کد خبر 892317
تاریخ انتشار: ۲۰ شهریور ۱۳۹۷ - ۰۸:۳۵
دم اسبی

جوان 30 ساله معروف به «دم اسبی» که در یک جنایت هولناک، مرد قصابی را با همدستی همسر وی به قتل رسانده و جسد او را در حمام منزل مسکونی به آتش کشیده بودند، روز گذشته در حضور قاضی ویژه قتل عمد تشریح کرد.

به گزارش مشرق، این جوان 30ساله که بهروز نام دارد و گاهی خود را به نام «ایمان» معرفی می کرد  درباره چگونگی وقوع این جنایت و نحوه آشنایی خود با «ف» متهم ردیف دوم پرونده گفت: حدود سه ماه قبل من با «ف» در یکی از پارک های مشهد آشنا شدم و از آن روز به بعد ارتباط شیطانی بین ما شکل گرفت به طوری که «ف» بسیاری از شب ها را در خانه مجردی من می ماند و با سیم کارت مخفی که داشت با همسرش تماس می گرفت و چنین وانمود می کرد که مثلا همسر یکی از دوستانش نیست و او به ناچار باید نزد دوستش بماند تا او از تنهایی نترسد! 

در همین رابطه:

متهم این پرونده جنایی همچنین درباره چگونگی تصمیم به قتل مرد قصاب نیز گفت: «ف» که 24 سال سن دارد همواره با شوهرش اختلاف داشت حتی زمانی که شوهرش در مرکز ترک اعتیاد بود، او نزد من می آمد و از وضعیت زندگی اش گلایه می کرد من هم به  درد دل های او گوش می دادم! تا این که روزی ماجرای عجیبی را مطرح کرد. او گفت: برای آن که بتوانیم با هم ازدواج کنیم باید شوهرم را از بین ببریم! او گفت: هیچ کس به ما مشکوک نمی شود کسی چه می داند تو شوهر مرا کشته ای! و بعد نقشه ای را که کشیده بود چنین توضیح داد: شوهرم کبوترباز است و کبوتران زیادی دارد تو به عنوان خریدار کبوتر اورا به مکان خلوتی بکشان و به قتل برسان! 

جوان 30 ساله در ادامه اعترافات هولناک خود گفت: اما باز «ف» نقشه خودش را رد کرد و گفت: نه! این طوری نمی شود و سپس نقشه دیگری کشید و ادامه داد: شوهرم قصاب است تو به عنوان فردی که می خواهد گوسفند بکشد او را به بیابان های اطراف بکش و کارش را بساز! من هم  این نقشه را بیشتر پسندیدم. «ف» مغز مرا شست و شو داده بود. او می گفت: پدر شوهرم خیلی مرا دوست دارد وقتی پسرش کشته شود من پول فروش خانه را برمی‌دارم، مهریه ام را از پدرشوهرم می گیرم و بچه هایم را نیز به آن‌ها می سپارم. آن زمان با یکدیگر به تهران یا شهر دیگری می رویم وزندگی می کنیم هیچ کس هم از این ماجرا بویی نمی برد! 

بهروز در ادامه اظهاراتش درباره اجرای این نقشه شوم گفت: یک شب تلفنی با شوهر «ف» تماس گرفتم و با او در انتهای یکی از خیابان های شهرک مهرگان که به زمین‌های کشاورزی می رسید قرار گذاشتم تا گوسفندی را برایم بکشد! او هم شب راهی زمین های کشاورزی شده بود ولی من تردید داشتم و به همین دلیل سر قرار نرفتم! با وجود این، وسوسه های شیطانی «ف» مرا رها نمی کرد و او مدام روی مخم راه می رفت که باید شوهرش را بکشم! این گونه بود که تصمیم نهایی را گرفتم و روز بعد به در منزل مرد قصاب رفتم و از او خواستم تا برای کشتن دو گوسفند همراهم بیاید. 

یکی از بستگان او که سخنان ما را می شنید اصرار می کرد که همراه ما بیاید! ولی «ف» به او نهیب زد که کجا می خواهد برود! مرد قصاب هم به او گفت: نه من تنها می روم احتمال دارد کارم طول بکشد! 

دقایقی بعد من و مرد قصاب وارد خانه مجردی شدیم او که گوسفندی را آن جا نمی دید مشکوک شد و گفت: پس گوسفند کو! گفتم دوستم برای خرید گوسفند رفته و به زودی گوسفندان را می آورد! بعد او را به داخل خانه دعوت کردم. خودم سیگار «بنگ» کشیدم و به او مشروب تعارف کردم! از قبل داخل مشروب قرص های خواب آور ریخته بودم!وقتی مشروبات الکلی را خورد دیگر خوابش گرفت می گفت چرا خودت نمی خوری؟ گفتم من این نوع مشروب را دوست ندارم و برای آن که بیشتر شک نکند مقدار دیگری مشروب را که جای دیگر گذاشته بودم  کنارش قرار دادم و مقداری از آن را خوردم. به او (مرد قصاب) گفتم تو کمی بخواب! وقتی دوستم گوسفندان را آورد  تو را بیدار می کنم! او در حالت نیمه بی‌هوشی بود که من باز دچار تردید شدم و به منزل «ف» رفتم به او گفتم بیا زهر چشمی   از او بگیریم و از قتلش بگذریم!

