کد خبر 1040607
تاریخ انتشار: ۲۳ بهمن ۱۳۹۸ - ۰۵:۱۵

داماد خانواده که تصور می‌کرد برادرزنش قصد دارد ارث میلیونی همسرش را بالا بکشد و سر آن‌ها کلاه بگذارد در یک ماجرای عجیب دست به آدم ربایی زد.

به گزارش مشرق، دو مرد از سوی داماد جوان اجیر شده بودند تا برادر زن او را در نقش مامور قلابی گروگان بگیرند.

آدم ربایی
عقربه‌ها ساعت ۱۵ دقیقه شامگاه دوشنبه ۱۴ بهمن امسال را نشان می‌داد که زنگ خانه‌ای در خیابان جهان آرا به صدا در آمد و مرد جوان که از صدای زنگ شوکه شده بود پشت آیفون رفت و دید دو مرد جوان ایستاده اند و وقتی علت زنگ زدن آن‌ها را پرسید یکی از آن‌ها اسم و فامیلی مرد جوان را صدا زد و ادعا کرد که مامور پلیس است.

منصور که شوکه شده بود، پس از عوض کردن لباس‌های راحتی اش به آرامی جلوی در رفت و دو مرد جوان که لباس شخصی به تن داشتند خودشان را سرهنگ و سروان نیروی انتظامی معرفی کردند و پس از پرسیدن مشخصات منصور با نقش پردازی از او خواستند تا همراه آن‌ها برود.

مرد جوان حیرت زده علت این همراهی و بازداشت خودش را پرسید. در این لحظه یکی از ماموران ادعا کرد که منصور در کار قاچاق مواد مخدر فعالیت داشته و دادگاه انقلاب به صورت غیابی او را به زندان محکوم کرده است و باید همراه آن‌ها به اداره پلیس برود.
منصور که به حرف‌های آن‌ها اعتماد کرده بود با وجود ادعای بی گناهی و با بیان این که حتما سوءتفاهمی شده است پذیرفت تا همراه آن‌ها به اداره پلیس برود تا مسئله اش حل شود.

در ابتدا دو مرد جوان دستان او را بستند و سپس یکی از ماموران اقدام به بستن چشمان منصور کرد که مرد جوان به این رفتار اعتراض کرد، اما مامور جوان با خونسردی گفت که باید شما را به مقر اطلاعاتی ببریم و نباید آدرس را یاد بگیرید.

پلیس در صحنه آدم ربایی
منصور که نمی‌دانست چه نقشه‌ای برای ربودن او طراحی شده است بدون مقاومت سوار بر خودروی مردان مرموز شد و همان لحظه متوجه شد یک مرد دیگر همراه این دو مامور پلیس داخل خودرو حضور دارد.

خودروی آن‌ها شروع به حرکت کرد، اما هنوز لحظاتی نگذشته بود که خودروی گشت پلیس وارد خیابان شد و با مرد جوانی که با دست و چشمان بسته داخل خودروی مردان مشکوک بود روبه رو شد.

وقتی خودروی گشت سد راه خودروی آدم ربایان شد آن‌ها مجبور به توقف شدند و ناگهان یکی از مردان تبهکار از خودرو پیاده شد و پا به فرار گذاشت.

دو مرد جوان که خود را مامور معرفی کرده بودند با پرتاب کردن منصور به بیرون از ماشین تصمیم به فرار گرفتند، اما ماموران گشت کلانتری مسیر آن‌ها را بستند و با اقدامی به موقع هردوی مامورنماهای آدم ربا را دستگیر کردند.

در صحنه دستگیری، یکی از ماموران پلیس کلانتری مرد فراری را تعقیب کرد و توانست او را نیز زمین گیر کند.

راز ۲ آدم ربا
دو مرد جوان وقتی که در همان صحنه آدم ربایی شان دستگیر شده بودند، ادعا کردند که داماد خانواده منصور مدتی بود بر سر ارث و میراث زنش با برادرزنش اختلاف پیدا کرده بود و به ما پیشنهاد داد با پرداخت ۵۰ میلیون تومان به هر یک از ما اقدام به ربودن منصور کنیم تا برگه‌ای را که از قبل تهیه شده بود، امضا کند.

یکی از متهمان ادعا کرد که ما در نقش مامور قلابی منصور را از خانه بیرون کشیدیم و این در حالی بود که سهیل داماد این خانواده در ماشین حضور داشت و قرار بود منصور را با دستان و چشمان بسته سوار بر ماشین کنیم که تا این جا نقشه به درستی پیش رفت، اما خیلی زود ماموران گشت کلانتری در محل حاضر شدند و ما را مشاهده کردند! تا راهی برای فرار پیدا کنیم دستگیر شدیم.

طمعه آدم رباها
منصور که هنوز باور نداشت همه این اتفاقات، یک نقشه برای ربودنش از سوی دامادشان بوده است به ماموران گفت: پدرم چهار سال قبل فوت کرد و هیچ مشکلی بین اعضای خانواده بر سر تقسیم ارث پدری نداشتیم تا این که چندی قبل تصمیم گرفتیم یک واحد آپارتمان را که برای پدرم بود به فروش برسانیم و سهم همه وراث را تقسیم کنیم.

