کد خبر 1058913
تاریخ انتشار: ۱۸ فروردین ۱۳۹۹ - ۱۵:۰۸

آبان ماه اگرچه با تلخیِ بی خبری رییس قوه مجریه از گرانی بنزین تمام شد اما شیرینی اش شد ناکامی دشمنان برای روشن کردن آتش جنگ داخلی.

به گزارش مشرق، میثم رشیدی مهرآبادی، نویسنده و فعال رسانه ای طی یادداشتی در صفحه اینستاگرام خود به اتفاقات سال 98 پرداخت.

از تلخ‌انگاران سال ۹۸، درکی ندارم. جهانِ نگاهشان، حالی‌ام نمی شود... اگر منظورشان سیل در استان های گلستان، مازندران، خراسان شمالی و بعد از آن در خوزستان و کرمانشاه و فارس و در آخر، لرستان و همدان است، درست؛ اما مگر ندیدند که همین سیل، جان تازه ای به ملت داد؟ مگر زندگی در پی همین سیل، روی دیگرش را نشان نداد؟ اگر سیل نیامده بود، این همه مهربانی، چگونه می ریخت به جان جاده های منتهی به استان های سیل زده؟

بعدش هم در آذربایجان شرقی زلزله آمد. شکر خدا که شدتش زیاد نبود و تلفات خیره کننده ای نداشت. با این همه چون خون امدادگری در رگ های ملت جریان داشت، خیلی زود، کمک ها رسید و اوضاع، رو به راه شد.

آبان ماه اگرچه با تلخیِ بی خبری رییس قوه مجریه از گرانی بنزین تمام شد اما شیرینی اش شد ناکامی دشمنان برای روشن کردن آتش جنگ داخلی. مردم خیلی زود حسابشان را جدا کردند و سیاهی ماند به روی ذغال... یک ماه و نیم بعد از آن، در جمعه ای پر از تحیر و غم، تصویر سردار مهربانی ها را با نواری سیاه بر صفحه تلویزیون ها دیدیم اما چه چیزی شیرین تر از تکثیر میلیون ها مثل او در سراسر دنیا؟

چهار روز بعد در کرمان چند هموطن جانشان را از دست دادند اما هیچکس نگفت، همه کسانی که آن روز به میدان آزادی کرمان آمدند، مثل سردارشان جان بر کف بودند. غم شان گره خورد به دیدار بی واسطه با سردار... روز بعدش هم هواپیمایی سقوط کرد که کاش نمی کرد اما حاصلش شد دریایی از تجربه که هیچ گاه نمی شد از راه دیگری کسبش کرد. آسمان کشور اوضاع جنگی داشت و حالا تعدادی از فرزندان ایران، فدای امنیت آن شده بودند؛ خوشا به حالشان. خیلی ها آرزو داشتند در آن هواپیما بودند و ره صد ساله را یک شبه می پیمودند... بعد از این همه نعمت و لطف پروردگار، سیل استان های هرمزگان و سیستان هم آمد که دوباره حالت آماده باشمان را تجدید کند... همه آماده بودیم که سر و کله کرونا پیدا شد. همین آمادگی ها بود که حالا وضعمان (با احتساب تحریم ها و کمبودها و بی مدیریتی ها و خیانت ها) بهتر از شاخ های دنیای سرمایه و سلامت است.

خواندن یک روایت یا دیدن یک مستند از آنچه دارد در بیمارستان ها و غسالخانه ها و مراکز جهادی و پایگاه های بسیج می گذرد، کافی است تا بفهمیم سال ۹۸چقدر به گردن ما حق دارد.