کد خبر 1003404
تاریخ انتشار: ۲۹ مهر ۱۳۹۸ - ۱۸:۰۲

کارکرد اشرافیت، همه جا یکی است؛ ایران باشد یا لبنان. اول تبعیض گرایی، ایجاد نارضایتی  و خشم عمومی، دوم، سوار شدن روی موج نارضایتی عمومی و سوم هم پوشانی با دشمنان و به بازی گرفته شدن از سوی آنها.

به گزارش مشرق، محمد ایمانی تحلیلگر مسائل سیاسی و فعال رسانه‌ای در کانال شخصی خود در تلگرام نوشت:

بیشتر بخوانید:

معترضان لبنانی پرچم رژیم صهیونیستی را آتش زدند +فیلم

کارکرد اشرافیت، همه جا یکی است: تبعیض گرایی، ایجاد نارضایتی  و خشم عمومی.

آنها غالبا کارکرد دومی هم داشته‌اند:  سوار شدن روی موج نارضایتی عمومی و منحرف کردن و مصادره آن برای مطلوب خود در زمینه تداوم سیطره بر قدرت و امتیازات ناروا.

کارکرد سوم اشرافیت، هم پوشانی با دشمنان و به بازی گرفته شدن از سوی آنهاست. به همین دلیل، در دوران معاصر، غالبا غربگرایی و خدمتگزاری غرب هم به سیاهه کارکرد های اشرافیت افزوده شده است.

کارکرد اشرافیت، همه جا یکی است؛ ایران باشد یا لبنان و عراق و مصر؛ امروز باشد یا صدر اسلام. مردم را شاکی و عاصی می کنند و با مشاهده برافروختگی عمومی، سوار موج می شوند تا به جای مواخذه شدن، دیگران را جای مقصر بنشانند.

جناب طلحه و زبیر نمونه این اشرافیت هستند که برای خود کاخ و امارت و خدم و حشم و درهم و دینار انبوه فراهم کردند.آنها وقتی دیدند مردم از اشرافیت حاکم در دوره خلیفه سوم شاکی هستند، سردسته معترضان شدند و بر خلاف منع امیر مومنان (ع)، عثمان را کشتند. اقدامی که سرمنشا فتنه و فریب بعدی شد.

طنز تلخ این بود که همان ها وقتی دیدند امیر مومنان (ع) اهل امتیاز دادن نیست، به تحریک اردوگاه شام (معاویه)، شورش کردند و با همان امویانی هم اردوگاه شدند که موضوع اعتراض مردم به اشرافیگری و بی عدالتی بودند!

مضحک تر این که امویان، مدعی خونخواهی خلیفه مقتول شدند و حال آن که به وقت احتیاج جناب عثمان، او را یاری نکردند؛ هر چند که در دوره او به آلاف و الوف رسیده و موجب نارضایتی مردم شده بودند. آنها پیراهن خونین خلیفه را پرچم شورش کردند و حال آن که هم اردوگاهی طلحه و زبیر (سردسته قاتلان خلیفه) بودند!

امیر مومنان (ع) به همین دلیل، درباره فتنه و شورش اشرافیت در جنگ جمل فرمودند "انهم لیطلبون حقا هم ترکوه  و دما هم سفکوه. آنها حقی را مطالبه می کنند که خود، ترک کردند و به خونخواهی کسی آمده اند که خود، خون او را ریختند"

سیاست بازان اشرافی در دولت سازندگی، هشت سال مرتکب امتیاز طلبی و رانت خواری و تجمل شدند اما پس از شاکی شدن مردم، خود را سال ۷۶ معترض  وضع موجود جا زدند! آنها همین ژست را در سال های ۹۲ و ۹۶ هم گرفتند و بارها کشور را به خاطر عقده های خود، به کام آشوب نیابتی که نقشه و آرزوی دشمنان بود، کشاندند.

طیف اشرافی غربگرا، دهه هاست طبق قانون اساسی تحمیلی و طایفه ای، بر لبنان حکومت می کنند. از خیانت های سیاسی و وطن فروشی برخی از آنها که بگذریم، کارنامه اقتصادی و مدیریتی شان انباشته از ناکارآمدی و فساد است.

همین بی کفایتی، دستمایه برخی اعتراضات شده اما اتفاقا بخش دیگری از همان اشرافیت غربگرا بر امواج اعتراض سوار شده اند؛ اگر سازمان دهنده اصلی حساب شان نکنیم. برایشان خیلی مهم نیست که این وسط مثلا سعد حریری هم قربانی شود! شبیه کاری که امویان با خلیفه سوم کردند.

شکل و شمایل برخی معترضان اتفاقا نشان می دهد مشکل آنها نه فقر، بلکه شکم سیری (مثلا مشکل بوتاکس نکردن!) است و فقط تلاش دارند گلایه فرودستان را مصادره به مطلوب آمریکا، اسرائیل و عربستان سعودی کنند که پیش از این، حریری را تحقیر و به گروگان گرفت

ملت ها در کشورهای مختلف اکنون دو مدل را تجربه می کنند؛ مدیریت اشرافیت زیاده خواه (مستاثران) و مدیریت از خود گذشتانی که بهره ای از دنیا ندارند و خود را وقف خدمت به مردم کرده اند.

امیر مومنان (ع) چه قدر درست و دقیق راه را نشان داد که به مالک اشتر فرمود "عطوفت و محبت با مردم را شعار و پوشش قلب خود قرار ده و با آنان مانند جانور درنده نباش که خوردن مردم را غنیمت می‌شمارد... دوست داشتنی‌ترین کارها نزد تو باید میانه‌ترین آنها در حق، فراگیرترین در عدل، و جامع‌ترین نسبت به رضایت عامه باشد چرا که نارضایتی عموم مردم، رضایت خواص را از بین می‌برد... و خواص از همه پرهزینه‌ترند و انصاف را ناخوش دارند".