وی افزود: من نیاز به پول نداشتم و به ماجرای فروش زیاد راضی نبودم، اما چون سهم اعضای خانواده ام بود با آن‌ها همراه شدم و قیمت فروش خانه را به دست آوردیم و من تصمیم گرفتم به جای فروش و پرداخت سهم خواهرم، از جیب خودم سهم او را بپردازم و خانه را برای خودم بخرم.

مرد جوان ادامه داد: سهم خواهرم از خانه ۱۵۰ میلیون تومان می‌شد و من نیز پولش را تهیه کرده بودم، اما نمی‌دانم چرا دامادمان فکر می‌کرد من قصد دارم سر او کلاه بگذارم و شروع به بهانه گیری کرد و به دلیل طمعی که داشت این نقشه را طراحی کرده و قصد داشته است پس از ربودن من، برگه سهم الارث را به زور و تهدید امضا کنم که پلیس سر رسید و نقشه شان اجرا نشد.

سهیل نیز در بازجویی‌ها وقتی دید چاره‌ای جز اقرار ندارد، گفت: برادرزنم سر همسرم کلاه گذاشت قیمت واقعی خانه بالاتر از آن چیزی است که منصور می‌گوید بارها به او اعتراض کردم، نپذیرفت. اشک زنم را درآورده بود به همین دلیل تصمیم گرفتم حق زنم را از برادرش بگیرم از این رو بود که از دو همدستم که از دوستان قدیمی ام هستند خواستم در ازای دریافت پول این کار را برایم انجام دهند، اما ناکام ماندیم.

بنا به این گزارش، تحقیقات تکمیلی در این پرونده آدم ربایی خانوادگی ادامه دارد و متهمان به دستور بازپرس دادسرای امور جنایی تهران در اختیار ماموران اداره ۱۱ پلیس آگاهی تهران قرار گرفته اند.

تحلیل کارشناس
ارثیه‌های دردسرساز
محمد پور مقیمی قاضی بازنشسته


متاسفانه در زمان قضاوتم با پرونده‌های زیادی در زمینه اختلاف ارثیه‌ای برخورد کردم. مدتی که در دادگاه حقوقی بودم می‌دیدم مثلا فقط بر سر خرید یک سنگ قبر برای متوفی که ارثیه‌ای برای فرزندانش به میراث گذاشته است جدل و دعوایی درگرفته است چه برسد به اصل ماجرا که سهم الارث است.

ارثیه یک تعریف قانونی دارد و تخطی از آن جرم است در واقع قانون گذار برای حل و فصل اختلافات ارثیه‌ای راه حل ریاضی خوبی دارد و بیشتر انحصار وراثت‌ها از طریق همین فرمول حقوقی پیش می‌رود و همه آن را قبول دارند، اما در برخی پرونده‌ها شیطنت‌هایی رخ می‌دهد که ناشی از زیاده خواهی است و بیشتر بر می‌گردد به تقلب‌هایی که وراث دست به آن می‌زنند.

قانون گذار برای آن هم راه حل دارد به این شکل که اگر وراث متوجه تقلب شوند به جای دعوا و جنجال یا دست زدن به اقدامات خطرناک باید به دادگاه مراجعه کنند و ادعایشان را با اسنادی که دارند ارائه دهند. قاضی برای حل و فصل آن از کارشناسان رسمی دادگستری بهره می‌برد و با هیئت‌های سه نفره و پنج نفره در زمینه میزان سهم یا نحوه تقلب به طور مثال جعل امضا و دستخط، نظر قانونی صادر می‌شود و کسی که تمکین نکند مجرم تلقی می‌شود. در این پرونده نیز باید اگر شبهه‌ای بود در دادگاه مطرح می‌شد حتی در زمینه قیمت مسکن و خانه ارثی کارشناسان رسمی دادگستری می‌توانستند نظر قطعی بدهند تا این شبهه برطرف شود.

البته باید دید چرا اعتماد به قانون فرهنگ سازی نشده است و آیا واقعا این مسیر حقوقی مثمر ثمر است؟ متاسفانه اطاله دادرسی که به معنای طولانی شدن پروسه بررسی پرونده هاست یکی از دلایل اصلی چنین اقداماتی می‌شود چرا که پرونده‌های حقوقی همیشه بسیار طولانی می‌شوند و در این زمینه اختلافات پیچیده‌تر می‌شود. به یاد دارم وقتی قاضی بودم در روزنامه خواندم در یک پرونده اختلاف ارثیه‌ای وقتی کارشناس رسمی دادگستری برای قیمت گذاری یک ملک بزرگ در شمال تهران رفته بود یکی از طرفین بعدها بیان کرد به خاطر این که از طولانی شدن روند پرونده خسته شده بود دست به سلاح برد و با تیراندازی دست به قتل زد. قضات باید به حساسیت پرونده‌ها و شخصیت روحی و اجتماعی طرفین چنین پرونده‌هایی مشرف باشند تا جلوی برخی از اقدامات غیرقابل جبران را با تصمیم گیری‌های به موقع و صدور حکم درست بگیرند.

منبع: روزنامه خراسان