ولی او باز مرا وسوسه کرد که حالا کار را تمام کن! به همین دلیل دوباره به خانه بازگشتم. از داخل کوچه بلوکه سیمانی را برداشتم و در حالت خواب ضربه ای به سرش زدم سپس با تیغ موکت بری که برای همین کار خریده بودم رگ گردن و سپس رگ دستش را زدم! خون روی فرش منزل فواره زد. من بیرون آمدم و به منزل «ف» رفتم به او گفتم بیا کارش را ساختم! پس از آن در فکر نابود کردن جسد بودیم در بین راه مقداری بنزین از یک دست فروش خریدیم و به خانه آمدیم! ابتدا تصمیم گرفتیم او را در حیاط منزل دفن کنیم ولی بیل و کلنگ پیدا نکردیم این گونه بود که به سوزاندن جسد فکر کردیم. «ف» می گفت: من داخل نمی آیم تو ابتدا با گوشی تلفن من چند عکس از جسد شوهرم بگیر! تا من ببینم! من هم عکس ها را برایش گرفتم اما او بعد از سوزاندن جسد به من کمک کرد.

جسد مرد قصاب 31 ساله را به داخل حمام بردیم و آتش زدیم اما دود و بوی سوختن فضا را آغشته کرد به همین دلیل شعله های آتش را خاموش کردیم. جسد همان جا ماند و ما به خانه «ف» رفتیم چرا که کسی از همسایگان به ما فرغون نداد تا جسد را از خانه بیرون ببریم. صبح روز بعد او تلفن همراهش را کوک کرده بود که ساعت 5 مرا از خواب بیدار کند. من و «ف» به خانه خودم رفتیم و جسد را روی پرده منزل گذاشتیم و کشان کشان، در محل کشف رها کردیم. از آن روز به بعد نیز «ف» به منزل یکی از بستگانش رفت ولی من از او خبر داشتم تا این که به پلیس آگاهی احضار شد. فهمیدم که او در برابر بازجویی‌های پلیس دوام نمی آورد. به همین دلیل فرار کردم تا این که چند روز بعد توسط کارآگاهان اداره جنایی غافلگیر و دستگیر شدم!

در پی اعترافات صریح متهم معروف به «دم اسبی» وی با صدور قرار بازداشت موقت از سوی قاضی «کاظم میرزایی» روانه زندان شد اما باز هم بنا به نظر مقام قضایی، تناقض هایی در اعترافات وی دیده می شود که باید طی روزهای آینده، دو متهم این پرونده جنایی با یکدیگر مواجهه حضوری شوند.

منبع: روزنامه خراسان

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 9
  • در انتظار بررسی: 6
  • غیر قابل انتشار: 0
  • IR ۰۹:۴۳ - ۱۳۹۷/۰۶/۲۰
    35 1
    درس عبرت برای اونایی که بازن شوهردار دوست میشن بالاخره شوهرش رو باید بکشی زنی که با مردی دوست میشه یعنی از بیخ خرابه..
  • IR ۱۱:۰۳ - ۱۳۹۷/۰۶/۲۰
    16 19
    آقا به نظر من اون زن و این پسر رو وسط شهر ببندین بعد هرکی یه ضربه چاقو به اینا بزنه بعدشم که بیحال شدن آتیششون بزنید مثه همون بابایی که کشتن البته اون بابایی که کشتن هم عرق خور بوده کم از اینا نبوده
    • FR ۱۳:۲۳ - ۱۳۹۷/۰۶/۲۰
      10 2
      موافقم. ایرانی ها خشونتهایشان به خاطر مواد مخدر و الکل و .. خیلی بیشتر شده است
    • IR ۱۳:۳۷ - ۱۳۹۷/۰۶/۲۰
      15 4
      متاسفانه در چنین جنایاتی زن اعدام نمیشود چون در مقام ناز و ریحان هست
  • RO ۱۱:۵۸ - ۱۳۹۷/۰۶/۲۰
    22 0
    کفتار هم به کثیفی و لجنی این زن و مرد نیست. بیناموس مرد بیچاره را به بهانه کار کشوندی به مقتل؟!اون به امید ثنار پول و کاسبی اومده و تو ....
  • IR ۱۲:۰۷ - ۱۳۹۷/۰۶/۲۰
    28 2
    گناه کبیره در گناه کبیره میشه گناه کبیره !!!!مشروبخواری x رابطه بازن شوهردار = قتل
  • IR ۱۲:۱۰ - ۱۳۹۷/۰۶/۲۰
    23 0
    ای زن احمق به خاطر شوهر معتادت دادگاه راحت طلاقتو میگرفت این چه کثافت کاریهایی هست آخه .
  • FR ۱۳:۲۸ - ۱۳۹۷/۰۶/۲۰
    8 0
    چه زن قسی القلبی.! بابا این طلاقو واسه خانوما راحت کنین هر کی نمیخواد شوهرشو راحت پاشه بره دنبال کارش.البته شوهر این که هم معتاد بوده هم کفترباز!همه هنرهارو داشته ظاهرا.خب طلاق میگرفتی ازش.چرا جنایت میکنی
  • FR ۱۳:۳۳ - ۱۳۹۷/۰۶/۲۰
    8 0
    بابا خجالت بکشین خدا وکیلی.ادم اینهمه قسی القلب! خب طلاق بگیر این کثافت کاریا چیه اخه.بچه های بدبختت چه گناهی کرد.پدر معتاد کفتر باز! مادر هرزه ادم کش

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس