منظر اجتماعی، اعتکاف میتواند به بازتعریف نقش مسجد روستا در عصر جدید کمک کند. مسجدی که میزبان نوجوانان و جوانان معتکف است را نمیتوان صرفاً مکانی برای عبادت فردی در نظر داشت، بلکه به مرکز گفتوگو، انتقال تجربه و همفکری برای آینده روستا بدل میشود. گفتوگوهای ساده پس از نماز، توصیههای اخلاقی روحانی روستا و روایتهای بزرگان از گذشته، سرمایههای فرهنگی ارزشمندی هستند که هویت محلی را تقویت میکنند.
اگر سیاستگذاران فرهنگی بهدرستی به این ظرفیت توجه کنند، اعتکاف روستایی میتواند مکمل برنامههای توسعه باشد نه رقیب آنها. جوانی که در اعتکاف، معنا و تعلق مییابد، در برابر وسوسه مهاجرت بیهدف مقاومتر میشود. او میفهمد که ماندن در روستا به معنای عقبماندن نیست، بلکه میتواند به معنای پیشتازی در ساخت آیندهای متوازن میان ایمان، کار و پیشرفت باشد. کوتاه سخن اینکه اعتکاف در روستاهای ایران، آیینهای از امکان پیوند دین با توسعه بومی است.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.