کد خبر 889954
تاریخ انتشار: ۱۲ شهریور ۱۳۹۷ - ۱۰:۳۲
بهنام مهدی زاده

ملی‌پوش سنگین وزن کشتی فرنگی در بازی‌های آسیایی گفت:‌ چهار سال برای رسیدن به مدال طلای این مسابقات زحمت کشیدم، اما نشد.

به گزارش کشرق، بهنام مهدی‌زاده درباره ناکامی‌اش در بازی‌های آسیایی با وجود شروع خوبش، گفت: شروع خوبی داشتم، از آمادگی و روحیه بالایی هم برخوردار بودم. برنامه‌ریزی خوبی هم برای تمام حریفانم، برای رسیدن به مدال طلای این مسابقات داشتم، اما نشد.

 ۴ سال قبل هم شانس حضور در بازی‌های آسیایی را داشتی

چهار سال برای رسیدن به مدال طلای بازی‌های آسیایی زحمت کشیده بودم و تمام هدف این بود، اما حریف ازبکستانی مدام فرار می‌کرد در حالی‌که کاملاً در مشتم بود. از طرفی وقتی با مشت به صورتم کوبید، در حالی‌که من کاری انجام نداده بودم، داوران به او امتیاز دادند. 4 سال قبل فرصت حضور در بازی‌های آسیایی را از دست داده بودم؛ امسال خیلی آماده بودم، اما سَرَم را بریدند در حالی‌که اگر حریفان پشت‌سر هم روی تشک می‌آمدند همه را می بردم.

 بنظر می‌رسید در دیدار رده‌بندی انگیزه‌ای نداشتی

واقعاً انگیزه‌ای نداشتم؛ اصلاً نمی‌دانستم کجا هستم. من فقط برای طلا رفته بودم، اما وقتی فینال را از دست دادم حالم خراب شد و نتوانستم خودم را جمع کنم. در حالی‌که ما اصلاً با این کشتی‌گیران در تمرین هم مرورِ فن نمی‌کنیم چه برسد به اینکه حریفمان باشند، اما داوران وقتی حقم را خوردند دیگر انگیزه‌ای نداشتم. حواسم نبود روی تشک هستم یا نه؛ دنیا روی سرم خراب شد، چون زحمت زیادی کشیده بودم.

 اما مدال برنز هم ارزشمند بود هم از نظر مادی و هممعنوی

مدال طلای این مسابقات آینده‌ام را دگرگون می‌کرد؛ چهار طلای آسیا را داشتم و می‌خواستم طلای بازی‌های آسیایی را هم به لیست افتخاراتم اضافه کنم، اما نشد و شرمنده شدم.

 به هر حال باید این اتفاقات را فراموش کنی و به آینده امیدوار باشی

خیلی خوشگل قهرمان می‌شدم، روز عید هم بود، اما چون ایران 2 فینالیست داشت نمی‌خواستند دیگر بیشتر از این طلا بگیریم. اگر حریفانم از نظر فنی از من بهتر بودند هیچ حرفی نداشتم، اما واقعاً من با این حریفان تمرین هم نمی‌کنم. آنقدر سرحال بودم که حریف ازبک مچ دستم را هم نمی‌توانست بگیرد. در دیدار رده‌بندی هم آنقدر حالم خراب بود که بارانداز را هم نتوانستم جمع کنم.

 بنظر می‌رسد باید با این ناکامی کنار بیایی

هرجا را نگاه می‌کنم مشت حریف ازبک و چلنج مقابل چشمانم می‌آید. یک عمر باید این کابوس را همراه خودم یدک بکشم. انگار ما یتیم هستیم و هیچکس نبود از حق‌مان دفاع کند.

منبع: فارس

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس