کد خبر 8216
تاریخ انتشار: ۱۰ مهر ۱۳۸۹ - ۱۱:۲۱

راديو امريکايي فردا گفت وگوي مفصلي با غلام کويتي پور از حماسه خوانان دوران جنگ انجام داده است.

به گزارش مشرق به نقل از خبر آنلاين، وي در اين مصاحبه تاکيد مي کند:« حماسه خواني بگوييم بهتر است. به عنوان مداح نبودم. من سه دهه است... خدايي اش به ما نگوييد مداح. حالا درست است در جمع هايي بوديم، خوانديم، ولي بيشتر حماسه خوانديم تا اينکه روضه خواني کنيم. خيلي ها به من گفتند آقا چرا روضه نمي خواني؟ گفتم مگر من روضه خوانم که روضه بخوانم؟»
مهم ترين بخش هاي اين گفت وگو به اين شرح است:
* ما به هر حال يک فرهنگ ???? ساله داريم که انشاءالله اين فرهنگ غني دوباره برگردد. ديانت اسلام هم که در کنارش هست. اقليت هاي مذهبي هستند.
* من يک مصاحبه مطبوعاتي کرده بودم، گفتم اگرمن صد سبک توي اين سه دهه خوانده باشم، هيچکدام از اين سبک ها به جز چهارپنج تا انگشت شمار که از قبل به عنوان نواهاي مذهبي مطرح بود، خب يک سبکي بود که آقاي بخشو مي خواند: زينب بگفتا اي شه لب تشنه کامان در جنگ عدوان آه و الامان که خيلي طرفدار داشت سريال دليران تنگستان هم گوشه اي از اين مرحوم بحشو پخش مي شود.
*من نواهايي که خودم خوانده ام، داشته ها و تجربياتي از موسيقي پاپ بوده که مورد علاقه ام بوده. با احترام به موسيقي اصيل ايراني که من هميشه مي گويم موسيقي اصيل ايراني من با احترام مي گويم موسيقي مقدسي است. چون واقعاً لهو و لعب نمي بينم. حالا ملودي هاي شش و هشت هست و براي جشن ها خوانده مي شود...
*آن زمان که ما اين نواي ممد نبودي را خوانديم، خيلي ها گفتند آقا چرا نمي گويي ملوديش مال خودت است. گفتم ببخشيد براي چه دروغ بگوييم آخر؟ وقتي ملودي مال ما نيست، مال بخشو هم نيست. مال گذشتگان است اما شناسنامه اي ندارد.
*کاري از تلويزيون پخش شد با حضور حضرت امام و نام شهدا هم.... خيلي جالب است قرار بود کسي ديگر بخواند. به اصطلاح فرزند آن شاعر به نام معلمي که همه مي شناسندش و يک کشاورز است در اهواز. سواد آن چناني ندارد. اما هر بيتي را مي گويد شما با هر نوايي مي خوانديد آن موقع، به دل مردم مي نشست. شعراي ديگري هم بودند. من خودم ملودي ها را مي ساختم. اين هم به لطف خدا. هيچوقت هم نگفتم که ملودي ها مال منست.
گفتم جالب است «اي شهيدان به خون غلطان خوزستان درود». نفس اين مردي که ادعاي شاعري نمي کند که يک بار که من آمدم نماز جمعه تهران براي اينکه يک کار حماسي بخوانم، گفتند آقاي کويتي پور هفت دقيقه هشت دقيقه. گفتم شما به جاي ما يک سلام بکنيد. هزار کيلومتر کوبيديم زميني آمديم حداقل وظيفه داريد که دين شاعر را ادا کنيد. نمي خواهيم که چهار ساعت بخوانيم. روي هم رفته بيست بيت است اين و بيست بيت را بدون مکث مي خوانيم که هم قصه شعر مشخص شود و هم پايانش مشخص شود. که ما حدوداً ربع ساعت از وقت را گرفتيم و خوانديم« هنگام پيکار ياران خدا آمد»...
*در زمان جنگ مرز بيست سالگي بودم. خدمت سربازي. يعني با پيروزي انقلاب خدمت سربازيم تمام شد. يک خانواده ?? فرزندي هستيم. ديديد ديگر حالا تو عوام ما مي گويند آقا طرف سيد است ديگر. مادر ساده ما مي گفت اگر فرض کن همسايه ما سادات بودند ديگر، من اولين بار آنجا خواندم. براي ذکر امام حسين.
* پدرم در سن ?? سالگي در سال ?? که امام تبعيد شد از مملکت و زادگاهش، عمرش را داد به شما. نيروي نظامي شهرباني بود به قول آن موقع، به قول امروزه نيروي انتظامي. به هر حال دشمن داشت. ايشان را مسمومش کردند. حالا نظام آن وقت هم متاسفانه رسيدگي نکرد. توي اين يکي دو ساله توانستيم حقوق سال ?? تا حالا را زنده کنيم.
*اگر مردم زياد آگاهي ندارند و نمي دانند حتي ما متولد کجا هستيم، دليل دارد. اين خواندن احتياج به منيت ها ندارد. من وقتي که راه به راه مردم تقاضا مي کردند به عنوان سرودي که براي پيامبر خوانده شده... اينها را بعدش ديگر آمديم صدا و سيما. آن موقع ايميل و اين چيزها نبود که. حالا فوقش يک تلفن بود. خيلي از طلبه هاي حوزه زنگ مي زدند آقا کار قشنگ است اما چرا نام رسول خدا را به جاي اينکه محمد خطاب کند، ممد خطاب مي کند؟ گفتند آقا اين سرود اصلاً براي رسول خدا نيست. حالا درخواست مي شود مهم نيست که دوباره پخش شود. ولي گفتم يک فرهنگ هاي من درآري که يقيناً مافياي در خدمت ابرقدرت ها هست. که مي بينيد داستان هايي براي مادحين ما درست مي کنند. دوران جنگ هم دور و بر ما و آقاي آهنگران زياد مي چرخيدند به هر ترفندي يک خورده وجهه را زير سئوال ببرند.
*«به هرحال کساني که دشمن اين آب و خاک هستند. چون من نيش خورده ام. سي سال است دارم نيش مي خورم.»به هرحال کساني که دشمن اين آب و خاک هستند. چون من نيش خورده ام. سي سال است دارم نيش مي خورم. ولي نفس مسيحايي امام مي گفت "جنگ در راس امور است". به خاطر اينکه انگار نه انگار جو سازي را من اهميت نمي دادم. که به ضررم هم تمام شده . الان سي سال است که ريالي حقوق هم نگرفته ام.
*خيلي. مخصوصاً شب هاي عمليات. نه من بلکه آقاي آهنگران هم که اشعاري را مي خواند براي شب هاي عمليات، نمي رسيد. چند وقت پيش ها هم به يک روحاني گفتم. گفتم چرا پشت سر اين خواننده به اين راحتي داري حرف مي زني؟ و چرا من به راحتي... هيچ شناختي ندارم. صدا و تيپ و شخصيت آن خواننده مذهبي را به قول امام... مي گفت خواننده مذهبي... خيلي دوست دارم. گفتم شما که تجربه داريد، شکنجه ديديد، وقتي خيلي راحت داريد اين انگ را مي چسبانيد، پس من چه توقعي از عوام داشته باشم که شايعه پراکني مي کنند. به قول سياسيون ترور شخصيت.
*من يک آلبوم خواندم ايدئولوژيک. آلبوم دوم آلبوم تقلبي بود که نه قراردادي دارد و تقليد صدا شده متاسفانه. دو تا از کارهايش با صداي خودم است. يکي" حيلت رها کن عاشقا" و ديگري" اي آسمان ابر تو اشکش ديگه دريا نميشه" اينها اصلاً نه نوحه است. آن يکي که اصلاً حماسه است.
* يک آلبومي را قراداد بستيم موسيقيايي به نام خورشيد که تشکيل مي شد از حماسه، عرفان و عشق. هر نوع عشقي. اما وقتي من به آن عشق دارم نگاه مي کنم به اشعار فکر مي کنم به ياد خدا توجه مي کنم، اين را نمي خواهم که اگر کس ديگري عشقي زميني يا آسماني دارد،فرق نمي کند او هم بتواند لذت ببرد. اما وسط کار گفتند که نه آقا. بايد دو تا کار مذهبي باشد.
*[درباره تقليد دو رپ خوان از نوحه ممد نبودي در اعتراض به حوادث پس از انتخابات]توي جبهه هم مي گفتند. مي گفتند کاشکي نبود اگر هم بود يک انگي هم به او مي چسبيد. گفتم ببين اعتراض کنيد، انتقاد کنيد. من کويتي پور هم در کنارتان هستم. ولي خواهشاً وقتي که اسم بيگانه در شعار مي آيد، آن هم شعار انحرافي، آن هم رئيس جمهور آمريکا، اين همه پيامبر، رفتيد جرجيس را انتخاب کرديد. و وقتي که ما فرهنگ مان ايراني است... ديديد توي يک خانواده دلخوري پيش مي آيد، شايد همسايه ديگري بيايد ميانجيگيري کند، سريع چه مي گويد مرد آن خانه؟ مي گويد ببخشيد جر و بحث ما خانوادگي است لطفاً دخالت نکنيد.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس