کد خبر 883633
تاریخ انتشار: ۲۲ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۰:۱۸
عکس/ مهمانان خاص جشن سالروز پیروزی در جنگ33 روزه

راهبرد جدیدی که در خاورمیانه پس ازعملیات ترویستی 11 سپتامبر به وجود آمد، باعث شد که آمریکا با سرنگونی صدام، عراق را تحت سیطره خود در آورد و سوریه را به عنوان یکی از کشورهای محور شرارت قلمداد کند.

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، آنچه می خوانید مقاله ایست تفصیلی از پایگاه اینترنتی "مرکز اطلاعات جاسوسی و تروریسم در مرکز داده های اطلاعاتی"  که متعلق به وزارت جنگ رژیم صهیونیستی می باشد. بدیهی است که مطالب مطوحه در این مقاله صرفا جنبه مطالعاتی داشته و الزاما مورد تایید خبرگزاری فارس نمی باشد:

حوادث و تحولاتی که بر لبنان تاثیر گذاشت:

1) پنج سال پیش از آغاز جنگ دوم لبنان، تحولات و حوادث فراوانی در صحنه داخلی این کشور و در تاریخ مداخلات سوریه و اسرائیل در لبنان به وقوع پیوست. طی این حدفاصل زمانی، در سال 2000 ، سه حادثه دراماتیک در لبنان و خارج آن روی داد که تحولات قبل الذکر عمدتا متاثر از این سه حادثه است.

الف) خروج ارتش اسرائیل از منطقه امنیتی جنوب لبنان در ماه می 2000:

اسرائیل موفق شد در لبنان جنگ داخلی به راه اندازد. از آغاز جنگ داخلی لبنان(1975)، تل آویو در جریانات جاری این کشور نقش عمده‌ای داشت. خروج ارتش اسرائیل از منطقه امنیتی جنوب نشان از پایان دخالت مستقیم اسرائیل در لبنان داشت. به این ترتیب منطقه امنیتی فروپاشید و ارتش اسرائیل در جنوب خط سبز] مرز ترسیمی توسط سازمان ملل متحد [استقرار یافت و این چنین شد که مشروعیت بین المللی و تا حدود زیادی مشروعیت داخلی حزب الله لبنان برای تداوم درگیری مسلحانه بر ضد اسرائیل مخدوش گردید.

ب)درگذشت حافظ اسد رئیس جمهور فقید سوریه (ژوئن 2000) :

حافظ اسد رئیس جمهور پیشین سوریه که 30 سال زمامدار این کشور بود بر اثر یک بیماری درگذشت و قدرت را برای پسرش بشار اسد که از تجربه لازم در امر حکومت داری برخوردار نبود، به میراث گذاشت ولی تغییر حکومت در دمشق نه تنها هیچ تاثیری بر لبنان نگذاشت بلکه روند ساماندهی این کشور همچنان ادامه یافت و برنامه‌های سیاسی سوریه در لبنان در ربع قرن اخیرکماکان تداوم پیدا کرد.

ج) آغاز منازعات تروریستی فلسطین که فلسطینیان از آن به عنوان "انتفاضه سوم" یاد می‌کنند (اکتبر سال 2000):

نتیجه این درگیری ها این بود که اسرائیل انرژی خود را به درگیری بر ضد اقدامات تروریستی فزاینده فلسطینی معطوف نمود و کوشید تا بار دیگر به آنچه که باتلاق لبنان خوانده می شود، کشیده نشود. بدین ترتیب اسرائیل سیاست مهار تروریسم از طرف حزب الله را در پیش گرفت و از هر گونه واکنشی که به تشدید تنش در جبهه لبنان بینجامد، خوداری کرد.

2) در کنار این حوادث باید تحولات دراماتیک در صحنه بین المللی و در منطقه که مهم‌ترین آن حوادث 11 سپتامبربود و به تبعه آن سیطره آمریکا بر عراق را افزود. خلأئی که در توازن قوا بعد از فروپاشی صدام حسین به وجود آمد ، به افزایش قدرت ایران انجامید و بلافاصله پس از آن تهران تلاش کرد با همکاری سوریه برای تسلط بر منطقه تلاش کند که این تحولات نیز در جای خود بر صحنه داخلی لبنان تاثیر گذاشت.

3) با توجه به مسائل گفته شده ، می توان به افزایش قدرت حزب الله در طول سالهای پیش از جنگ دوم لبنان پی برد. رژیم های ایران و سوریه، حزب الله را به منزله ابزاری مهم برای تعمیق تاثیر و نفوذشان در لبنان قلمداد می کردند ( به ویژه بعد از عقب نشینی نیروهای سوریه از لبنان) و آن (حزب الله) را به عنوان عامل و ابزاری مهم برای خدمت به منافع خود در مناقشه با اسرائیل به کار گرفتند . به این ترتیب ایران و سوریه به سرعت درصدد ساختن زیربنا های نظامی حزب الله بر آمدند و همزمان این حزب را برای پیوستن به دولت لبنان ترغیب نمودند تا پیوند این حزب به حیات سیاسی لبنان را تقویت کرده باشند.

4) در پی خروج نیروهای سوریه از لبنان (مارس 2005) دو جناح متخاصم در صحنه داخلی لبنان بروز کرد: الف) طرفداران" ساماندهی جدید" یا "نیروهای 14مارس"( تاریخی که در آن تظاهراتی بر ضد سوریه در بیروت برگزار شد ، سران جریان حاکم این تاریخ را به عنوان نام جریان خود برگزیدند) اینان از سران جریان حاکم لبنان بودند. این ائتلاف طرفدار غرب و مخالف سوریه و ایران بود وشاکله اصلی آن مسلمانان اهل سنت بودند. رهبری این جریان را سعدحریری، رئیس جریان المستقبل در پارلمان و پسر رفیق حریری نخست وزیر فقید لبنان ،همچنین فواد سنیوره نخست وزیر این کشور برعهده داشتند. جناح مسیحی به ریاست "امین جمیل" رئیس جمهور پیشین لبنان و"سمیر جعجع" رئیس قوات لبنانی"(فالانژیست‌های سابق) و همچنین بخش وسیعی ازطائفه دروزی به رهبری "ولید جنبلاط" رئیس حزب سوسیالیست ترقیخواه و دروزی‌های لبنان هم به این ائتلاف، تحت رهبری سعد حریری و فواد سنیوره پیوستند.

ب) جناح طرفدار سوریه و ایران که رهبری آن را حزب الله لبنان بر عهده داشت. این جناح همچنین حزب امل به رهبری "نبیه‌بری" رئیس پارلمان لبنان و بخشی از جناح مسیحی به ریاست "میشل عون" رئیس "جریان آزاد ملی" و رئیس فراکسیون" اصلاح و تغییر" در پارلمان لبنان که از تبعید در فرانسه بازگشته بود، را شامل می شد. میشل عون که در میان مسیحیان از جایگاهی مهم و پشتیبانی قدرتمندی برخوردار است، ترجیح داد که به اردوگاه طرفداران سوریه بپوندد (عون در گذشته از مخالفان سرسخت سوریه بود و با آن مبارزه می کرد).البته بازگشت وی به جناح طرفدار سوریه دلایلی داشت که به منافع شخصی وی باز می گشت مانند تمایل وی برای رسیدن به پست ریاست جمهوری لبنان.

5) دولت لبنان که در نیروهای 14 مارس تجلی می یافت با اکثریت بی‌تاثیر(در مقابل اقلیت تاثیرگذار) در پارلمان لبنان تحت فشارهای گسترده حزب الله لبنان و جناح طرفدار سوریه و ایران قرار گرفتند. این منازعات سیاسی در صحنه داخلی لبنان پس از "جنگ دوم لبنان" به اوج خود رسید و چندین بار نیز به خشونت کشیده شد. ولی جناح مخالف دولت پیوسته و تا به امروز تلاش کرده که به جنگی داخلی شبیه آنچه که در دهه هفتاد و هشتاد گذشته در این کشور روی داد، کشیده نشود.

6) در سال گذشته و از زمان آغاز جنگ دوم لبنان؛ دولت فواد سنیوره عزم قابل توجهی را از خود نشان داده و در مقابل فشارهای معارضان مقاومت می کرد . دولت سینیوره با وجود خروج وزرای حزب الله از کابینه و علیرغم اینکه معارضان دست به سلسله اقدامات اعتراض آمیز زده بودند و تظاهراتی را که حزب الله و جناح طرفداران سوریه و ایران ساماندهی کرده بود، توانست قدرت خود را حفظ کند و اداره آن را در دست داشته باشد. دولت فواد سنیوره به موفقیت‌های مهمی در همین برهه زمانی دست یافت که عبارتند از:

استقرار گسترده و بی سابقه ارتش لبنان در جنوب این کشورو تقویت جایگاه ارتش لبنان در جنوب، تصویب تشکیل دادگاه بین المللی رسیدگی به ترور رفیق حریری، ورود ارتش لبنان (برای اولین بار) به یک اردوگاه آوارگان فلسطینی" نهرالبارد" و به تسلیم کشاندن گروه موسوم به "فتح الاسلام"( شاخه القاعده در لبنان). باوجود این، دولت لبنان تمایلی به برخورد و درگیری با حزب الله لبنان نداشت و در پرداختن و بررسی مسائل اصلی مربوط به قطعنامه 1701 شورای امنیت سازمان ملل سستی بخرج می داد. قطعنامه مزبورکه به جنگ 33 روزه رژیم صهیونیستی علیه لبنان پایان داد، برموارد زیر تاکید داشت:

*جلوگیری از تجدید قوای حزب الله لبنان 

*تبدیل جنوب لبنان به منطقه عاری از سلاح

* اعمال موثرو شدید ممنوعیت قاچاق تسلیحات از سوریه و ایران برای حزب الله

7)تلاش برای انتخاب رئیس جمهور که اواخر ماه سپتامبر(شهریور) آغاز شد، برای هر دو جناح رقیب آزمونی مهم به شمار می آمد ، چرا که شخصیت جدیدی که قرار بود به جای "امیل لحود"( که گرایش به سوریه داشت) تصدی این پست را بدست بگیرد، تاثیر زیادی در صحنه داخلی لبنان طی سالهای آتی داشت. فروپاشی" ساماندهی سوریه " در لبنان

8) ربع اخیر قرن گذشته یاد آور دخالتهای گسترده سوریه در امور داخلی لبنان است و "ترتیب و ساماندهی سوریه" که بین سالهای 1989(توافقنامه طائف) تا سال 2005 (خروج نیروهای سوری از لبنان) در صحنه داخلی لبنان متمایز و شناخته شده است . سوری‌ها برای استقرارنیروهای خود در لبنان و تداوم آن، راههای طولانی، پرو پیچ وخم و مشکلات متعددی را پشت سر گذاشته اند:

الف: در تابستان سال 1976 که جنگ داخلی لبنان به اوج خود رسید، ارتش سوریه بعد از مذاکرات غیرمستقیم با اسرائیل و با میانجیگری آمریکا وارد خاک لبنان شد و طی مذاکراتی درباره خط قرمز به توافق رسیدند و سوریه نیز در لبنان آزادی عمل کامل کسب کرد. طی سال 1976 ،ارتش سوریه بر بیشتر مناطق لبنان به جز منطقه جنوب (که تحت کنترل سازمانهای تروریستی فلسطینی بود) و منطقه مسیحی نشین در جبل لبنان (که تحت کنترل نیروهای مسیحی لبنانی به رهبری "بشیر جمیل" قرارداشت) تسلط یافت.

ب)ارتش سوریه با هدف تحت کنترل در آوردن جناح مسیحی و چپگرا که مخالفت سیاست‌های دیکته شده و تحمیلی دمشق بودند، قصد حمله به لبنان را کرد . پس ازاین حمله ، سوریه مشروعیت استقرار نیروهای خود را در خاک لبنان تحت عنوان "نیروهای واکنش سریع" که بر ضد جبهه مسیحیان به رهبری بشیرجمیل و قوات لبنانی فعالیت می‌کرد، از سوی کشورهای عربی کسب نمود. کار به جایی رسید که اختلاف بین سوریه و جناح مسیحیان به رویارویی خشونت آمیز کشیده شد و اسرائیل نیز در ابتدا از طریق ارائه کمک‌های غیرمستقیم به جناح مسیحی وسپس از طریق مداخله مستقیم در صحنه داخلی لبنان موفق شد وارد درگیری سوریه و جناح مسیحی طی سالهای (1982_1978 ) شود.

ج)در تاریخ 6 ژوئن سال 1982، ارتش اسرائیل وارد لبنان شد(عملیات صلح برای الجلیل) و زیر ساخت‌های نظامی و سیاسی سازمانهای تروریستی فلسطینی در لبنان و بیروت را ویران کرد ، اما سوریه که از ضعف بارزی در عرصه نظامی وسیاسی رنج می‌برد، بر آن شد که حزب الله لبنان را از طرف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران شکل دهد وبدین طریق به تروریسم و جنگ چریکی که حزب الله بر ضد نیروهای چند ملیتی(آمریکا و فرانسه) و ارتش اسرائیل دست می زد، کمک کرد. در نوامبر(آبان ماه) سال 1985، ارتش اسرائیل ناچار شد بدون هر گونه توافق سیاسی عقب از لبنان نشینی نماید. عقب نشینی این رژیم پس از آن صورت گرفت که یک رشته عملیات گسترده علیه ارتش اسراییل از سوی حزب الله و جنبش امل و با ترغیب سوریه و ایران به اجرا در آمد.

9)سوری‌ها از خلأ قدرت سیاسی ناشی از عقب نشینی ارتش اسرائیل بهره برداری کردند تا سیطره خود را بر لبنان تحکیم ببخشند. در سالهای 1991 _ 1989 ارتش سوریه، اردوگاه مسیحیان لبنانی مخالف سوریه به رهبری میشل عون را تحت کنترل خود در آوردند و بخش مسیحی نشین لبنان در منطقه جبل را اشغال کرد و شبه نظامیان مسیحی را متلاشی نموده و به تسویه حساب با رهبرانشان و تبعید آنها پرداخت. به این ترتیب کسانی برای اداره لبنان برگزیده شدند که وابسته و منتسب به دمشق باشند و رئیس جمهور لبنان نیز طرفدار سوریه باشد. از آن زمان بود که حکومت لبنان به تمام معنی به دولتی تحت قیمومیت سوریه بدل شد و این امر در "معاهده طائف" که به جنگ داخلی در لبنان و بحران مستمر در این کشور پایان داد، نمودی عینی یافت.

10)در حد فاصل سالهای 2005_،1989 و در مدت اجرای معاهده طائف ،سوری‌ها بار دیگرمجبور نشدند برای تحکیم سیطره خود بر لبنان به مدیریت درگیری مستمر بپردازند و در همین زمان از سیطره خود بر لبنان در زمینه‌های سیاسی،امنیتی و اقتصادی بهره گرفتند . دمشق در سیطره خود بر لبنان تنها به حضور نیروهای ارتش و نیروهای امنیتی تکیه نکرد بلکه از نفوذ عمیق و گسترده لبنانی‌های طرفدار خود در بافت‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی لبنان سود جست . معاهده طائف به لبنان استقلالی ظاهری بخشید اما در حقیقت لبنان به یکی از استان های سوریه بدل شد که مسوول سرویس امنیتی و دستگاه اطلاعاتی سوریه ژنرال "غازی کنعان" از نزدیک بر آن نظارت داشت. (غازی کنعان بعدها خودکشی کرد و سرتیپ " رستم غزالی" که مظنون به دخالت در ترور رفیق حریری است، جانشین وی گردید.)

11) طی آخرین دهه قرن گذشته، سازمان داخلی لبنان بر اساس توازن قدرت داخلی بین طوائف بزرگ در این کشور شکل گرفت و در پشت پرده ،همواره ترس از شروع جنگ های داخلی وجود داشت ولی هیچ یک از طرفین تمایل برای دامن زدن به آن نداشتند. در پی معاهده طائف ،شبه نظامیان مسیحی و دروزی متلاشی شدند ودر مقابل نهادهای لبنانی وابسته به سوریه ترمیم و تقویت گردیدند و اقتصاد لبنان نوسازی شده و بیروت نیزدر زمان تصدی رفیق تصدی حریری بازسازی شد( و او را به سمبل و نماد بازسازی لبنان از آثار جنگ تبدیل نمود) وارتش لبنان و دستگاههای اطلاعاتی آن(که شدیدا زیر نظر دستگاههای اطلاعاتی سوریه قرار داشتند) آماده و تقویت شدند. تنها سازمان حزب الله از تمامی این امور مستثنی شد، زیرا که سوری‌ها با بهانه تداوم مقاومت بر ضد اسرائیل و به دلیل استمرار وجود منطقه امنیتی در جنوب لبنان، مخالف خلع سلاح حزب الله بودند.

12)شکست مخالفان سنتی برای از بین بردن سیطره سوریه بر لبنان به ویژه طائفه مسیحی مارونی: در پی فروپاشی و شکست انقلاب مردمی مخالف سوریه به رهبری میشل عون ، رهبران جناح مسیحی در زمان معاهده طائف، به خود جرات نمی دادند که از خط و مشی سیاست‌های سوریه عدول کنند. زمانی که حافظ اسد رئیس جمهورپیشین سوریه در گذشت ، هیچ مخالف سازمان یافته‌ای در لبنان وجود نداشت که قدرت و توانایی اقدام علیه سوریه را داشته باشد . سران سابق جناح مسیحی یا در تبعید بودند (مانند میشل عون که در تبعیدگاهش در فرانسه تلاش داشت که طرفداران کثیر خود را ساماندهی کند) یا به زندانهای طولانی مدت محکوم شده بودند(مانند سمیر جعجع ) یا به آنها مشروط بر این که متعهد شوند در پی کسب قدرت نباشند ، اجازه داد شد بار دیگر به لبنان باز گردند(مانندامین الجمیل). این شرایط و اوضاع در آستانه "جنگ دوم لبنان" و در پی حوادث و تحولات مزبور تغییر کرد.

13)درگذشت حافظ اسد رئیس جمهورسابق سوریه حادثه بسیار مهمی بود. پسروی بشار اسد ، مدت کوتاهی پس از خروج نیروهای ارتش اسرائیل از لبنان، قدرت را در سوریه به دست گرفت. تغییر ساختار قدرت در سوریه تاثیری طولانی مدت در صحنه داخلی لبنان داشت . حافظ اسد نظام مخوفی را در سوریه و لبنان از طریق استعمار وحشیانه و توسل به زور بر ضد مخالفانش بنا نهاده بود که این امر در برخی موارد به تسویه حساب‌های شخصی مخالفان سوریه در لبنان به ویژه از سوی سرویس‌های اطلاعاتی سوریه و عاملان نفوذی این کشور در لبنان می انجامید. با به قدرت رسیدن بشار اسد که از تجربه لازم و چهره "کاریزماتیک" برخوردار نبود، به تدریج این ترس و نگرانی که پیش از این در سوریه حاکم شده بود و لبنانی‌ها نیز از حاکم دمشق چنین احساسی را داشتند و در لبنان نیز توسط عاملان نفوذی آنها به مورد اجرا در می آمد، کاسته شد و به نظرمی رسید که از ابهت نظام سوریه نه تنها در بین محافل مخالفان "ساماندهی سوریه" در لبنان بلکه همچنین در میان حزب الله و سایر طرفداران سوریه در لبنان که به استقلال و آزادی عمل بیشتری برای رویارویی با نظام سوریه دست یافته بودند، کاسته شده است.

14)راهبرد جدیدی که در خاورمیانه پس ازعملیات ترویستی 11 سپتامبر به وجود آمد، باعث شد که آمریکا با سرنگونی صدام حسین، عراق را تحت سیطره خود در آورد و این امر باعث شد که سوریه را به عنوان یکی از کشورهای محور شرارت قلمداد کند . در پی آن فشارهای خارجی بر این کشور افزایش یافت تا دست از سیطره خود بر لبنان بردارد و آمریکا و فرانسه نیز از طریق تلاش‌های دیپلماتیک که در قطعنامه 1559 شورای امنیت سازمان ملل (مصوب در تاریخ 2 سپتامبر 2004 )تجلی یافت، تلاش کردند دمشق را وادار کنند که به سیطره خود بر لبنان پایان بدهد . این قطعنامه قاطعانه از حاکمیت لبنان حمایت می کرد و خواستار خروج تمامی نیروهای غیرلبنانی (ارتش سوریه) و متلاشی کردن شبه نظامیان(یعنی حزب الله لبنان) و سازمانهای غیر لبنانی در این کشور( سازمانهای تروریستی فلسطینی در اردوگاههای آوارگان) شده بود.

15) ولی دیری نپایید که روند ساماندهی سوریه در لبنان به شکلی دراماتیک به ثمر نشست و رفیق حریری نخست وزیر پیشین لبنان که مخالف حرکت در راستای سیاست‌های سوریه بود ترور شد . پس از ترور حریری ، واکنش ها به صورت اعتراضات مردمی بی سابقه‌ای که دامنه‌اش به بیروت کشیده شد یعنی "انتفاضه استقلال"در آمد و از طریق همبستگی مخالفان سوریه بین طوائف مختلف لبنان اعم از مسیحی، سنی و دروزی نمود یافت و هزاران تظاهر کننده لبنانی با ریختن به خیابانهای بیروت دست به راهپیمایی ضد سوری زدند. شهروندان لبنانی در رسانه‌های داخلی و بین المللی و در برابر چشم جهانیان به نمایش گذاشته شدند و برای نخستین بار این جرات را یافتند که خواستار خروج ارتش سوریه از لبنان و بیرون راندن سرویس‌های امنیتی سوریه و تغییر عوامل ساسی منتسب به سوریه در اداره لبنان شوند. بشار اسد رئیس جمهور سوریه که فردی تازه کار و بی تجربه بود تسلیم شد و با تن دادن به این فشارها خیلی سریع نیروهای نظامی خود را از لبنان خارج کرد.

16) در این میان،" طائفه شیعی"، بزرگترین طائفه لبنان، در تظاهرات ضد سوری شرکت نداشت . این طایفه بیش ازسایر طوائف از نظر سیاسی،اقتصادی و اجتماعی به خاطر عقب نشینی سوریه از لبنان ضرر کرده بود اما سیدحسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان که از میان این طائفه برخاسته بود، برای نمایش اقتدار ، اقدام به برگزاری تظاهراتی گسترده و پرشور در تاریخ هشتم مارس 2005 کرد .در این تظاهرات صدها هزار لبنانی شرکت کردند اما درواکنش به آن ، مخالفان سوریه نیز با برپایی تظاهرات مشابهی که طی آن صدها هزار نفر به خیابانهای بیروت ریختند ، مخالفت خود را با ادامه حضورنظامی سوریه در این کشور اعلام داشتند که این امراز عمق اختلافات داخلی لبنان وانرژی بالقوه ای که در صحنه لبنان به دنبال خروج نیروهای سوری متراکم شده بود خبر می داد. طی کردن پله های ترقی از سوی حزب الله و رسیدن به جایگاه رهبری از عمق طائفه شیعی

17)حزب الله، سازمانی شیعی و لبنانی است که در تابستان سال 1982 از سوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران و با همکاری سوریه در اوج "عملیات صلح برای الجلیل" شکل گرفت. حزب الله دارای ایدئولوژی اسلامی رادیکال و شیعی با شیوه امام خمینی در ایران بود. این حزب وامدارکمک‌های سخاوتمندانه ایران و سوریه است و سرمایه ای راهبردی و ابزاری مهم برای تحقق اهداف ملی آن دو در منازعه‌ شان با اسرائیل و در لبنان و کل منطقه است.

18) علاوه بر این که حزب الله ابزای راهبردی در دست ایران و سوریه است ، بخش جدایی ناپذیری از سازمان سیاسی و اجتماعی داخلی لبنان نیز می باشد و در میانه ی این دو سازمان به فعالیت مشغول است. بنابراین حزب الله دارای دو هویت است: هویت شیعی و لبنانی و هویت اسلامی رادیکال جهادی با الگوی ایرانی.این دو هویت در کنار یکدیگر در تنشی دائمی فعالیت می‌کنند:

الف)هویت لبنانی:حزب الله به عنوان یک سازمان لبنانی، دارای ویژ گی طائفه‌ای است. حزب الله از حمایتی گسترده در میان طائفه شیعی برخوردار است که بزرگترین طائفه در لبنان است و بیشترین خسارت ها را متحمل شده است. تا حدی این طائفه تلاش کرده است که به جایگاهی قوی در صحنه داخلی لبنان( به ضرر مسیحیان و مسلمانان اهل سنت) دست یابد. حزب الله همچنین تلاش دارد همچون عاملی ظاهر شود که برای تحقق مصالح و منافع ملی، به شکلی همه جانبه، به ویژه در منازعه با اسرائیل تلاش می کند و در همینین راستا تلاش زیادی می کند که خود را به عنوان حامی لبنان در مقابل اسرائیل نشان دهد.

ب) هویت جهادی: درهمین حال، حزب الله یک سازمان واجد ابعاد اسلامی و رادیکال است که با حمایت و پشتیبانی ایران به فعالیت مشغول است و ایدئولوژی ای را برای خود برگزیده است که اصل و اساس آن برگرفته از ایران است .این هویت و وابستگی گسترده حزب الله به ایران و سوریه است که ایدئولوژی مبارزه برای نابودی اسراییل را به آن دیکته می کند. حزب الله همچون ایران، آشکارا سیاستی ضد غربی و به طور مشخص سیاستی ضد آمریکایی را دنبال می کند و این درست بر خلاف آنچیزی است که طی سالهای متمادی در تاریخ و پیشینه لبنان دیده شده که بر دولت‌های غربی تکیه داشته است. رهبری ایران به عنوان منبع مرجع دینی و سیاسی حزب الله است. (پوسترهایی که تصاویر آیت الله خمینی و آیت الله خامنه‌ای بر روی آنها نقش بسته است در جنگ دوم لبنان در پایگاههای حزب الله در جنوب لبنان آشکارا مشاهده شده است).

19) در دو دهه بین جنگ اول و جنگ دوم لبنان، حزب الله جایگاه خود را در میان اجتماعات شیعی تقویت کرد و به همراه جنبش امل که دارای ماهیتی ملی و از جنبش‌های بزرگ طائفه شیعه به شمار می رود، در رویارویی‌های خود با دشمنان و رقبایش ، به پیروزی رسید ( با پوشش و حمایت ایران و سوریه). در آغاز دهه نود حزب الله موفق شد به واسطه کنار زدن جنبش امل ،جایگاهی قدرتمند و پیشرو در میان طائفه شیعه برای خود کسب کند . نبرد شدیدی را که حزب الله علیه"منطقه امنیتی" در پیش گرفت موجب شد که توانمندی و زیر ساخت نظامی آن قوی و مستحکم گردد .همچنین مبالغ هنگفتی که از ایران دریافت کرد و نیز جذابیتی که سید حسن نصرالله از آن برخوردار است و بالاتر از آن ، حمایت مشترک سوریه و ایران ، همه و همه دست به دست هم دادند که حزب الله به جایگاهی بلند و رفیعی دست یابد که در گذشته از آن برخوردار نبود.

20)منابع اصلی مالی حزب الله که ازسوی ایران تامین می شود به این حزب کمک می‌کند تا فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی گسترده‌ای در میان طائفه شیعه داشته باشد و این مهم را با سوء استفاده از بی توجهی تاریخی ای که از دیر زمان گریبانگیر فرزندان طائفه شیعه بوده، انجام می دهد. این فعالیت‌ها زمینه‌های گسترده‌ای را از جمله در حوزه‌های تربیتی، آموزشی، بهداشتی، رفاهی ومذهبی شامل می شود . بدین ترتیب حزب الله به دلیل مسائل صرفا داخلی لبنان و نه به دلیل مناقشه آن با اسرائیل، توانست در میان طائفه شیعه برای خود جای پایی محکم باز کند و این ریشه دواندن و نفوذ باعث شده است که در میان این طائفه از حمایت‌های گسترده‌ و چشم‌گیری برخوردار باشد و این فرصت برایش فراهم گردد که کادرهای خود راازمیان طائفه شیعی برگزیند و نیروهایش را به طور خاص از میان این طائفه انتخاب کند، تا جایی که پس ازآن همه رنج و مرارتی که در جنگ دوم لبنان گریبانگیرش شد، باز هم از حمایت این طائفه بر خودار بود.

منبع: فارس

نظرات

  • انتشار یافته: 1
  • در انتظار بررسی: 0
  • غیر قابل انتشار: 0
  • IR ۱۸:۱۱ - ۱۳۹۷/۰۵/۲۲
    2 0
    فان حزب الله هم الغالبون

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس